ابن مشغله (داستان یک زندگی، جلد اول)
۳٫۹از ۱۷۲۲ نظر

دانلود کتاب ابن مشغله (داستان یک زندگی، جلد اول)

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه
۳٫۹از ۱۷۲۲ نظر
۳٫۹از ۱۷۲۲ نظر
۳٫۹از ۱۷۲۲ نظر
دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب ابن مشغله (داستان یک زندگی، جلد اول)

«ابن مشغله» نوشته نادر ابراهیمی(۱۳۸۷-۱۳۱۵)، نویسنده و کارگردان ایرانی است.

در بخش ابتدایی این داستان می‌خوانیم:

آن روزها که پدر می‌گفت: «می‌خواهیم آب حوض را بکشیم. آب حوضی سه تومان می‌گیرد. تو همان سه تومان را می‌گیری بکشی؟» و من، بلافاصله لخت می‌شدم و سطل کهنه‌ی پر از سوراخ را می‌گرفتم دستم و می‌پریدم توی حوض و آن آب را که رنگ سبز تیره داشت، می‌ریختم توی باغچه یا آب‌رُوِ باریک کنار حوض، مراقب ماهی‌های سرخ و خاکستری هم بودم و تَهاب را از اَلَک سیمی رد می‌کردم و ماهی‌های مضطربِ معلّق‌زنِ جان بر کف را می‌گرفتم و می‌انداختم توی طشتِ آب روشن، و زندگیِ تندِ آمیخته به ناباوری‌شان را می‌نگریستم و گاه در تهِ حوض، در لابه‌لای لجن‌ها، چیزی را می‌یافتم که مدّت‌ها پیش گم کرده بودم.

ده دوازده سال بیشتر نداشتم هرگز گمان نمی‌کردم که این در طبیعت من باشد که هر شغلی را (اگر شرافتمندانه‌اش بدانم) بلافاصله بپذیرم و به این که از من بر می‌آید یا نمی‌آید اصلاً فکر نکنم؛ و گمان نمی‌کردم که نتوانم در هیچ شغلی آنقدر دوام بیاورم که لااقل یک بار یک درجه ترفیع بگیرم و لذّت اضافه حقوق و تعویض رتبه را حس کنم و مژده‌ی افزایش و «ترقّی» را به خانه ببرم و چون بوی آوازهای خوش و صدای گُل در خانه پخش کنم…

ali
۱۳۹۹/۰۷/۲۶

این کتاب عالی است

zalzalak
۱۳۹۹/۰۷/۲۷

درس زندگیه این کتاب لحظات انتخاب بین راه سخت و شرفتمندانه یا راه آسون و ... رو خوب به تصویر میکشه متن به سلیس و روانی داره که شمارو با خودش همراه میکنه و در یک کلام برای من خاطره ی شیرینی بود

- بیشتر
کاربر ۱۸۹۲۷۸۹
۱۳۹۹/۰۷/۲۱

کتاب پند در قالب رمان است

AS4438
۱۳۹۹/۰۷/۲۶

عالی، بخوانید و لذت ببرید.

9960
۱۳۹۹/۰۷/۲۸

سلام دست سازنده اش درد نکنه کتاب قشنگی

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۶۶۵)
«حال» را می‌شود با درد گذراند؛ امّا تصوّر دردآلود بودن آینده و دوام بدون دگرگونی «حال» ، انسان را از پا در می‌آورد
میـمْ.سَتّـ'ارے
«ما، بدونِ زنانِ خوب، مردان کوچکیم…»
Rsi Sd
راستی چرا هیچ مریضی حق ندارد به پزشک بگوید: «نسخه‌ات مرا خوب نکرد. پولم را پس بده!» یا «نسخه‌ات حال مرا فقط کمی بهتر کرد. بنابراین نصف پولم را پس بده!» هیچ می‌دانید که اگر روزی چنین چیزی رسم بشود، بدون تردید همه‌ی دکترها __ حتّی بی‌استعدادترین‌شان __ به فکر معالجه‌ی جدّی مریض‌هایشان می‌افتند؟ یعنی قضیّه‌ی طب و معالجه به کلّی شکل دیگری پیدا می‌کند؟
محمدرضا
ما، قبل از هر چیز، به یک رستاخیز اخلاقی نیازمندیم. فقط همین.
k.t
ما، بدون زنان خوب، مردان کوچکیم.
h.kaviani
این مسلّم است که نه فقط بچّه‌های بی‌گناه بلکه بسیاری از نوجوان‌های عاقل و هشیار هم نمی‌دانند که می‌خواهند چکاره بشوند و برخی هم که می‌دانند، نمی‌توانند بشوند.
k.t
اگر رسیدن به «صد» هدف ماست و سخن گفتن از «صد» قصد ما، و به دلیل مجموع شرایط __ کمداشت‌ها و ناتوانی‌ها __ نمی‌توانیم مستقیماً تا صد بشمریم، چرا پنج بار از یک تا بیست نشمریم؟ شرط اصلی و ثابت ما فقط باید این باشد که به هیچ دلیلی از «صد» چشم نپوشیم و کوتاه نیاییم.
SFatemehM
شبی در سیاه‌چادر چوپان پیری بودم. از او خواستم که تمام زندگی‌اش را برایم حکایت کند. گفت: برادر، چه حکایتی؟ ما اصلاً زندگی نکردیم تا حکایتی داشته باشد.
....
«راه، بهتر از منزلگاه است.»
ツAlirezaツ
آدم خیال می‌کند که اگر روبروی یک بچّه بنشیند و مسائلی احمقانه را مطرح نکند، گناهی مرتکب شده است و یا حتماً لازم است که درباره‌ی «مشاغل آینده»‌ی طفل معصوم اطّلاعات دقیقی به دست بیاورد…
SFatemehM

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۱۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۴,۰۰۰ تومان
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۸۶/۰۶/۰۴
شابک۹۶۴-۵۵۲۹-۲۰-۴
تعداد صفحات۱۱۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۴,۰۰۰تومان
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۸۶/۰۶/۰۴
شابک۹۶۴-۵۵۲۹-۲۰-۴