با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
می‌شکنم در شکن زلف یار

دانلود و خرید کتاب می‌شکنم در شکن زلف یار

۳٫۷ از ۸۱۶ نظر
۳٫۷ از ۸۱۶ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب می‌شکنم در شکن زلف یار  نوشته  حسین سروقامت  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب می‌شکنم در شکن زلف یار

«می‌شکنم در شکن زلف یار» به قلم حسین سروقامت( -۱۳۴۳)، نویسنده و اندیشمند اجتماعی است.

این کتاب دربردارنده مجموعه‌ای از نوشته‌های داستانی کوتاه است که با نگاهی انتقادی به مسائل گوناگون اجتماع می‌پردازد.

در یکی از داستان‌ها می‌خوانیم:

«در آن شب گرم تابستان، خسته از تلاشی سخت و مدام، هر چه کوشیدم خوابم نبرد. دیدار او خواب را که از من گرفته بود، هیچ... کشانده و برده بود مرا تا دوران طلایی و پرخاطره کودکی. آن روزها که بی‌خبر از غصّه بزرگترها، همنوای کودکان دیگر، طول کوچه‌ها و خیابان‌ها را گز می‌کردیم و می‌گفتیم:

بارون می‌آد چر چر

پشت خونه هاجر

چه روزهای شاد و مفرحی! خاطره شیرین آنها، امروز نیز گرمابخش دل برنای ماست... راستی شما هم با دوران کودکی خود انسی دارید؟ یا هر از گاهی با مطالعه ادبیات کودکان و نوجوانان، پلی به عالم خردسالی خویش می‌زنید؟ اصلاً با چنین مقوله‌ای در ایران و سایر نقاط جهان آشنایید؟

مثلاً فکر می‌کنید ممکن است کارتون «سیندرلا» ، بیانگر همان قصّه «ماه پیشونی» خودمان باشد؟! یا کارتون «بند انگشتی» برگرفته از قصّه «نخودی» که ما در فضای فرهنگی کشورمان آنها را ساخته و پرداخته‌ایم؟! یا گمان می‌کنید «لویس استونسون»، نویسنده و شاعر مشهور، تمثیل زیبای «فیل در تاریکی» را که مولوی در مثنوی خویش به تصویر کشیده، دست‌مایه یکی از آثار ماندگار خود ساخته باشد؟ من هم مثل بسیاری از شما چنین گمانی نمی‌کردم؛ تا اینکه او را دیدم و از این باب دریچه‌ای به رویم گشود.»

M.A.R.
۱۳۹۵/۰۶/۲۳

کتاب خیلی خوبی بود.

محمدامین
۱۳۹۵/۰۷/۰۹

بسیار کتاب زیبا و روشنفکرانه ای است . داستان های کوتاه و بسیار زیادی داره با اینکه یکم باعث شلوغی ذهن میشه ولی واقعا کار آمده . تنها توصیه میکنم در طول مدت بخوانید نه یکسره .

MOHAMMAD
۱۳۹۵/۰۶/۲۷

واقعاً عالیه👌

نازنین نوروزی
۱۳۹۶/۰۵/۲۳

وای خیلی بد بود...از اون کتابایی که میخواد به زور بگه فقط اسلام خوبه!

Daneshe.Ketab.Khandan
۱۳۹۸/۰۷/۲۴

من از کتاب خوشم اومد . چون جدای از واقعی یا غیرواقعی بودنش ( که خداییش بعضی داستاناش به شکلی ضایع تکراریه و صدجای دیگه خوندم قبلا ) به نکاتی برای فکر کردن اشاره می کنه که میتونه خیلی در

- بیشتر
F.M
۱۳۹۶/۱۰/۲۳

کتاب خیلی جالبی هست

ما ابد در پیش داریم....
۱۳۹۸/۰۴/۰۳

عاااااااااالی......جذابیتش ازنیمه هاش آشکار میشه........

zeinab
۱۳۹۶/۰۴/۲۷

تعجب میکنم مردم میان اینقدر راحت میگن همه این داستان‌ها تخیلی! نویسنده کتاب طی یک گفتگوی کوتاه در خندوانه گفت که داستان‌ها واقعی هستند. مطمئنا که نویسنده برای نوشتن شاخ و برگ داده به موضوع ولی بن ماییه داستانها حقیقی

- بیشتر
علی.میم
۱۳۹۶/۰۹/۰۷

برا منی که کم مطالعه میکنم خوب بود ا

Elham F
۱۳۹۸/۱۰/۳۰

این کتابو امروز سرکار خوندم. خوشم اومد چون تا ته تموم شد یعنی تا حدی جذابیت داشت.. گفتم تا حدی بدم اومد چون نویسنده علاقه داشت خواننده‌رو به خصوص -نسل جوان- پند و اندرز کنه. و اینکه اول کتاب رو با بدحجابی

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۳۳)
آنها همه می‌دانند اگر زنی محجوب شد، دیگر در کوچه و خیابان از لوازم آرایشی که آنها می‌سازند، استفاده نمی‌کند. دیگر لخت و عور مبلّغ کالاهای آنان نمی‌شود. دیگر با مردان بیگانه به دریا نمی‌رود. دیگر نمی‌تواند در هر مجلس و محفلی شرکت کند، بزند و برقصد...! باز هم فکر می‌کنید همه این حرف‌ها به خاطر یک متر روسری است؟
مهدی
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن منم که دیده نیالوده‌ام به بد دیدن
MOHAMMAD
دختر پرسید اگر من روسری خود را برندارم و در راه حفظ حجابم کشته شوم، آیا شهید محسوب می‌شوم؟ پاسخ شنید: آری. و او با صلابت و استواری گفت: «والله قسم! روسری خود را برنمی‌دارم؛ هر چند در راه حفظ حجابم، جانم را از دست بدهم.»
|جمع نقیضین|
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن منم که دیده نیالوده‌ام به بد دیدن
دختر دریا
زندگی صحنه زیبای هنرمندی ماست... هر کسی نغمه خود خوانَد و از صحنه رود. صحنه پیوسته به جاست؛ خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد!
دختر دریا
خاک بر سر مملکتی که شاه آن برای رفتن به شمال آن مملکت باید از روسیه اجازه بگیرد و برای رفتن به جنوب آن از انگلستان!
mb
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن منم که دیده نیالوده‌ام به بد دیدن
|جمع نقیضین|
می‌دانید، زن غربی خیلی بخشنده است. همه را از خوان پر نعمت خویش بهره‌مند می‌کند؛ اما خود همیشه سرگردان و تشنه است! گفتم تشنه چه چیز؟ گفت تشنه اینکه به او بنگرند، طالبش شوند و پی‌اش را بگیرند. همه همت زن غربی این است که از کاروان مُد عقب نماند و هر روز جلوه‌ای تازه کند. او اسیر و در بند خویش است... و در این اسارت، سرخوش. او هرگز به رهایی فکر هم نمی‌کند، چون آزاد است و رها... اما در قفس! زن غربی نمی‌داند کیست!
|جمع نقیضین|
چه رمز آلود و شگفت است آفرینش اشک! از دل سوخته برمی‌خیزد و بر دل سوخته التیام می‌بخشد. هم درد است و هم درمان!
|جمع نقیضین|
می‌دانید، زن غربی خیلی بخشنده است. همه را از خوان پر نعمت خویش بهره‌مند می‌کند؛ اما خود همیشه سرگردان و تشنه است!
|جمع نقیضین|

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۸۶ صفحه
قیمت نسخه چاپی۹,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۶/۰۶/۱۲
شابک‌‫‬‭۹۶۴-۵۳۱-۰۵۴-۷
تعداد صفحات۲۸۶صفحه
قیمت نسخه چاپی۹,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۶/۰۶/۱۲
شابک‌‫‬‭۹۶۴-۵۳۱-۰۵۴-۷