با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
هوای تازه

دانلود و خرید کتاب هوای تازه

۴٫۳ از ۲۳ نظر
۴٫۳ از ۲۳ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب هوای تازه  نوشته  احمد شاملو  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب هوای تازه

کتاب هوای تازه مجموعه اشعاری است از احمد شاملو، شاعر نوگرای معاصر ایران، که به الف. بامداد تخلص می‌کرد. اشعار این کتاب که یکی از غنی‌ترین مجموعه‌های شعری او است، در قالب شعر سپید سروده شده‌اند.  

درباره کتاب هوای تازه

کتاب هوای تاره تعداد زیادی از مشهورترین اشعار احمد شاملو را در خود جای داده است: اشعاری چون: پریا (شعر فولکلور)، زخم قلب آبایی، مرگ نازلی، مرغ باران، سرگذشت، مه، بودن، و نمی‌رقصانمت چون دود… شعرهای زیبایی که به زیبایی در صفحه ادبیات معاصر ایران حک شده‌اند و تاریخ را در دل خود دارند. به عنوان نمونه می‌توان به «شعر گم شده» اشاره کرد که در سال ۱۳۳۳ در زندان قصر سروده شده است:

موجی شکسته می‌رسد از دور و من عبوس

با پنجه‌های درد بر او دست می‌زنم.

تا صبح زیرِ پنجره‌ی کورِ آهنین

بیدار می‌نشینم و می‌کاوم آسمان

در راه‌های گم‌شده، لب‌های بی‌سرود

ای شعرِ ناسروده! کجا گیرم‌ات نشان؟

کتاب هوای تازه، به نوعی معرفی شعر سپید است. شاملو با سرودن این مجموعه، که برای اولین بار در سال ۱۳۳۶ منتشر شد، به دفاع از شعر سپید برخاست. او به سبب رویکرد ادبی و نگاهی به ادبیات و تاریخ ادبیات فارسی داشت، همواره منتقدان و هواداران سرسختی نیز داشت. او در سال ۱۳۲۶ بعد از ملاقاتی که با نیما داشت، به سرودن شعر نیمایی رو آورد اما کمی بعد، وزن را رها کرد و شعر سپید را بنیان نهاد. 

کتاب هوای تازه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

اگر از خواندن شعر سپید لذت می‌برید، کتاب هوای تازه می‌تواند به شما لذتی عمیق هدیه کند. 

درباره احمد شاملو 

احمد شاملو متولد ۲۱ آذر ۱۳۰۴ در تهران است. شاملو متخلص به الف. بامداد و الف. صبح، شاعر، فیلم‌ساز، روزنامه‌نگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگ‌نویس و از دبیران کانون نویسندگان ایران بود. شهرت او در ایران به سبب بنیان گذاشتن یک نوع قالب شعری به نام شعر سپید است. او علاوه بر سرودن شعر به کار ترجمه نیز مشغول بود. بسیاری از شعرهای شاملو به زبان‌های سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی، رومانیایی، فنلاندی، کردی و ترکی ترجمه شده است.

احمد شاملو بعد از تحمل یک دوره طولانی بیماری در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۷۹ از دنیا رفت.

بخشی از کتاب هوای تازه

سرچشمه:

«در تاریکی چشمان‌ات را جُستم

در تاریکی چشم‌هایت را یافتم

و شب‌ام پُر ستاره شد.

تو را صدا کردم

در تاریک‌ترینِ شب‌ها دل‌ام صدایت کرد

و تو با طنینِ صدایم به سوی من آمدی.

با دست‌هایت برای دست‌هایم آواز خواندی

برای چشم‌هایم با چشم‌هایت

برای لب‌هایم با لب‌هایت

با تن‌ات برای تن‌ام آواز خواندی.

من با چشم‌ها و لب‌هایت

اُنس گرفتم

با تن‌ات انس گرفتم،

چیزی در من فروکش کرد

چیزی در من شکفت

من دوباره در گهواره‌ی کودکی خویش به خواب رفتم

و لبخندِ آن زمانی‌ام را

بازیافتم.

در من شک لانه کرده بود.

دست‌های تو چون چشمه‌یی به سوی من جاری شد

و من تازه شدم من یقین کردم

یقین را چون عروسکی در آغوش گرفتم

و در گهواره‌ی سال‌های نخستین به خواب رفتم؛

در دامان‌ات که گهواره‌ی رؤیاهایم بود...»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۷)
سپیده
۱۳۹۷/۰۴/۳۱

💓در خاموشی زنده یاد احمد شاملو؛💓 بعد از حادثه، همه به سر کار خود برگشتند، من ماندم و روحی سرگردان، روحی در کشاکش درد، به فریادی نیاز داشتم، تا خودم را آرام کنم، فریاد من بر نیامد از گلو، و من ... همه از کنارم می گذشتند، و تند

- بیشتر
« امید »
۱۳۹۷/۰۷/۱۴

شاملو ... شاملو ...

nassiM
۱۳۹۶/۰۳/۲۶

خیلی فوق العادس ...💚📚

نیلوفر
۱۴۰۰/۰۲/۲۹

در و گهر بخوانید

اسماء
۱۳۹۶/۱۲/۱۳

سلام اگه امکانش هست کتاب "مثل خون در رگ های من" روهم بذارید

🌻سپیده 🌻
۱۳۹۶/۰۲/۱۰

باز هم "احمد شاملو" ، -از رنجی خسته ام که از آن من نیست، روزگار غریبی است،نازنین من مرگ را زیسته ام... - برای زیستن دو قلب لازمست. قلبی که دوست بدارد و قلبی که دوستش بدارند...

merida
۱۳۹۷/۰۱/۰۹

دارمش خوبه اما یکی از دانشگاه آکسفورد بیاد برای من تشریع کنه ممنون میشم اگه یکی معنیشو میدونه بهم توضیح بده

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۳۶)
روزی ما دوباره کبوترهای‌مان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دستِ زیبایی را خواهد گرفت. روزی که کم‌ترین سرود بوسه است و هر انسان برای هر انسان برادری ست. روزی که دیگر درهای خانه‌شان را نمی‌بندند قفل افسانه‌یی ست و قلب برای زنده‌گی بس است. روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است تا تو به خاطرِ آخرین حرف دنبالِ سخن نگردی. روزی که آهنگِ هر حرف، زنده‌گی ست تا من به خاطرِ آخرین شعر رنجِ جُست و جوی قافیه نبرم. روزی که هر لب ترانه‌یی ست تا کم‌ترین سرود، بوسه باشد.
امیررضا
ای دیریافته با تو سخن می‌گویم به‌سانِ ابر که با توفان به‌سانِ علف که با صحرا به‌سانِ باران که با دریا به‌سانِ پرنده که با بهار به‌سانِ درخت که با جنگل سخن می‌گوید زیرا که من ریشه‌های تو را دریافته‌ام
Harmony
من امیدم را در یأس یافتم مهتاب‌ام را در شب عشق‌ام را در سالِ بد یافتم و هنگامی که داشتم خاکستر می‌شدم گُر گرفتم.
Daryadel
باشد که آن گذشته‌ی شیرین را بارِ دگر به سوی تو باز آرم.
دختر دریا
من آن خاکسترِ سردم که در من شعله‌ی همه عصیان‌ها ست، من آن دریای آرام‌ام که در من فریادِ همه توفان‌ها ست، من آن سردابِ تاریک‌ام که در من آتشِ همه ایمان‌ها ست.
Daryadel
دست بردار، ز تو در عجب‌ام به دَرِ بسته چه می‌کوبی سر. نیست، می‌دانی، در خانه کسی سر فرو می کوبی باز به در.
k.m
استوارم چون درختی پا به جای پیچک بی‌خانمانی را بگوی بی‌ثمر با دست و پای من مپیچ. مادرِ غم نیست بی‌چیزی مرا: عنبر است او، سال‌ها افروخته در مجمرم نیست از بدگوییِ نامهربانان‌ام غمی: رفته مدت‌ها که من زین یاوه‌گویی‌ها کرَم!
محمدحسین
من چه بگویم به مردمان، چو بپرسند قصه‌ی این زخمِ دیرپای پُر از درد؟ لابد باید که هیچ گویم، ورنه هرگز دیگر به عشق تن ندهد مرد!
سَعَیِدہِ
زنده، این‌گونه به غم خفته‌ام در تابوت. حرف‌ها دارم در دل می‌گزم لب به سکوت.
سَعَیِدہِ
بودن گر بدین‌سان زیست باید پست من چه بی‌شرم‌ام اگر فانوسِ عمرم را به رسوایی نیاویزم بر بلندِ کاجِ خشک کوچه‌ی بن‌بست. گر بدین‌سان زیست باید پاک من چه ناپاک‌ام اگر ننشانم از ایمانِ خود، چون کوه یادگاری جاودانه، بر ترازِ بی‌بقای خاک. ۱۳۳۲
Daryadel

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۴۳ صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۳/۰۱/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۵۱-۰۱۶-۹
تعداد صفحات۳۴۳صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۳/۰۱/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۵۱-۰۱۶-۹