با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب به سپیدی یک رویا اثر فاطمه سلیمانی ازندریانی

دانلود و خرید کتاب به سپیدی یک رویا

۴٫۵ از ۲ نظر
۴٫۵ از ۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب به سپیدی یک رویا  نوشته  فاطمه سلیمانی ازندریانی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب به سپیدی یک رویا

کتاب به سپیدی یک رویا نوشته فاطمه سلیمانی ازندریانی است. این کتاب اثری تاریخی و مذهبی درباره زندگی و سفر حضرت معصومه (سلام الله) به خراسان از زبان ندیمه ایشان (سلطان) است. 

درباره کتاب به سپیدی یک رویا

کتاب به روایت جذابی از داستان زندگی حضرت معصومه خواهر امام رضا از زبان ندیمه ایشان می‌پردازد. این رمان جذاب روایتی از زندگی حضرت فاطمه معصومه (س) از دوره پس از هجرت امام رضا (ع) از مدینه به مرو را روایت می‌پردازد.

زمانی که حضرت معصومه در پی درخواست امام رضا(ع)  ایشان قدم در راه سفر از مدینه به مرو می‌گذارند و در نهایت نیز در اثر بیماری در شهر قم به رحمت خداوند می‌روند. زاویه دید بسیار بدیع داستان از آن روایتی جذاب ساخته است. راوی داستان یکی از کنیزان حضرت فاطمه معصومه (س) است که در داستان به شکل و شمایلی تازه و واقعی به روایت داستانی پرداخته است. 

 فضاسازی نویسنده از اندرونی منزل امام معصوم و ساخت چندین شخصیت سپید و خاکستری در این فضا که شرح رفت و آمدها و نگاه مردم در آن دوران تاریخی به امام معصوم و بیت او را روایت می‌کند از ویژگی‌های این متن است که نویسنده توانسته به خوبی از عهده آن برآید.

روایت جذاب و بیان زنانه داستان خواننده را همراه با جزئیات با خود همراه می‌کند. 

خواندن کتاب به سپیدی یک رویا را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به رمان‌های تاریخی و دینی پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب به سپیدی یک رویا

بقیع را هرگز این همه غریب ندیده بودم. وداع آخرمان همان‌جا بود. ابوالحسن بعد از وداع با پیامبر از ما و خاندانش وداع کرد و به سوی بیت‌الله رهسپار شد. خودش هم می‌گریست. چندین بار به سوی حرم پیامبر رفت و بازگشت.

با هر بار رفت و بازگشت امام، با هر بار زیارت امام، نیشتری به روح و قلب ما وارد می‌شد.

معول سیستانی شاید از همه جا بی‌خبر بود که خود را به حضور امام رساند، سلام کرد و سفر به خیر گفت.

امام سلامش را جواب گفت و فرمود: معول مرا خوب بنگر! من از کنار جدم دور می‌شوم و در غربت جان می‌سپارم و در کنار هارون دفن می‌شوم.

خدا را شکر که خواهران حضرت این کلام امام را نشنیدند، وگرنه...

منِ خدمتکار که آتش به جانم افتاد، وای به حال اهل حرم امام. چه کردند با این غم؟!

روی زمین نشستیم: زینب این همه بی تابی نکن. وای فاطمه‌ام این همه ناخن بر این خاک نکش. ام‌کلثوم گریه نکن. آمنه جان، به خدا توکل کن. خدیجه جان برخیز. برخیزید، دنیا که به آخر نرسیده. ابوالحسن چند وقت به سفر می‌رود، بر می‌گردد ان‌شاءالله.

اسماء همه خشمش را نثارم کرد: تو ابوالحسن را به دروغ‌گویی متهم می‌کنی؟!

- من غلط می‌کنم. خاک بر دهان من. این چه سخنی است که به من نسبت می‌دهی؟

فاطمه معصومه از پشت پرده اشک، اسماء را ملامتگر نگاه کرد. اسماء بی‌توجه به فاطمه غیظش را فرو داد: علی گفت رفتنم را بازگشتی نیست، تو می‌گویی ان‌شاءالله بر می‌گردد؟

- عزیزکم برای خدا که سخت نیست!

فاطمه مهربان می‌گوید: علی حجت خداست بر زمین، علی عالم آل محمد است. علی خود می‌داند آنچه بر او خواهد رفت.

- جانم به فدای علی! جانم به فدای تو! چه کنم که آتش غمتان سرد شود؟

اسماء بلند گریست: رهایمان کن.


نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱)
همیشه این سخن ابوالحسن را به یاد داشته باش «مؤمن، مؤمن واقعی نیست، مگر آنکه سه خصلت در او باشد: سنتی از پروردگارش و سنتی از پیامبرش و سنتی از امامش. سنت پروردگارش، پوشاندن راز است، سنت پیغمبرش، مدارا و نرم رفتاری با مردم است و سنت امامش صبر کردن در زمان تنگدستی و پریشان حالی است.»
motarased

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۷۶ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۱۰/۲۴
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۳۷-۸۲۶-۴
تعداد صفحات۱۷۶صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۱۰/۲۴
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۳۷-۸۲۶-۴