معرفی و دانلود کتاب یک خوشه انگور سرخ + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب یک خوشه انگور سرخsubscriptionAvailable

کتاب یک خوشه انگور سرخ

نوع کتاب
۳.۹(از ۱۴ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب یک خوشه انگور سرخ

کتاب یک خوشه انگور سرخ نوشتهٔ فاطمه سلیمانی ازندریانی در انتشارات کتاب نیستان منتشر شده است. کتاب یک خوشه انگور سرخ در جشنواره رضوی عنوان برگزیده را در بخش داستان دریافت کرده است. 

درباره کتاب یک خوشه انگور سرخ

این کتاب داستانی درباره امام جواد(ع) است که از لحظه ورود امام به بغدادتا شهادت ایشان را روایت می‌کند. راوی این داستان ام‌فضل همسر امام و دختر مأمون است که در نهایت با تحریک معتصم خلیفه عباسی، امام را مسموم می‌کند و به شهادت می‌رساند.

نویسنده در این رمان ام‌فضل را به عنوان راوی کتاب انتخاب کرده است و سعی کرده با نگاهی تازه به نقش او به عنوان یک شخصیت منفور و در عین حال ترسو و ناتوان در انتخاب میان خیر و شر، روایتی دست اول از زندگی امام هشتم و نهم شیعیان ارائه کند.

او در این کتاب به زیبایی درون کاخ عباسی و ذهن راوی را به تصویر می‌کشد. این کتاب با استفاده از منابع بسیاری نوشته شده است، منابعی مانند منتهی‌الامال، الارشاد، تاریخ طبری، تاریخ کامل، عیون الاخبار الرضا (ع)، جغرافیای مدینه.

خواندن کتاب یک خوشه انگور سرخ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب به علاقه‌مندان به داستان‌های دینی و مذهبی پیشنهاد می شود.

بخشی از کتاب یک خوشه انگور سرخ

حتی معتصم هم به اندازهٔ پدر دخیل نیست در این فرجام تلخ. گرچه زمزمه‌های او آتش به جانم انداخته. اما نه... این شعله مدت‌هاست سوسو می‌کند. معتصم فقط هیزم به دل این آتش انداخت و شعله‌ورترش کرد. معتصم... معتصم... معتصم...

آیا حدیثی که خواند راست بود؟

«قاتلان خودشان را می‌بخشند و حتی شفاعت می‌کنند...»

قاتل... قاتل... قاتل... من و قتل؟ من و زهر خوراندن به همسر؟ چرا من؟ این‌همه آدم. این‌همه وزیر و کنیز و غلام! این‌همه سرباز و نگهبان! چرا من؟ معتصم، عباس، ابوالفضل...

آن‌ها خود بیش از من اصرار دارند به نبودن محمد، پس خودشان هم این انگور را به او بخورانند. همین یک خوشه انگور سرخ را. انگور... انگور... همین انگوری که انگار به سرنوشت خاندان ما گره خورده است.

انگور سبز، انگور سیاه، انگور سرخ... اما چرا انگور؟ میوهٔ دیگری روی زمین نیست؟ وای بر من... وای بر من، روزی که آن یک دانه انگور سرخ را از زمین برداشتم. شاید اکنون اینجا نبودم اگر برای برداشتن آن دانهٔ انگور خم نمی‌شدم؛ همان روزی که پدر با حالی عجیب از شکار برگشته بود.

در قصر ولوله‌ای برپا بود. حضرت خلیفه از شکار برگشته بود؛ دست پر. اما گویی حادثه‌ای رخ داده بود که همه برآشفته بودند و دور نبود که آتش درونشان قصر را به آتش کشد. عمویم، معتصم، غضبناک بود. با شلاق تن و بدن غلامان را نوازش می‌کرد. ناسزا و دشنام بود که نثارشان می‌شد. زنان همه به حرم پناه برده بودند و کودکان هرکدام کنجی را برای استتار، تصاحب کرده بودند. من اما کنجکاو بودم بدانم این‌همه خشم معتصم از چیست.

پشت ستونی پنهان شدم و از آنجا عمویم را نظاره کردم. صورتش انار رسیدهٔ در حال ترکی بود که سرخی‌اش تن و بدن غلامان بخت‌برگشته را به خون نشانده بود. شلاق را بر تن غلامان فرود می‌آورد و به کسی دشنام می‌داد. مخاطبش اما غلامان نبودند. با خود سخن می‌گفت یا فریاد می‌زد که صدایش به جایی بیرون از قصر برسد؟ نمی‌دانستم...

ستون‌های قصر هم از فریادش به لرزه افتاده بودند.

- شده‌ایم ملعبهٔ کودکان. تا بود بزرگانشان بودند، اکنون کودکانشان هم به سخره می‌گیرندمان. آخر کسی نیست بگوید، بغداد را چه به بنی‌هاشم؟ بغداد کجا و فرزندان علی کجا؟ مگر نمی‌دانید تا فرزندان علی هستند، خور و خواب بر فرزندان عباس حرام است؟

فریاد می‌زد و به بنی‌هاشم ناسزا می‌گفت. بنی‌هاشمی که آن زمان برایم بیگانه‌ای بیش نبود. همان‌قدر می‌دانستم که دشمنی‌مان با آنان دیرینه است. حرف و سخنشان همیشه بود؛ روز و شب، بین همگان، بین بزرگان و وزیران و کنیزکان. همه‌جا؛ حتی در پستوهای قصر.

همیشه در عجب بودم از قدرت بی‌پایانشان و ترسی که از آن‌ها بر سر بنی‌عباس سایه افکنده بود. آنان قدرتمند بودند؛ حتی قدرتمندتر از پدر من. اما مگر ردای خلافت بر تن پدر من دوخته نشده بود؟ مگر بنی‌عباس سرور اعراب نبود و پدر من سرور بنی‌عباس؟ او مردی قدرتمند بود که همهٔ سربازان با آن همه زره و نیزه و شمشیر، در برابرش تعظیم می‌کردند و بی‌اذن او سر از خاک برنمی‌داشتند؛ همهٔ سربازان و سپهسالاران، همهٔ بزرگان، وزیران، بزرگ‌زادگان، کارگزاران و اشراف‌زادگان.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب یک خوشه انگور سرخ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:یک خوشه انگور سرخ
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:فاطمه سلیمانی ازندریانی
انتشارات:انتشارات نیستان هنر
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۶/۱۰/۲۴
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲.۷۳ مگابایت
شابک:۹۷۸-۹۶۴-۳۳۷-۹۲۶-۱
تعداد صفحه‌ها:۱۷۲ صفحه
قیمت کتاب:۳۸۷۰۰ تومان
نسخۀ صوتی:خرید کتاب صوتی یک خوشه انگور سرخ

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

R.Khabazian
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۶/۱۸

دوتا نکته بسیار مثبت، در کتاب پررنگ بود: ۱- پرداختن دقیق به اختناق علویان در زمان حکومتِ دشمنان اهل بیت و ظاهرسازی بسیار نامحسوس بنی عباس. نویسنده، چقدر زیبا این فضا رو به تصویر کشیده و چقدر بجا، قاتلِ امام جواد (ع) رو برای این تصویرسازی...بیشتر

۰
کتابدوست
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۰۸

یه کتاب عالی برای شناخت بیشتر امام جواد و خانواده ایشون. خوندن راجب تناقض‌های درونی ام‌فضل جالب بود.

۰
Hadise
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۰۶

خیلی قشنگ بود هم لذت بردم هم ناراحت شدم💔

۰
م.ظ.دهدزی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۱۸

سرگذشت یک زن پلید در خانه‌ی نور خدا! تا پیش از این، درباره امام جواد (ع)، رمان مرا با خودت ببر، اثر مظفر سالاری رو خونده بودم و از نظرم بدک نبود، ولی اون تمرکز اصلیش روی زندگی امام نبود. این...بیشتر

۰
f.emami
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۰۵/۰۹

از لحاظ موضوع و داستان خیلی جذاب و دوست داشتنیه اما بد نوشته بود جوری که کلا ام فضل رو بیگناه نشان داد و امام جواد را ظالم. اصلا خوب نبود اصلاکاش این کتاب از ذهنم بره بیرون

۰
mooz_army
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۱۰/۱۱

از نظر یک داستان عالیه! ولی خب.. متاسفانه یک روایت که بر اساس واقعیت نوشته شده و مطالبش بسیار شبهه اوره .

۰
saqqa
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۶/۱۴

یک داستان تاریخی درباره زمانه و زندگی امام جواد علیه السلام اما از یک زاویه دید متفاوت از زبان همسر ایشان، ام فضل دختر مأمون و قاتل امام ... از نظر تاریخی مستند و معتبر بود و از نظر داستانی هم زیبا...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

R.Khabazian
۳
صلابتش به صلابت پدرش می‌مانست. بزرگ‌زادگی از چهره‌اش هویدا بود.
R.Khabazian
۳
علی که باشی و از نسل فاطمه هم باشی، وارث برحق پیامبر بودن تاجی‌ست که بر سرت می‌درخشد. حتی اگر اولین پسر هم نباشی. حتی اگر مادرت کنیزی باشد تازه‌مسلمان. نشانه‌اش هم علی‌بن‌موسی که اولین و بزرگ‌ترین فرزند موسی‌بن‌جعفر نبود.
م.ظ.دهدزی
۲
«او همان است که امیرالمؤمنین، علی علیه‌السلام، درباره‌اش فرمود اگر کسی دوست داشته باشد خدا را ملاقات کند، درحالی‌که مقام و مرتبه‌ای دارد و گناهانش به حسنات تبدیل شده، باید به دامان ولایت محمدجواد بیاویزد.»
R.Khabazian
۱
- و چنانچه انسان‌ها مرگ را می‌شناختند و خود را بندهٔ خداوند متعال و نیز از دوستان و پیروان و اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام قرار می‌دادند، نسبت به آن خوش‌بین و شادمان می‌گشتند و می‌فهمیدند که سرای آخرت برای آنان از دنیا و سرای فانی، به‌مراتب بهتر است.
م.ظ.دهدزی
۱
من را به مال دنیا چه کار؟ همهٔ دارایی من محمد است.
م.ظ.دهدزی
۱
و چنانچه انسان‌ها مرگ را می‌شناختند و خود را بندهٔ خداوند متعال و نیز از دوستان و پیروان و اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام قرار می‌دادند، نسبت به آن خوش‌بین و شادمان می‌گشتند و می‌فهمیدند که سرای آخرت برای آنان از دنیا و سرای فانی، به‌مراتب بهتر است.
م.ظ.دهدزی
۱
قوت غالبم حسرت بود و ذکر شب و روزم لعنت به بخت سیاهم.
م.ظ.دهدزی
۱
خداوند خود به حال همهٔ بندگانش آگاه است و هرکس را به میزان عملش پاداش می‌دهد و هیچ‌کس را بیش از خطایش مجازات نمی‌کند.
R.Khabazian
۰
- مگر نمی‌گویی زمین و زمان مسخر ابن‌الرضاست؟ پس او قادر به خنثی‌کردن هر توطئه‌ای‌ست. - ولی نمی‌کند. او هم همان می‌کند که پدرانش کردند. او هم راضی به قضای الهی می‌شود.
R.Khabazian
۰
او بزرگ‌زاده‌ای بود مهربان، باسخاوت و دانشمند. دانشمندی که بزرگ‌ترین عالم شهر در برابرش سر تعظیم فرود آورده بود.