با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب خرد شکست اثر الیزابت دی

دانلود و خرید کتاب خرد شکست

چه کنیم وقتی اوضاع بر وفق مراد نیست!

۳٫۸ از ۴ نظر
۳٫۸ از ۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب خرد شکست  نوشته  الیزابت دی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب خرد شکست

خرد شکست اثر الیزابت دِی کتابی است که با شما درباره نقش شکست در درک و رسیدن به پیروزی سخن می‌گوید.

درباره کتاب خرد شکست

الیزابت دی عقیده دارد دنیا اهل تناقض‌های شوخی‌وار است و زندگی ترکیبی از تجربیات است. تجربهٔ تمام وجوه هستی، خوب و بدکه به ما امکان می‌دهد آن‌ها را کامل درک کنیم. او در این کتاب می‌گوید اگر بفهمیم چطور شکست می‌خوریم در واقع می‌توانیم بفهمیم چطور بهتر موفق شویم. بیشتر شکست‌ها می‌توانند به ما چیزهای ارزشمند دربارهٔ خودمان بیاموزند؛ اگر تصمیم بگیریم گوش کنیم. علاوه بر این مزهٔ موفقیت بسیار شیرین‌تر خواهد بود اگر برایش جنگیده باشیم.

«شکست به مقام و منزلت نگاه نمی‌کند و این به‌طور شگرفی آزادی‌بخش است. گرچه باید اذعان کرد ثروت و مزیت، تحمل برخی شکست‌ها را به‌طور چشمگیری آسان‌تر می‌کند. اما در کل، شکست نیرویی همسان‌کننده است. اگر می‌دانیم که قرار است اتفاقی بیفتد، پس چرا عمرمان را صرف اجتناب از آن کنیم؟ چرا حقیقت شکست را نپذیریم و سعی نکنیم در صورت امکان از آن نفع ببریم؟ و چرا درباره‌اش حرف نزنیم؟ تنها راه برخورد با تابوها حرف‌زدن دربارهٔ آن‌هاست. پادزهرِ مناسب برای رهایی از شرم، تجربهٔ مشترک است، به همین دلیل هنگام مشکلات همه باید بیشتر ذهن‌مان را باز نگه داریم. وقتی شکست را ننگ ندانیم، دیگر نمی‌تواند به ما آسیب بزند. این همان‌جایی است که خِرد شکست وارد می‌شود.»

 او در کتابش به ما می‌آموزد که اگر نسبت به گذشته‌مان آگاه شویم و خواستار یادگیری از آن باشیم، آنگاه دیگر محکوم به تکرار آن نیستیم. پذیرفتن شکست به معنای پذیرفتن رشد است. شکست برای همهٔ ما اتفاق می‌افتد، حتی برای آن چهره‌های موفق که مثل خدایانِ مدرنِ مشعشع روی فرش قرمز ظاهر می‌شوند و ظاهراً همه‌چیزشان روبه‌راه است.

 اتو در کتابش درباره اصول هفتگانه شکست سخن می‌گوید. اوصل هفت‌گانه ای که از مصاحبه با افراد گوناگون و تجربیات واندوخته های آنها درباره شکست به دست آورده است. 

در این صفحات با مالکوم گلدول، آلن دو باتن، فیبی والربریج، لمن سیسی، نایجل اسلیتر، امیلی ساندی، میرا سایال، دیم کلی هولمز، اندرو اسکات و بسیاری از افراد دیگر آشنا می‌شوید. همچنین از فوتبالیست‌ها، روان‌درمان‌ها، سیاستمدارها، ستارگان پاپ، سرآشپزها و شرکت‌کنندگان سابق تلویزیونِ واقع‌نما خواهید شنید.

الیزابت دی قصد بت‌ساختن از شکست را ندارد، و نمی‌گوید با جدیت به دنبالش بروید و شواهد تصمیمات افتضاح‌تان را همچون مدال‌های جنگ با افتخار بر سینه بزنید. او طرفدار نهایت تلاش در هر کاری است، اما حرفش این است که اگر با وجود تلاش فراوان باز هم شکست خوردید، این، به خودی خود، به این معنا نیست که زندگی‌تان با این شکست تعریف می‌شود. در پی بیشتر شکست‌ها می‌توان نکته‌ای ضروری را یاد گرفت؛ هرچقدر هم که در آن لحظه مشکل به‌نظر برسد.

 خواندن کتاب خرد شکست را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 همه علاقه‌مندان به کتاب های موفقیت و رشد فردی مخاطبان این کتاب اند.

 درباره الیزابت دی

الیزابت دی مؤلف چهار داستان بلند و همچنین نویسندهٔ شرح حال پرفروش ساندی تایمز، چگونه شکست بخوریم، است. نخستین اثرش، سنگ، کاغذ، قیچی، مورد تحسین همگان قرار گرفت و برندهٔ جایزهٔ ادبی بتی ترسک شد. کتاب بعدی‌اش، خانه می‌سوزد، یکی از کتاب‌های سال آبزرور شد. کتاب سومش، شهر بهشت، به‌عنوان یکی از بهترین داستان‌های بلند سال ۲۰۱۵ در روزنامهٔ ایونینگ استاندارد نام برده شد و مهمانی یکی از پرفروش‌های آمازون و یکی از انتخاب‌های باشگاه کتابخوانی ریچارد و جودی شد.

او همچنین روزنامه‌نگاری برگزیده است و برای تایمز، تلگراف، گاردین، آبزرور، هارپرز بازار و ال بسیار نوشته است. الیزابت، در حال حاضر، ستونی در بخش یو از هفته‌نامهٔ میل آن ساندی دارد و گویندهٔ یکی از محبوب‌ترین پادکست‌های آی‌تونز، چگونه شکست بخوریم با الیزابت دی، است.

 بخشی از کتاب خرد شکست

شکست همین است که هست

این جمله شاید بدیهی به نظر برسد. صبر داشته باشید.

اولین اصل شکست با این اذعان شروع می‌شود که شکست حقیقتی است و مثل اکسیژن وجود دارد. نمی‌توانید آرزو کنید اکسیژن نباشد یا سعی کنید در زندگی از آن اجتناب کنید، چون چنین چیزی مسخره و غیرممکن است. اکسیژن لازمهٔ بقای ما و شکست هم، در نوع خودش، همین‌طور است. شکست می‌تواند به ما فرصت یادگیری دهد، اگر به آن اجازه دهیم. باید مرتکب اشتباه شویم تا بتوانیم مسئله‌ای را حل کنیم.

شکست برای همهٔ ما اتفاق افتاده است و همچنان در مراحل مختلف زندگی برایمان اتفاق خواهد افتاد. وقتی این را بفهمید، شکست هم‌ترازکننده‌ای عالی می‌شود. در این سیارهٔ حاصل‌خیز، بی‌نظیر، وسیع و کامل هیچ‌چیز وجود ندارد که بتواند ما را برای همیشه از شکست حفظ کند. واقعاً نیست. آرزویی نظیر این مثل آرزوی حذف اکسیژن است. یا چیز دیگری که مانند حقیقتی وجود دارد در نظر بگیرید: مثل چای کیسه‌ای یا بند کفش. زندگی با ترس از چای کیسه‌ای یا بند کفش بی‌معنی است، همان‌طور که زندگی با ترس از شکست بی‌معنی است.

شکست یک حقیقت است. ارزشی که برای آن قائل می‌شویم چیزی جدا و کم‌وبیش تحت کنترل خودمان است.

همچنین شکست آن چیزی نیست که دیگران به شما می‌گویند. تجربهٔ شما از شکست شخصی است و باید تا حد امکان از قضاوت دیگران دور بماند. برداشت دیگران به‌خاطر موانع عاطفی، فرهنگی، خانوادگی و کاری‌شان تحریف شده است و همیشه بهترین معیار برای زندگی شما نخواهد بود. در این زمانهٔ تلاش برای جمع‌کردنِ لایک، سعی کنید تا حد امکان احساسات خود دربارهٔ شکست را از ارزیابیِ دیگران نسبت به آن رها کنید، هرچقدر هم که سخت به نظر برسد.

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۰)
هر هفته، قبل از ضبط، از مهمانم می‌خواهم که به سه «شکست» فکر کند. فرقی نمی‌کند برجسته، مضحک، عمیق یا سطحی باشد؛ مهم این است که مهمان بتواند راجع به موضوعی که انتخاب می‌کند راحت صحبت کند و دربارهٔ آنچه از این شکست‌ها یاد گرفته است تعمق کند. هدف این است که باعث شویم شنونده‌هایی که از شکست‌خوردن در زندگی‌شان می‌ترسند کمتر احساس تنهایی کنند و همچنین خاطرجمع شوند که می‌توانند به آن طرفِ قضیه امید داشته باشند. فرض ما بر این است که اگر بفهمیم چطور شکست می‌خوریم، در واقع می‌توانیم بفهمیم چطور بهتر موفق شویم.
احسان رضاپور
شکست همهٔ ما را پیوند می‌دهد و ما را انسان می‌سازد.
سمانه
در این سیارهٔ حاصل‌خیز، بی‌نظیر، وسیع و کامل هیچ‌چیز وجود ندارد که بتواند ما را برای همیشه از شکست حفظ کند. واقعاً نیست. آرزویی نظیر این مثل آرزوی حذف اکسیژن است. یا چیز دیگری که مانند حقیقتی وجود دارد در نظر بگیرید: مثل چای کیسه‌ای یا بند کفش. زندگی با ترس از چای کیسه‌ای یا بند کفش بی‌معنی است، همان‌طور که زندگی با ترس از شکست بی‌معنی است.
سمانه
خوش‌بینی می‌تواند به شما انگیزهٔ لازم برای انجام کارهایی را دهد که ممکن است از آن‌ها پروا داشته باشید. حرف من این است که همهٔ این‌ها مستلزم تلاشی بسیار بیشتر از صحبت با خود در آینه یا جمع‌آوری نقل‌قول‌های شبه فلسفی از پینترست است. به نظر من، عضلات ذهن‌مان درست به اندازهٔ عضلات جسم نیاز به تمرین دارند.
احسان رضاپور
اگر یاد بگیریم که با کاستی‌های‌مان زندگی کنیم (و حتی به آن‌ها افتخار کنیم) می‌توانیم شاد باشیم. نیاز نیست همیشه آن‌ها را از بین ببریم یا برای ناپدیدکردن‌شان چیزی بخریم.
سمانه
«نیاز نیست بهترین باشی، فقط نهایت تلاشت را بکن.»
سمانه
«نگرانی دربارهٔ اینکه آیا همه‌چیز دارد خراب می‌شود یا نه بی‌فایده است. آنچه باید به آن فکر کنید این است که: "خب، تنها کاری که می‌تونم بکنم بهترین کاریه که می‌تونم بکنم، باید آن را به نحوی که فکر می‌کنم انجام بدم و ببینیم در نهایت چی می‌شه"... شکست بخشی از فرایند رسیدن به جایی است که باید باشید.»
سمانه
از سونیم یاد گرفتم که به‌جای عذاب‌دادن خود با احساساتی که نسبت به شکست دارم، از عملِ سادهٔ مشاهده، که نوعی مدیتیشن است، استفاده کنم. سونیم پرسید که چه کسی مشاهده می‌کند؟ و نتیجه گرفت آن شخص تو هستی؛ موجودی مجزا که قادر است احساساتت را مشاهده کند، به جای اینکه توسط آن‌ها نابود شود. همچنین کسی که اتفاق بعدی را کنترل می‌کند تو هستی؛ آن موجودِ شهودی، روشنفکر و مهم.
سمانه
شعفی که از نتیجهٔ خوب در آزمون یا ارزشیابیِ شغلی نصیبم می‌شد گذرا بود و از من در برابر اندوه، فقدان، تَرک‌شدن و بدبودن در ورزش‌های گروهی محافظت نمی‌کرد، از من در برابر شکستی که به‌سختی تلاش می‌کردم از آن اجتناب کنم محافظت نمی‌کرد و باعث نمی‌شد حسی قوی‌تر یا مطمئن‌تر نسبت به آن کسی که بودم داشته باشم. در عوض، تنها نتیجه‌اش این بود که کسی که هستم را با آن کاری که کرده‌ام اشتباه بگیرم.
سمانه
اگر ساختارِ تصورِ بیرونی از خود (یعنی آن تجسماتی که بازتاب‌شان به‌وسیلهٔ مطالبات و انتظاراتِ دنیای بیرون به ما برمی‌گردند) را بشکنیم، یک خودِ درونی برایمان باقی می‌ماند که برای بودن به هیچ‌چیز بیشتری نیاز ندارد؛ بودنش کافی است. و بهترین قسمتش اینجاست: همین عملِ سادهٔ بودن، خود به‌طور اساسی، ما را با دیگران پیوند می‌دهد، چون دیگر خودمان را زیر تلاشی مداوم برای «بهتر» بودن از خودِ واقعی‌مان پنهان و تظاهر نمی‌کنیم. ما خودِ اصلی، متناسب و سرشار از انسجام‌مان هستیم، که در آن نمودهای درونی و بیرونی‌مان یکسان است. این باعث می‌شود که در کنار هم احساس راحت‌تری داشته باشیم. به جای اینکه مهمانی باشیم که مدام سعی می‌کند از مدعوینِ دیگر مهمانی بهتر باشد، می‌توانیم شخصی باشیم که از آنچه هست راضی است و برای ارزشمند به نظر رسیدن نیازی به خودنمایی ندارد. کیست که نخواهد آن فرد باشد؟
سمانه

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۰۴ صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۲,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۴۰۰/۰۷/۰۶
شابک۹۷۸-۶۲۲-۲۵۴-۱۹۲-۷
تعداد صفحات۱۰۴صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۲,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۴۰۰/۰۷/۰۶
شابک۹۷۸-۶۲۲-۲۵۴-۱۹۲-۷