
٪۷۰
کتاب خرد شکست
چه کنیم وقتی اوضاع بر وفق مراد نیست!
انتشارات:
انتشارات میلکان٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
bud
۴۵
نیاز نیست فوراً حالتان بهتر شود.
ASMA
۲۷
«نیاز نیست بهترین باشی، فقط نهایت تلاشت را بکن.»
میبل، ستارهٔ پاپ
سمانه
۲۵
شکست همهٔ ما را پیوند میدهد و ما را انسان میسازد.
parisa
۲۳
«خیلی طول کشید بفهمم که نمیتوانم دیگران را تغییر دهم و در واقع نمیتوانم دیگران را کنترل کنم. من کارهای آنها را کنترل نمیکنم. فقط میتوانم خودم را کنترل کنم.»
ASMA
۲۱
«لحظهای که ترس از شکست را رها کنید، بیشتر گل میزنید.»
انیولا آلوکو، فوتبالیست سابق تیم زنان انگلیس
Babak
۱۸
«لحظهای که ترس از شکست را رها کنید، بیشتر گل میزنید.»
سمانه
۱۵
اگر یاد بگیریم که با کاستیهایمان زندگی کنیم (و حتی به آنها افتخار کنیم) میتوانیم شاد باشیم. نیاز نیست همیشه آنها را از بین ببریم یا برای ناپدیدکردنشان چیزی بخریم.
احسان رضاپور
۱۳
خوشبینی میتواند به شما انگیزهٔ لازم برای انجام کارهایی را دهد که ممکن است از آنها پروا داشته باشید. حرف من این است که همهٔ اینها مستلزم تلاشی بسیار بیشتر از صحبت با خود در آینه یا جمعآوری نقلقولهای شبه فلسفی از پینترست است. به نظر من، عضلات ذهنمان درست به اندازهٔ عضلات جسم نیاز به تمرین دارند.
سمانه
۱۲
«نیاز نیست بهترین باشی، فقط نهایت تلاشت را بکن.»
سمانه
۱۲
در این سیارهٔ حاصلخیز، بینظیر، وسیع و کامل هیچچیز وجود ندارد که بتواند ما را برای همیشه از شکست حفظ کند. واقعاً نیست. آرزویی نظیر این مثل آرزوی حذف اکسیژن است. یا چیز دیگری که مانند حقیقتی وجود دارد در نظر بگیرید: مثل چای کیسهای یا بند کفش. زندگی با ترس از چای کیسهای یا بند کفش بیمعنی است، همانطور که زندگی با ترس از شکست بیمعنی است.
احسان رضاپور
۹
هر هفته، قبل از ضبط، از مهمانم میخواهم که به سه «شکست» فکر کند. فرقی نمیکند برجسته، مضحک، عمیق یا سطحی باشد؛ مهم این است که مهمان بتواند راجع به موضوعی که انتخاب میکند راحت صحبت کند و دربارهٔ آنچه از این شکستها یاد گرفته است تعمق کند.
هدف این است که باعث شویم شنوندههایی که از شکستخوردن در زندگیشان میترسند کمتر احساس تنهایی کنند و همچنین خاطرجمع شوند که میتوانند به آن طرفِ قضیه امید داشته باشند. فرض ما بر این است که اگر بفهمیم چطور شکست میخوریم، در واقع میتوانیم بفهمیم چطور بهتر موفق شویم.
سمانه
۷
«نگرانی دربارهٔ اینکه آیا همهچیز دارد خراب میشود یا نه بیفایده است. آنچه باید به آن فکر کنید این است که: "خب، تنها کاری که میتونم بکنم بهترین کاریه که میتونم بکنم، باید آن را به نحوی که فکر میکنم انجام بدم و ببینیم در نهایت چی میشه"...
شکست بخشی از فرایند رسیدن به جایی است که باید باشید.»
ASMA
۷
«خیلی طول کشید بفهمم که نمیتوانم دیگران را تغییر دهم و در واقع نمیتوانم دیگران را کنترل کنم. من کارهای آنها را کنترل نمیکنم. فقط میتوانم خودم را کنترل کنم.»
تارا وستوور، نویسنده
پرنیان
۵
نمیشود صرفاً با قدرت تفکر خوشحالی را خلق کرد. به ما یاد دادهاند که شادی را بهعنوان هدف نهایی دنبال کنیم. اما شادی، لزوماً، گذراست و درک آن تنها در تضاد با احساساتِ ناخوشایند دیگر ممکن است.
کاربر ۳۹۲۹۴۲۰
۵
داستایفسکی جایی نوشته است: «هرچه شب تاریکتر، ستارگان روشنتر.»
ASMA
۴
«نگرانی دربارهٔ اینکه آیا همهچیز دارد خراب میشود یا نه بیفایده است. آنچه باید به آن فکر کنید این است که: "خب، تنها کاری که میتونم بکنم بهترین کاریه که میتونم بکنم، باید آن را به نحوی که فکر میکنم انجام بدم و ببینیم در نهایت چی میشه"...
شکست بخشی از فرایند رسیدن به جایی است که باید باشید.»
اندی مکناب، نویسنده و سرباز سابق اسایاس
Maryam
۴
دنیا نسبت به کسانی که جای پای مطمئنی ندارند نامهربانتر است.
A.dokhanian
۴
فرض ما بر این است که اگر بفهمیم چطور شکست میخوریم، در واقع میتوانیم بفهمیم چطور بهتر موفق شویم.
کاربر ۲۱۱۳۵۰۶
۳
میتوانیم شکست بخوریم، اما همچنان آرامش داشته باشیم. میتوانیم باور داشته باشیم که همهچیز به بهترین شکل پیش میرود در حالی که همچنین با این حقیقت کنار بیاییم که درک ما از جهان کامل نیست و هرچه که پیش بیاید اگر روی قدرتمان، انعطافپذیری و پذیرش شکستمان کار کنیم، همهچیز روبهراه یا در واقع بیشتر از روبهراه خواهد شد. انسانهایی کاملاً تحققیافته خواهیم بود که درک میکنند زندگی نه کاملاً خوب است و نه کاملاً بد، بلکه مجموعهای شگفتانگیز است از هزاران تجربهٔ مختلف که میتوانیم بکوشیم تا با وقار به طور مساوی با آنها روبهرو شویم. تمام این تجربیات چیزی ارزشمند به ما یاد میدهند.
ASMA
۳
«آوردنِ شکستهایم روی کاغذ یا حتی حرفزدن دربارهشان آنها را از بین نمیبرد و آنها همچنان وجود دارند. اما باعث میشود بفهمم که دنیا به آخرنرسیده است و برعکس، احتمالاً نتایج خوبی هم داشته است.»
نایجل اسلیتر، آشپز و نویسنده
کاربر ۴۹۳۲۲۹۷
۳
اگر در دههٔ خاص خودتان احساس سردرگمی میکنید و حس میکنید آن کاری را که باید بکنید انجام نمیدهید یا دیگران بیشتر، بهتر و سریعتر از شما به موفقیت میرسند، حالا خیالتان راحت باشد که تنها نیستید. اکثر ما احساسی مشابه داریم. به شما قول میدهم: صرفاً با گذراندنِ این دهه، درسهایی ارزشمند دربارهٔ خودتان یاد میگیرید. آلوی آبدار در آیندهای نزدیک در انتظار شماست.
A.dokhanian
۳
وقتی شکست را ننگ ندانیم، دیگر نمیتواند به ما آسیب بزند.
Tasnim:)
۳
شکست حقیقتی است و مثل اکسیژن وجود دارد. نمیتوانید آرزو کنید اکسیژن نباشد یا سعی کنید در زندگی از آن اجتناب کنید، چون چنین چیزی مسخره و غیرممکن است. اکسیژن لازمهٔ بقای ما و شکست هم، در نوع خودش، همینطور است. شکست میتواند به ما فرصت یادگیری دهد، اگر به آن اجازه دهیم.
Tasnim:)
۳
مردم به دلیلی وارد زندگیتان میشوند. دلیل ارتباط آنها با شما این است که به شما چیزی یاد بدهند که نیاز دارید بدانید. وقتی این درس داده شد، گاهی شخص مورد نظر میرود؛ یا خودتان به این نتیجه میرسید که زمانش رسیده است به فصلی خاص خاتمه دهید.
darchin
۳
داستایفسکی جایی نوشته است: «هرچه شب تاریکتر، ستارگان روشنتر.»
Babak
۳
سعی کنید تا حد امکان احساسات خود دربارهٔ شکست را از ارزیابیِ دیگران نسبت به آن رها کنید، هرچقدر هم که سخت به نظر برسد.
احسان رضاپور
۳
دو باتن گفت: «به نظرم آدم باید بتونه بگه: "با یه نفر یه تابستون عالی و فوقالعاده داشتم. کارهایی که انجام دادیم فوقالعاده بود، درسته عمر رابطهمون ده سال طول نکشید، اما تابستون محشری بود." ما نسبت به بعضی از حالات ذهنی تقریباً حس مالکیت داریم. دوست داریم تا ابد مال ما باشن. باید یاد بگیریم ازشون بگذریم و سعی نکنیم محکم بهشون بچسبیم.»
کاربر ۱۵۲۶۹۷۶
۳
«هر بار از طریق شکست کمی قویتر از پیش میشوید، اگر صادق باشید و بفهمید کجا شکست خورده و چطور شکست خوردهاید.»
جینا میلر، فعال
پرنیان
۲
همین عملِ سادهٔ بودن، خود بهطور اساسی، ما را با دیگران پیوند میدهد، چون دیگر خودمان را زیر تلاشی مداوم برای «بهتر» بودن از خودِ واقعیمان پنهان و تظاهر نمیکنیم.
کاربر ۲۱۱۳۵۰۶
۲
زندگی ترکیبی از نور و ظلمت است و نمیتوانیم فراز را کاملاً درک کنیم مگر اینکه معنای زندگی در نشیب را هم چشیده باشیم. اما یک قدم پا را فراتر میگذارم و میگویم با تصمیم به یادگیری از شکست، انتظاراتمان از موفقیت هم تعریفی تازه پیدا میکند. اکنون موفقیت برای من به این معناست که بتوانم واقعیترین و کاملترین تجلیِ خودم در تمام حوزههای زندگیام باشم و در عین حال پیوندهای قویتر، مفیدتر و گستردهتری با انسانهای دیگر ایجاد کنم.
