با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
ستاره بان

دانلود و خرید کتاب ستاره بان

۴٫۳ از ۳ نظر
۴٫۳ از ۳ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب ستاره بان  نوشته  دن هرینگ  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب ستاره بان

کتاب ستاره بان نوشته دن هرینگ و مارسی کیت کانلی و ترجمه ساناز اعتمادی است. کتاب ستاره بان را انتشارات پرتقال منتشر کرده است، این انتشارات با هدف نشر بهترین و با کیفیت‌ترین کتاب‌ها برای کودکان و نوجوانان تاسیس شده است. پرتقال بخشی از انتشارات بزرگ خیلی سبز است.

درباره کتاب ستاره بان

 قرن‌ها پیش، هفت ریش‌سفید، از قلاب‌هایی که به آسمان وصل بود، ستاره‌هایی آویزان کرده بودند. ستاره‌ها هم در نهایت از کار افتادند و از آسمان به زمین سقوط کردند. در ابتدای پیدایش دنیا، شب‌ها پر بود از چیزهای وحشتناک غیرقابل توصیف؛ چیزهایی که در تاریکی بزرگ می‌شدند و رشد می‌کردند. آن هفت ریش‌سفید در نهایت ازخودگذشتگی قلب‌هایشان را به‌شکل هفت ستارهٔ ارشد به آسمان فرستادند. آن هفت ستاره بسیار درخشان بودند و شبکهٔ گسترده‌ای از نور درست کردند که هر ستاره در آن با نوری به ستارهٔ بعدی وصل می‌شد. آن‌ها با این کار توانستند اهریمن را دوباره به گوشه‌های تاریک دنیا برانند. بعد از آن ستاره‌های قدرتمند در آسمان ماندند تا بقیه ستاره‌ها بتوانند در آسمان باشند، کایرو و پدرش از نسل ستاره‌بان‌ها بودند و کارشان برگرداندن ستاره‌ها به آسمان بود. کایرو پنج سال بود ستاره بان شده بود اما پدرش اجازه نمی‌داد تنهایی ستاره‌ها را برگرداند سرجایشان تا اینکه یک روز بالاخره این اجازه را داد. دقیقا در همان زمان که کایرو آمده بود ستاره بردارد متوجه چیز غیر عادی و هولناک شد.

خواندن کتاب ستاره بان را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام کودکان و نوجوانان علاقه‌مند به داستان پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب ستاره بان

حالا کف دست کایرو یک ستاره بود. نور ملایمش سوسو می‌زد. کایرو یک لحظه نگران شد. باید آن ستاره را به آسمان برمی‌گرداند. اینجا روی زمین، ستاره‌ها از جادوی ریش‌سفیدها خیلی دور بودند و وقتی خورشید درمی‌آمد، ارتباطشان را با جادو قطع می‌کرد و نور ستاره‌ها کمتر و کمتر می‌شد تا اینکه کاملاً خاموش می‌شدند.

کایرو، با یک گونی در دست، راه افتاد سمت برج دیدبانی. خیلی با احتیاط حرکت می‌کرد، نه مثل آن موقعی که در جنگل می‌دوید. اگر چنین چیز باارزشی از دستش می‌افتاد، پدرش دیگر هیچ‌وقت به او اعتماد نمی‌کرد.

ولی همین که سایفر شروع کرد به غریدن و گوش‌های نوک‌تیزش عقب رفت و چسبید کف سرش، کایرو ایستاد. سایه‌های آن قسمت جنگل واقعاً تاریک بودند. انگار شاخه‌های درخت‌ها، که همیشه سر به آسمان می‌گذارند، تاریکیِ شب را دور تنه‌شان پیچیده بودند. 

کایرو به جنگل خیره شد و پرسید: «چی شده پسر؟» موهای دست کایرو سیخ شد. هوا از وقتی که راه افتاده بودند سردتر شده بود. انگار نیمه‌های شب بود، ولی به نظرش خیلی وقت نبود از خانه بیرون زده بود.

به ترسی که سراغش آمده بود اهمیت نداد و دوباره راه افتاد سمت خانه. با هر قدمی که برمی‌داشت، هوا سردتر می‌شد. چیزی نگذشت که بازدمش در هوا یخ زد. نگاهی به ابرها انداخت. هرازگاهی برق ستاره‌ها از لای ابرها دیده می‌شد، ولی به نظر نمی‌آمد ابرهای طوفان‌زا باشند.

احساس نگرانی مثل دست سردی شانه‌هایش را لمس کرد. هنوز هم آن حرف مادرش، که سال‌ها پیش فوت کرده بود، توی گوشش صدا می‌کرد: ستاره‌ها موجودات وحشتناکی را که توی سایه‌ها زندگی می‌کردند دور نگه می‌داشتند.

کایرو می‌دانست همهٔ آدم‌ها داستان‌های ستاره‌بان‌ها را باور ندارند، ولی مادرش تأکید داشت آن داستان‌ها حقیقت دارند. مادرش آن‌قدر مطمئن بود که کایرو هم باور کرده بود.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲)
كتاب خور
۱۴۰۰/۰۶/۱۸

خب خیلی از کتابای فانتزی بچه‌گانه هست و من اهل کتاب‌های فانتزی نیستم اما به نظرم این کتاب بسیار جذاب بود چون هم فانتزی بود هم معمایی و شما اصلا نمی تونید پایان داستان رو پیش بینی کنید و خب

- بیشتر
fatemeh
۱۴۰۰/۰۶/۲۹

رمان خوبی بود (سرگرم کننده و فانتزی) . اما نظر نوجوانان، درباره‌ی این داستان بلند، اولویت دارد. و مشتاقم دیدگاه نوجوانان به این داستان را بدانم.

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۷۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۹,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۱/۲۰
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۹۹۰-۴
تعداد صفحات۲۷۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۹,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۱/۲۰
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۹۹۰-۴