با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
سورمه

دانلود و خرید کتاب سورمه

بدون نظر
بدون نظر

برای خرید و دانلود  کتاب سورمه  نوشته  هانیه فیض‌آبادی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب سورمه

کتاب سورمه، نوشته هانیه فیض‌آبادی است. کتاب سورمه داستان دختر جوانی است که با وجود مشکلات فراوان برای زندگی‌ خانواده‌اش تلاش می‌کند و درگیر اتفاقات پیش‌بینی نشده‌ای می‌شود. 

درباره کتاب سورمه

این کتاب سرگذشت پر فراز و نشیب سورمه است، دختری نماینده دختران تنها، غیور و رنج کشیده که تعداد آن‌ها از آنچه فکر می‌کنیم بیشتر است. تصویری از تلاش‌های بی‌فایده یک دختر تنها برای نجات خانواده‌اش و سختی‌هایی که از رویارویی با یک پیرمرد بیمار و آزارگر دارد. 

ورود سورمه به عمارتی قدیمی و باشکوه و فراز و نشیب‌های زندگی در آنجا و تصویر سازی دقیق از عمارت که شما را به کشف رازی پنهان می‌برد. رازی سر به مهر که سال‌ها زیر انبوهی از گرد و خاک عمارت دفن شده و حالا قرعه آشکار کردن آن به نام سورمه افتاده است؛ رازی عجیب که به دنبال آن عشقی عجیب‌تر از راه می‌رسد.

خواندن کتاب سورمه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به داستان‌های ایرانی پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب سورمه 

به طرف حسابداری رفتیم و من مثل اكثر اوقات غرق فکر و خیال شدم. نیلوفر چند سال بزرگتر از من بود. دانشجوی رشته حقوق بود و از سبزوار برای تحصیل به تهران آمده بود و برای تامین هزینه‌های تحصیلش كار می‌كرد. همیشه آرزوی وكیل شدن داشتم حتی در دانشگاه پذیرفته شده بودم، اما شرایط آشفته زندگی خانواد‌ه‌ام مجال این كار را نمی‌داد و این یکی از آرزو‌های به سرانجام نرسیده كودكی‌ام بود. پایان هرماه كمی دیرتر به خانه می‌رسیدم. خرید دارو‌های مادر، پرداخت قبض‌ها و اجاره و در آخر خرید موادغذایی برای یک ماه. این بود كه بیشتر حقوق همان روز تمام می‌شد. امیدوار بودم پدرم این را به خاطر سپرده باشد كه دیرتر به خانه می‌رسم و سوال تکراری‌اش را نپرسد كه

- کجا بودی؟

نگاهم را به انتهای كوچه تاریکمان دوختم. انگشت‌هایم تسلیم وزن كیسه‌های پلاستیکی شده بودند. تلوتلوخوران قدم برداشتم و طول كوچه را طی كردم. در خانه قدیمیمان مثل همیشه باز بود. پایم را روی اولین پله كه در حد فاصل بین در و حیاط بود، گذاشتم. در حیاط كوچک ما جز یک درخت موی خشکیده و حوضی آبی رنگ كه از لطف چکه شیرآب، همیشه می‌درخشید چیز دیگری به چشم نمی‌خورد. صدا زدم

- ریحانه... بیا كمک.

هیکل لاغر خواهركم در چهارچوب در ‌هال ظاهر شد

- سلام آبجی.

كمرم را راست كردم

- سلام، دستم شکست بیا كمک.

من‌من كنان درحالیكه ناخن‌هایش را می‌جوید، گفت

- مامان حالش بده... قرصاشو خریدی؟

اتفاق جدیدی نبود، اما بی‌اراده پلاستیک‌ها را كف حیاط ر‌ها كردم و به طرف در زنگ زد‌ه‌ای كه ریحانه را قاب گرفته بود، دویدم. مادر در جای همیشگی‌اش زیر طاقچه مملو از قاب عکس‌های قدیمی خوابیده بود. به طرفش دویدم و قرص‌هایش را با دستپاچگی بیرون كشیدم. ریحانه لیوان آبی به طرفم گرفت و به مادر كمک كرد تا بنشیند. قرص‌های رنگارنگ را در د‌هانش ریختم و به چهره چروكید‌ه‌اش خیره شدم. مادرم در تب میسوخت، این را قطره‌های درشت كمین كرده در پیشانیاش به رخم می‌كشید. چهار سال در بی‌خبری سیر می‌كرد. چهار سال در آرامش. او آلزایمر داشت و شاید این برای مادری رنج دیده یک هدیه از طرف خدا محسوب می‌شد. پس از آنكه دوباره روی بالش خواباندمش، فشار انگشتانم را به زمین وارد كردم و ایستادم. درحالیكه به طرف آشپزخانه می‌رفتم خطاب به ریحانه، بی‌رمق گفتم:

- پلاستیک‌ها رو بیار توو آشپزخونه

- باشه.

و همان‌طور بیحركت ایستاد. چرخیدم و با چشم‌هایی ریز شده، گفتم:

- چیه؟ چرا ‌هاج و واج وایسادی منو نگاه می‌كنی؟

من‌من‌ كنان گفت

- حقوق گرفتی سورمه؟

با بی‌حالی گفتم:

- آره

- می‌خواستم بگم...

روی پاشنه پا چرخیدم و همان‌طور كه وارد آشپزخانه می‌شدم، گفتم:

- باشه... یادم هست كه احتیاج به كفش داری.

لبخند روی لبش پخش شد و به طرف حیاط دوید. از كشوی سوم یک دستمال بیرون كشیدم و بعداز آنكه پیچ سماور را بالا زدم از آشپزخانه خارج شدم. مادرم به خواب فرورفته بود درست مثل كودكی بیمار. كنارش دوزانو نشستم و درحالیكه دستمال را روی پیشانی‌اش می‌كشیدم، در دل با خدایم نجوا كردم. خدایی كه گویا آفرینش ما را از یاد برده بود. "خدایا كمک كن این بار دیگه تشنج نکنه. خدایا خودت می‌دونی دیگه پولی برام نمونده."

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۸۱ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۵/۲۵
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۴۶۲۷۱-۶
تعداد صفحات۱۸۱صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۰,۰۰۰تومان
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۵/۲۵
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۴۶۲۷۱-۶