با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب قرارگاه فضایی آلفا؛ جلد دوم اثر استوارت گیبز

دانلود و خرید کتاب قرارگاه فضایی آلفا؛ جلد دوم

قاچاقچی در ماه

۴٫۲ از ۱۶ نظر
۴٫۲ از ۱۶ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب قرارگاه فضایی آلفا؛ جلد دوم  نوشته  استوارت گیبز  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب قرارگاه فضایی آلفا؛ جلد دوم

کتاب قاچاقچی در ماه جلد دوم مجموعه قرارگاه فضایی آلفا است. این کتاب نوشته استوارت گیبز است که با ترجمه آزیتا رائی منتشر شده است. مجموعه قرارگاه فضایی آلفا را انتشارات خیل سبز منتشر کرده است. این انتشارات با هدف نشر بهترین و با کیفیت‌ترین کتاب‌ها برای کودکان و نوجوانان تاسیس شده است. پرتقال بخشی از انتشارات بزرگ خیلی سبز است.

در قاچاقچی در ماه فرمانده‎ مقتدر قرارگاه فضایی، نینا استاک، به طرز اسرارآمیزی ناپدید می‌‎شود. قرارگاه فضایی به اندازه‎ یک زمین فوتبال است و نمی‌شود در هیچ ‎کجا از آن به راحتی مخفی شد. اما نینا استاک، کاملاً غیب شده است. دشیل، بهترین کاراگاهی است که در قرارگاه آلفا حضور دارد و باید بار دیگر دست‎ به‎ کار شود و فرمانده را پیدا کند.

خواندن کتاب قرارگاه فضایی آلفا؛ جلد دوم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام کودکان علاقه‌مند به داستان‌های علمی‌ تخیلی پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب قرارگاه فضایی آلفا؛ جلد دوم

روز ۲۱۷ قمری

وقت شام

یک ساعت طول کشید تا چانگ احساس کرد حال نینا آن‌قدر بهتر شده است که بتوانیم او را به قرارگاه برگردانیم. در این بین چانگ مرا مدت کوتاهی با نینا تنها گذاشت تا به سطح ماه برود و همه را با بی‌سیمش خبر کند. اطلاع داد که نینا را پیدا کرده‌ایم و تمام گروه‌های جست‌وجو می‌توانند به قرارگاه برگردند. بعد دوباره پایین به کانون برگشت و کلاه نینا را مرمت کرد. نینا تمام این مدت خواب بود. وقتی بالاخره او را بیدار کردیم، به نظر می‌رسید قوایش را کاملاً بازیافته است. انتظار داشتم لازم باشد به او در بازگشت به قرارگاه کمک کنیم، ولی اصلاً حاضر نبود حرفش را هم بشنود. لباس فضانوردی پوشید و روی پای خودش به قرارگاه برگشت.

وقتی رسیدیم، تمام بزرگ‌ترهای دیگر از جست‌وجو برگشته بودند. همه در گردآوردگاه جمع شده بودند و وقتی از هوابند بیرون آمدیم برای آمدن نینا خوشی کردند.

همه هلهله کردند: «خوش اومدی به خونه!»

رادی گفت: «تبریک می‌گم نمردین!»

دکتر مارکز با هیجان گفت: «جا داره جشن بگیریم!»

نینا به‌تندی گفت: «نه. هیچی لازم نیست. کاری نکردم که جشن بخواد. حالا اگه اجازه بدین، کلی کار عقب‌افتاده دارم.» این را گفت و از لابه‌لای جمعیت رد شد و از پله‌ها به‌سمت اقامتگاهش بالا رفت.

مامان پرسید: «کار؟ برعکس، نینا، باید یه‌کم به خودت وقت بدی تا حالت خوب بشه.»

دفنی اضافه کرد: «یه چیزی هم باید بخوری. به مناسبت برگشتت شام مخصوص برات درست کرده‌ام! تموم غذاهای دلخواهت رو آب‌افزایی کرده‌ام!»

نینا به او گفت: «چقدر منابع رو هدر دادی. توی کانون یه‌عالمه جیرهٔ غذایی اضطراری خوردم. حالا دارم می‌رم به اتاقم که باقی شب اونجا باشم و به بقیهٔ شما هم توصیه می‌کنم همین کار رو کنین. با توجه به اتفاق‌های امروز، فکر می‌کنم خیلی از شما از پروژه‌هاتون عقب افتاده باشین، پس همه فردا کارهای زیادی داریم که باید بهشون برسیم. شب به‌خیر.» این را گفت و به اقامتگاهش رفت و در را پشت‌سرش بست.

کایرا گفت: «پسر، عجب بساط شادی همه رو به هم زد.»

ویولت موافق بود: «آره، واقعاً شادی و بساطش رو زد به همدیگه.»

دکتر آلوارز زیر لب گفت: «ناراحته که از برنامه عقب هستیم؟ واسه خاطر اون از برنامه عقبیم!»

کسی زیر لب گفت: «شاید بهتر بود می‌ذاشتیم همون بیرون بمونه.» ولی ندیدم چه کسی این حرف را زد.

حالا که جشنی در کار نبود، همه آرام‌آرام راهی اتاق‌هایشان شدند. روز بلند و پرتنشی بود و نینا راست می‌گفت که فردا هم روز پرکاری پیش رو داشتیم. تقریباً مطمئن بودم به من تکلیف اضافه می‌دهند و باید خودم را برسانم.

اما هنوز گرسنه بودم. من که جیرهٔ غذای اضطراری نخورده بودم. درواقع از صبحانه تا آن‌وقت، تقریباً چیز زیادی نخورده بودم. برای همین، مقداری از غذایی را که دفنی برای نینا آب‌افزایی کرده بود برداشتم و آن را در سالن غذاخوری بلعیدم. مزهٔ مقوای خیس می‌داد، ولی استثنائاً برایم اهمیتی نداشت. مامان کنارم نشست و بابا ویولت را برد بخواباند.

وقتی شامم را تمام کردم، گفتم: «نینا حتی از همه تشکر هم نکرد که کمک کردن دنبالش گشتن.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۷)
کاربر ۳۶۹۱۵۳۳
۱۴۰۰/۰۸/۱۴

عالی بود عالی خیلی خوب و با هیجان فقط یک سوال برام پیش آمد تمام شد یا جلد سه هم داره ؟؟

yeyolet
۱۴۰۰/۰۹/۲۹

عالیه و من عاشق این کتاب شدم

soorena
۱۴۰۰/۰۹/۲۹

کتاب خوبیه بخونیدش لذت ببرید

gomnam
۱۴۰۰/۱۰/۱۵

کلا نویسنده ی این کتاب رو دوست دارم کتاب مدرسه جاسوسی هم از همین نویسنده است بخونیدش خیلی جالب تر و هیجانی تره امیدوارم جلد سوم هم زودتر بیاد🌱

سیداحمدغلامی
۱۴۰۰/۱۰/۱۷

این کتاب برای هر کسی که داستان تخیلی علمی فضایی دوست داره عالیه. ترجمه به شدت عالیه. متشکرم از طاقچه

mobina
۱۴۰۰/۱۰/۰۳

بد ترین کتابی که توی این برنامه بود اینه

امیر مهدی دشتی
۱۴۰۰/۰۹/۰۹

من نسخه ی چاپی رو دارم و عالیه فقط یک سوال جلد ۳ کی میاد

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱)
کایرا گفت: «می‌دونم قبلاً گفته بودم بعضی از فرضیه‌هات واقعاً چرند هست، ولی این‌یکی فرق داره.» رادی گفت: «واقعاً؟» کایرا گفت: «آره. این‌یکی از بس چرنده آدم باورش نمی‌شه. از هرکدوم از قبلی‌ها صدبرابر چرت‌تره. اصلاً فکر نمی‌کردم همچین چیزی ممکن باشه.»
- 𝘔𝘪𝘯𝘦𝘳𝘷𝘢

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۰۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۹,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۱/۲۰
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۴۱۶-۹
تعداد صفحات۳۰۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۹,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۱/۲۰
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۴۱۶-۹