با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
زمستان ۶۲

دانلود و خرید کتاب زمستان ۶۲

۴٫۴ از ۱۴ نظر
۴٫۴ از ۱۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب زمستان ۶۲  نوشته  اسماعیل فصیح  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب زمستان ۶۲

کتاب زمستان ۶۲ روایتی جذاب خواندنی از سال‌های جنگ است به قلم اسماعیل فصیح. این کتاب جامعه ایران در آن سال‌ها به تصویر می‌کشد و رنج و اندوه و ترس و خون مردم را بازآفرینی می‌کند. تیپ‌های شخصیتی متفاوت را در مرکز داستانش قرار می‌دهد و رویارویی آن‌ها با قهرمان داستانش خواننده را با خود همراه می‌کند.

درباره کتاب زمستان ۶۲

شروع کتاب در دی ماه ۱۳۶۲ است زمانی که استاد بازنشسته دانشکده نفت جلال آريان به همراه دکتر فرجام متخصص کامپیوتر به اهواز می‌روند تا ادریس پسر جوان مستخدمش را که در جنگ مفقود شده است پیدا کنند. این داستان ترکیبی از عشق از بین رفته‌ی فرجام به زنی مرده است که آن را دوباره در چشمان نامزد ادریس می‌بیند و فداکاری او در رفتن به خط مقدم. این بین جلال آریان برای نجات دختری جوان از دست مردی متعصب و بیمار به ظاهر با او ازدواج می‌کند.

هرچه داستان پیش می‌رود روابط انسان‌ها و احساساتشان پیچیده‌تر می‌شود و همین موضوع خواننده را هرلحظه بیشتر و بیشتر با خودش همراه می‌کند.

خواندن کتاب زمستان ۶۲ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی معاصر ایران پیشنهاد می‌کنیم

درباره‌ی اسماعیل فصیح

اسماعیل فصیح ۲ اسفند ۱۳۱۳ در تهران متولد شد. او داستان‌نویس و مترجم ایرانی بود که کتاب‌هایش در دهه‌های شصت و هفتاد جزو پرفروش‌ترین نویسندگان معاصر بود. تحصیلاتش را در آمریکا ادامه داد و آن‌جا دیداری با ارنست همینگوی نیز داشت. بعد از بازگشت به ایران به عنوان مترجم کار می‌کرد و بعد به استخدام شرکت نفت در آمد. رمان‌های دل کور، شراب خام، داستان جاوید، ثریا در اغما و درد سیاوش از مهم‌ترین آثار او به‌شمار می‌روند. از میان آثار ترجمه‌ شده‌ی اسماعیل فصیح نیز می‌توانیم به وضعیت آخر، بازی‌ها؛ روان‌شناسی روابط انسانی اثر اریک برن، ماندن در وضعیت آخر، خودشناسی به روش یونگ و تحلیل رفتار متقابل در روان‌درمانی اشاره کنیم.

اسماعیل فصیح در ۲۵ تیر ۱۳۸۸ در تهران به علت مشکلات عروق مغزی درگذشت.

بخشی از کتاب زمستان ۶۲

«یه تشکیلاتشون فکر می‌کنم نزدیک بوتان‌گازه، سر جاده کمپلو، که حالا شده خیابون انقلاب.»

«مرکز توانبخشی چیزی ندارند اینجا؟»

«چرا آقا. یه مدرسه‌رو توی جاده کوت‌عبدالله کردن مرکز توانبخشی. تو جاده کوت‌عبدالله، نرسیده به پیچی که میره طرف قبرستون.»

«بلدم.»

می‌پرسد: «اونجا کاری داشتید آقا؟» آمده جلوتر کنار پنجره من.

می‌گویم: «پسر یکی از کارگرای آشنای آبادانم رفته بوده بسیج، بعد شنیدیم ممکنه معلول شده باشه، میخوام اگه بشه پیداش کنم. به بابای پیرش قول داده‌م پرس و جویی بکنم.»

«میتونید از دفتر رابط دانشکده‌م بپرسید، یا با ستاد دانشگاهی جندی‌شاپورم تماس بگیرید، اونها با بیمارستانها و نهادها تماس دارند.»

«رئیسشون کیه؟ همون دکتر ناجی؟»

«فکر می‌کنم... بله، آقا. ایشون با تمام نهادها رابطه داره. میتونین زنگ بزنین دفتر رابط ستاد جهاد دانشگاهی در شرکت نفت. همین‌جا توی خرم‌کوشکه. یه خانم شایان هست. از دانشکده بیرونش کردند رفت اونجا.»

زیر لب تکرار می‌کنم: «خانم شایان. دفتر رابط ستاد دانشگاهی. باشه.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۷)
دکتر
۱۳۹۹/۰۹/۰۸

سلام کتابهای روانشاد اسماعیل فصیح چه در دوره خودش چه حالا بی نظیره من آن زمان که جوان بودم عاشق رمان وادبیات همیشه منتظرنشرکتابهای ایشون بودم پیشنهاد میکنم همه را بخونیدمخصوصا کتابی درباره حافظ دارند که عالیه میبرتت قرن ش

- بیشتر
ثریا
۱۴۰۰/۰۱/۱۱

بسیار عالی نوشته شده و داستان پردازی خیلی خوبی داره ولی به لحاظ موضوع خیلی غم انگیز هست. وقتی که داستان تموم شد، همه وجودم پر از سرما و ناراحتی بود.

منصوره طاهری
۱۳۹۹/۰۹/۱۱

داستان جذاب و متن سلیس بود بااینکه من در جنوب نبودم ولی باوصف نویسنده ازمحیط خیلی به اون زمان آدمها وحتی شکل شهروساختمونها آشناشدم و وتوذهنم ساختم .درموردجنگ وایثار خیلی کتاب نوشته شده ولی اکثراکلیشه ای وشعاری ولی این داستان

- بیشتر
مانا
۱۴۰۰/۰۵/۰۷

از نظر اطلاعات دقیق آن روزگار خیلی خوبه. من قلم فصیح رو دوست دارم. روحشون شاد

Yasaman
۱۳۹۹/۰۸/۰۸

آقای فصیح قلم زیبایی دارن من چندسال پیش چندتا از کتاباشون رو خوندم عالی بودن. کاش تو بینهایت قرار بدین. ثریا در اغما هم فقط نسخه صوتیش موجوده لطفا epub رو هم اضافه کنید

parisa_msi
۱۴۰۰/۰۳/۲۲

طاقچه جان لطفا از ایگ نویسنده یه کتاب بی نهایت کن

کاربر ۸۷۱۰۴۸
۱۳۹۹/۰۹/۰۷

کتاب های اقای فصیح تنها کتاباییه که تونویسندگان ایرانی میتونم تااخربخونم بدون اینکه ازچیزی بتونم ایرادبگیرم.

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۴)
تهران مثل خوزستان حال دفاع از خود و جنگ و شبهای ضدهوایی و دیگر اوضاع اضطراری و تنگدستی را ندارد. مردم تهران و استانهای مرکزی و شمالی میهن اسلامی چنان روزگار سپری می‌کنند که انگار جنگی وجود ندارد.
parisa_msi
وقتی یک نفر را دوست داشتی، می‌خواهی برای او یک کاری بکنی. می‌خواهی هر کاری بکنی ـتا او زنده بماند. این جوری آدم به بهشت میرود.
حسین ایمانی
چرا می‌لنگی؟» می‌خندد: «روز اول جنگ جلو خوابگاه ترکش خمپاره زد ساق پامون!» «بعد چکار کردی؟» «خدا رو شکر کردیم نخورد تو کله‌مون!»
n re
«یاران نکو یکی یکی آب شدند.»
n re

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۴۵۲ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۹/۰۸/۰۳
شابک۹۷۸-۶۰۰-۵۲۱۹-۹۵-۱
تعداد صفحات۴۵۲صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۹/۰۸/۰۳
شابک۹۷۸-۶۰۰-۵۲۱۹-۹۵-۱