کتاب صوتی یک هلو و هزار هلو + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی یک هلو و هزار هلو

دانلود و خرید کتاب صوتی یک هلو و هزار هلو

نویسنده:صمد بهرنگی
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب صوتی یک هلو و هزار هلو

کتاب صوتی یک هلو و هزار هلو نوشته‌ی صمد بهرنگی با گویندگی شاهین علایی‌نژاد شنونده را به دل باغی پررمزوراز در حاشیه‌ی دهی فقیر می‌برد؛ جایی که سرنوشت یک درخت هلو، دو کودک روستایی و اربابی ثروتمند به هم گره می‌خورد. نوین کتاب گویا آن کتاب را منتشر کرده است و در نسخه‌ی صوتی، متن پرگفت‌وگوی داستان و لحن زنده‌ی شخصیت‌ها با اجرای گوینده جان تازه‌ای گرفته است. در این کتاب صوتی، قصه از دل یک باغ اربابی آغاز می‌شود؛ باغی سرسبز و پرآب که در میان خشکی و بی‌آبی زمین‌های روستاییان مثل جزیره‌ای جداافتاده است. در این فضا دو درخت هلو کنار هم روییده‌اند؛ یکی پیوندی، پرثمر و گران‌قیمت و دیگری کوچک، لجباز و ظاهراً بی‌ثمر. تضاد میان این دو درخت، میان ارباب و ده، میان وفور و فقر و میان «داشتن» و «محروم‌بودن» بستر اصلی روایت را شکل داده است. کتاب صوتی یک هلو و هزار هلو با زبانی سرراست و روایتی پرجزئیات، از دل همین تضادها به پرسش‌هایی درمورد عدالت، مالکیت، رشد، تغییر و معنای واقعی «ثمر دادن» می‌رسد. شنونده در طول داستان، هم با نگاه یک درخت هلو به جهان روبه‌رو می‌شود و هم با دنیای ذهنی دو کودک روستایی که میان آرزوی داشتن درختی برای خود و واقعیت تلخ فقر و بی‌عدالتی دست‌وپا می‌زنند. اجرای صوتی اثر کمک کرده است که گفت‌وگوها، توصیف‌ها و فرازونشیب‌های احساسی قصه برای مخاطب ملموس‌تر شود و فضای باغ، ده، فقر، گرما، تشنگی و رؤیاهای کودکان روستا به‌خوبی در ذهن شکل بگیرد.

درباره کتاب یک هلو و هزار هلو

کتاب یک هلو و هزار هلو داستانی است از صمد بهرنگی که در آن، یک باغ اربابی در دل دهی فقیر به صحنه‌ی اصلی روایت تبدیل شده است. در آغاز، شنونده با توصیف باغی بسیار بزرگ، پرآب و پرمیوه روبه‌رو می‌شود که در تضاد کامل با زمین‌های خشک و ناهموار روستاییان قرار دارد. ارباب سال‌ها پیش زمین‌ها را تکه‌تکه فروخته اما باغ را برای خود نگه داشته است و باغبان مأمور نگهبانی از این ثروت سبز است. در دل این باغ، دو درخت هلو کنار هم روییده‌اند: درخت بزرگ‌تر که پیوندی است و هر سال هلوهای درشت و گران‌قیمت می‌دهد و درخت کوچک‌تر که با وجود هزاران گل، حتی یک هلو را هم به ثمر نمی‌رساند. باغبان برای نجات درخت کوچک‌تر از هر کاری دریغ نمی‌کند؛ از رسیدگی و مراقبت گرفته تا تهدید به بریدن با اره. اما درخت کوچک‌تر «رفتارش را عوض نمی‌کند» و همین‌جا است که کتاب یک هلو و هزار هلو مسیر خود را عوض می‌کند و به دل روایت درونی درخت می‌رود. در بخش اصلی آن کتاب، درخت هلوی کوچک‌تر زبان باز می‌کند و سرگذشت خود را تعریف می‌کند؛ از زمانی که هنوز یک هلوی رسیده در سبد باغبان بوده تا وقتی که هسته‌اش در خاک کاشته شده و به درختی تازه تبدیل شده است. شنونده با جزئیات دقیق، مسیر یک هلو را دنبال می‌کند: از چیده‌شدن در سبد، افتادن تصادفی روی خاک، پیدا شدن به‌دست دو کودک روستایی به نام‌های پولاد و صاحب‌علی، خنک‌کردن در آب استخر، خورده‌شدن توسط آن دو و سپس کاشته‌شدن هسته در گوشه‌ای خلوت از باغ. در ادامه، فصل‌های نانوشته‌ی کتاب در قالب صحنه‌های پی‌درپی پیش می‌رود: زمستان طولانی زیر خاک، بیدارشدن با آمدن بهار، جوانه‌زدن، رویارویی با بوته‌های خاکشیر و درخت بادام، رشد تدریجی، دوستی با پولاد و صاحب‌علی، دفن‌کردن مار برای قوت‌گرفتن خاک، و درنهایت، ثمر دادن نخستین هلو. در پایان روایت، درخت که حالا بزرگ شده است، از مرگ صاحب‌علی بر اثر مارگزیدگی، رفتن پولاد به شهر و مصادره‌شدن خودش به‌دست باغبان می‌گوید و توضیح می‌دهد چرا آگاهانه هلوهایش را می‌ریزد و نمی‌گذارد ارباب و باغبان از ثمرش بهره ببرند. کتاب یک هلو و هزار هلو در نسخه‌ی صوتی، این مسیر طولانی از «یک هلو» تا «هزار هلو» را به‌گونه‌ای روایت کرده است که شنونده همزمان با رشد درخت، با رشد آگاهی و اعتراض او نیز همراه می‌شود.

خلاصه داستان یک هلو و هزار هلو

در مرکز کتاب صوتی یک هلو و هزار هلو ایده‌ای ساده اما پرمعنا قرار گرفته است: یک درخت هلو که با وجود گل‌های فراوان، عمداً میوه‌هایش را نمی‌رساند و می‌ریزد. باغبان که از این وضع خسته شده، درخت را تهدید می‌کند و همین تهدید بهانه‌ای می‌شود تا درخت زبان باز کند و سرگذشت خود را برای شنونده تعریف کند. روایت اصلی از زبان همان درخت است؛ درختی که زمانی یک هلوی رسیده و آبدار روی شاخه‌ی درخت مادری بوده است. درخت، داستان را از جایی شروع می‌کند که هنوز «هلو» است؛ یکی از ۱۰۰ تا ۱۵۰ هلوی رسیده در سبد باغبان. خودش را هلویی درشت، آبدار و گلگون توصیف می‌کند که اگر به خانه‌ی ارباب می‌رسید، احتمالاً سهم دختر ارباب می‌شد؛ دختری که آن‌قدر میوه‌های گران‌قیمت و وارداتی می‌خورد که یک هلو برایش فقط یک گاز بود. اما پیش از رسیدن به خانه‌ی ارباب، پای باغبان در باغ روی لانه‌ی موش خالی می‌شود، سبد تکان می‌خورد و هلو از سبد به خاک می‌افتد. باغبان متوجه نمی‌شود و می‌رود و هلو زیر آفتاب می‌ماند. گرما به هسته‌اش می‌رسد، تشنه می‌شود و در همین حال مورچه‌ای از شیره‌ی خشک‌شده‌ی او می‌چشد. کمی بعد، دو کودک روستایی، پولاد و صاحب‌علی، برای خوردن میوه از دیوار باغ می‌پرند. آن‌ها از دست باغبان و ارباب عصبانی‌اند که حتی یک دانه هلو برایشان نگذاشته‌اند. هنگام برگشت، پولاد با دیدن هلو روی خاک ذوق‌زده می‌شود. بچه‌ها هلو را کنار استخر می‌برند، در آب خنک می‌کنند و بعد با هم می‌خورند؛ هر کدام یک گاز، بعد دیگری. هلو درحالی‌که زیر دندان آن‌ها له می‌شود، از لذت این‌که ذره‌های تنش به گوشت و استخوان دو کودک گرسنه تبدیل می‌شود خوشحال است و درعین‌حال به «زندگی تازه‌ای» فکر می‌کند که در هسته‌اش پنهان شده است. صاحب‌علی هسته را دور نمی‌اندازد؛ آن را در پهن طویله می‌گذارد، بعد تمیز می‌کند و همراه پولاد به باغ برمی‌گرداند. آن دو تصمیم می‌گیرند هسته را در گوشه‌ای خلوت، پشت تلی از خاک در همان باغ اربابی بکارند تا «صاحب یک درخت هلو» شوند. هسته در خاک نمناک و تاریک زمستان می‌خوابد، خواب بهار و بچه‌های ده را می‌بیند که روزی هلوهایش را می‌خورند. با آمدن بهار، عطر گل بادام و گرمای خورشید او را بیدار می‌کند. پوسته‌اش می‌شکافد، ریشه به پایین می‌فرستد و ساقه به بالا؛ از میان سنگ‌ریزه‌ها و ریشه‌ی علف‌ها راهش را باز می‌کند تا سرانجام سر از خاک بیرون می‌آورد. در ادامه، درخت جوان با بوته‌های خاکشیر، درخت بادام و مورچه‌ها روبه‌رو می‌شود، قد می‌کشد و زیر آفتاب سبز می‌شود. پولاد و صاحب‌علی مرتب به دیدنش می‌آیند، آب پایش می‌ریزند و حتی ماری را که کشته‌اند کنار ریشه‌اش دفن می‌کنند تا خاکش پرقوت شود. درخت در دو سالگی تصمیم می‌گیرد مثل مادرش میوه بدهد. از میان چند غنچه، فقط یک هلو را نگه می‌دارد و همه‌ی نیرویش را صرف بزرگ‌کردن همان می‌کند؛ هلویی که مثل دختری عزیز، شیره‌ی تن درخت را می‌مکد و شاخه‌اش را خم می‌کند. اما پیش از چیدن نخستین هلو، حادثه‌ای رخ می‌دهد. پولاد تنها و غمگین نزد درخت می‌آید و خبر می‌دهد که صاحب‌علی در دره‌ی ماران، هنگام شکار مار برای تقویت خاک درخت، مارگزیده شده و مرده است. پولاد از عذاب وجدان و غم، تصمیم گرفته است ده را ترک کند و به شهر برود تا شاگرد بقال شود. او هلو را به‌عنوان یادگار برمی‌دارد و می‌رود. سال بعد، درخت بزرگ‌تر شده و هلوهای بیشتری می‌دهد اما این‌بار باغبان او را کشف می‌کند و خوشحال می‌شود که «درخت هلوی خوبی» بی‌زحمت در باغش روییده است. درخت که خود را حاصل زحمت و رؤیای دو کودک فقیر می‌داند، نمی‌تواند بپذیرد ثمرش نصیب ارباب و باغبان شود. از این‌جا به بعد، هر سال آگاهانه هلوهایش را می‌ریزد، ریشه‌هایش را طوری تنظیم می‌کند که میوه‌ها نرسند و تأکید می‌کند که از باغبان اطاعت نخواهد کرد؛ حتی اگر او را با اره تهدید کند. پیام پنهان داستان این است که ثمر واقعی، فقط «میوه‌دادن» نیست، بلکه این است که میوه به چه کسی می‌رسد و ریشه‌ی درخت به کدام زندگی‌ها گره خورده است.

چرا باید کتاب یک هلو و هزار هلو را بشنویم؟

کتاب صوتی یک هلو و هزار هلو از دل یک قصه‌ی ظاهراً ساده درباره‌ی درختی لجباز، به موضوع‌هایی مثل عدالت، مالکیت، فقر، رشد و آگاهی نزدیک شده است. شنونده در طول داستان، با نگاه یک هلو و بعد یک درخت به جهان آشنا می‌شود؛ نگاهی که هم کودکانه است و هم سرشار از پرسش‌های جدی درمورد این‌که «زمین مال کیست»، «ثمر چه کسی باید باشد» و «چرا بعضی‌ها همیشه محروم می‌مانند». آن کتاب نشان می‌دهد که چگونه یک هسته‌ی کوچک می‌تواند به درختی تبدیل شود که نه‌تنها میوه می‌دهد بلکه درباره‌ی سرنوشت میوه‌هایش تصمیم می‌گیرد. مسیر تبدیل‌شدن هلو به هسته، هسته به نهال و نهال به درخت، با جزئیات دقیق و ملموس روایت شده است و شنیدن آن برای کسانی که به فرایندهای طبیعی و چرخه‌ی زندگی علاقه دارند جذاب است. در کنار این لایه، رابطه‌ی عاطفی درخت با پولاد و صاحب‌علی، دو کودک روستایی، نوعی همدلی عمیق با کودکان فقیر و نادیده‌گرفته‌شده ایجاد کرده است. کتاب صوتی یک هلو و هزار هلو همچنین برای کسانی که به داستان‌هایی با زاویه‌دید غیرمعمول علاقه‌مندند تجربه‌ای متفاوت است؛ چون راوی اصلی، خود درخت است که از درون خاک، از زیر برف، از میان ریشه‌ها و از دل تابستان داغ حرف می‌زند و تغییراتش را ثانیه‌به‌ثانیه دنبال می‌کند. در نسخه‌ی صوتی، این تغییر لحن‌ها و جابه‌جایی میان توصیف طبیعت، گفت‌وگوهای کودکان و تأملات درخت، با گویندگی شاهین علایی‌نژاد برجسته‌تر شده است و شنونده می‌تواند فضای باغ، ده، استخر، دره‌ی ماران و طویله را به‌خوبی در ذهن مجسم کند. از سوی دیگر، آن کتاب برای کسانی که به دنبال متنی هستند که هم برای نوجوانان قابل‌دنبال‌کردن باشد و هم برای بزرگسالان حرفی برای گفتن داشته باشد، گزینه‌ای مناسب است. قصه در سطح اول، ماجرای یک درخت و دو کودک است و در سطح‌های بعدی، به نقد نابرابری، بی‌عدالتی و مصادره‌ی زحمت دیگران توسط صاحبان قدرت می‌پردازد؛ بی‌آنکه به شعار تبدیل شود. شنیدن این کتاب صوتی فرصتی است برای همراه‌شدن با سفری که از یک هلو شروع می‌شود و به پرسش‌هایی درباره‌ی حق، ریشه، ثمر و انتخاب می‌رسد.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن کتاب صوتی یک هلو و هزار هلو به نوجوانان و جوانانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های اجتماعی با محوریت کودکان و زندگی روستایی علاقه دارند. همچنین به معلمان، مربیان و والدینی پیشنهاد می‌شود که به‌دنبال متنی داستانی برای گفت‌وگو درمورد عدالت، مالکیت، فقر و مسئولیت‌پذیری با نسل نوجوان هستند. به علاقه‌مندان ادبیات داستانی فارسی و کسانی که دوست دارند روایت رشد یک درخت و چرخه‌ی زندگی گیاهان را در قالب قصه‌ای پرجزئیات بشنوند نیز پیشنهاد می‌شود. و درنهایت به شنوندگانی پیشنهاد می‌شود که به دنبال کتاب صوتی کوتاهی هستند که هم فضای روستا و طبیعت را زنده کند و هم در پسِ یک قصه‌ی ساده، پرسش‌های جدی‌تری را پیش بکشد.

معرفی نویسنده
عکس صمد  بهرنگی
صمد بهرنگی

هانس کریستین اندرسن ایران، پدر قصه‌های آذربایجان، صمد بهرنگی یکی از نویسندگان سرشناس و محبوب ادبیات کودک و نوجوان در کشور و خالق داستان ماهی سیاه کوچولو است. بهرنگی معلمی بود که اغلب داستان‌های خود را برای کودکان فقیر و روستایی می‌نوشت. این داستان‌ها بیانی ساده و صمیمی دارند و شخصیت‌های آن‌ها اغلب کودک، حیوان و عروسک هستند.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

زمان

۵۴ دقیقه

حجم

۳۷٫۳ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۶

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۵۴ دقیقه

حجم

۳۷٫۳ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۶

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
۴۲,۰۰۰
تومان