
دانلود و خرید کتاب صوتی شهر و خانه
معرفی کتاب صوتی شهر و خانه
کتاب صوتی شهر و خانه (La Citta' e la case) نوشته ناتالیا گینزبورگ و ترجمه محسن ابراهیم، اثری است که توسط آوانامه منتشر شده و با گویندگی آرمان سلطان زاده، مریم پاک ذات و جمعی از گویندگان ارائه شده است. این کتاب صوتیْ یک رمان در قالب نامهنگاری میان شخصیتهای مختلف است که تصویری از زندگی، مهاجرت، دلبستگیها و جداییها را به نمایش میگذارد. روایتها از زبان چندین شخصیت شکل میگیرد و هرکدام با لحن و دغدغههای خاص خود، بخشی از پازل زندگی خانوادگی و اجتماعی را کامل میکنند. این کتاب، اثری است که در آن جابهجایی میان مکانها، خاطرات و روابط انسانی، محور اصلی روایت را تشکیل میدهد.
درباره کتاب صوتی شهر و خانه اثر ناتالیا گینزبورگ
کتاب صوتی شهر و خانه به قلم ناتالیا گینزبورگ، یک رمان در قالب نامهنگاری است که با محوریت خانواده، مهاجرت و دگرگونیهای زندگی معاصر ایتالیایی روایت میشود. داستان در بستر نامههایی میان شخصیتهایی چون جوزپه، لوکرتزیا، آلبریکو، روبرتا و دیگران شکل میگیرد. هر نامه دریچهای به جهان درونی و بیرونی نویسندهاش باز میکند و مخاطب را با دغدغهها، امیدها، دلتنگیها و تصمیمهای بزرگ و کوچک زندگی روبهرو میسازد. مهاجرت به آمریکا، فروش خانه، روابط خانوادگی و دوستانه و تلاش برای یافتن جایگاه و معنا در زندگی، از موضوعات محوری این کتاب هستند. ناتالیا گینزبورگ با نگاهی دقیق و بیپیرایه، زندگی روزمره و احساسات متناقض شخصیتها را به تصویر کشیده است. ساختار کتاب بر پایهی نامههایی است که گاه کوتاه و گاه بلند، روایت را پیش میبرند و بهتدریج لایههای پنهان روابط و شخصیتها را آشکار میکنند. عنوان این کتاب در انگلیسی عبارت است از The city and the house.
خلاصه داستان صوتی شهر و خانه
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
کتاب صوتی شهر و خانه با نامهای از جوزپه به فروروچو آغاز میشود. جوزپه تصمیم گرفته خانهاش را بفروشد و به آمریکا نزد برادرش برود. او در نامههایش از دلتنگیها، خاطرات خانه و نگرانیهایش دربارهی آینده مینویسد. لوکرتزیا، دوست و معشوقهی سابق جوزپه در پاسخ به نامههای او، از زندگی خانوادگی، فرزندان و دغدغههایش دربارهی جدایی و تغییرات میگوید. در این میان، شخصیتهایی چون روبرتا، آلبریکو (پسر جوزپه)، سرنا و دیگران نیز با نامههای خود، روایت را گسترش میدهند. در طول داستان، جابهجاییهای مکانی و عاطفی شخصیتها، فروش خانههای قدیم، مهاجرت به شهرهای دیگر و حتی قارهای دیگر و تلاش برای یافتن معنا و آرامش در زندگی، محوریت دارد. جوزپه پس از مهاجرت به آمریکا با چالشهای جدیدی روبهرو میشود؛ برادرش ازدواج و او احساس تنهایی و بیجایی میکند. روابط میان اعضای خانواده و دوستان، با فاصله و دلتنگی، همچنان با پیوندهای عاطفی عمیق ادامه مییابد. روایتها از زبانهای مختلف، تصویری چندلایه از زندگی، خاطرات، شکستها و امیدها ارائه میدهد. مرگ برادر جوزپه و بازگشت دوباره به خانه و وطن، نقطهی عطفی در رمان است که معنای خانه، خانواده و تعلق را به چالش میکشد.
چرا باید کتاب صوتی شهر و خانه را بشنویم؟
رمان صوتی شهر و خانه با ساختار نامهنگاری و داستانی چندصدایی، تجربهای از شنیدن رمان را ارائه میدهد. این کتاب صوتی با پرداختن به موضوعاتی چون مهاجرت، دلبستگی به خانه و خانواده و جستوجوی هویت فردی، به دغدغههایی میپردازد که برای بسیاری از انسانها آشناست. اثر، امکان همذاتپنداری با شخصیتها را فراهم میکند و مخاطب را به تأمل دربارهی مفهوم خانه، ریشهها و روابط انسانی وامیدارد. ویژگی شاخص این کتاب را صداقت و بیپیرایگی در بیان احساسات و تجربههای روزمره دانستهاند. همچنین جابهجایی میان مکانها و زبانها و حضور شخصیتهای متنوع با دیدگاههای گوناگون، به کتاب صوتی حاضر غنا بخشیده است. شنیدن این کتاب فرصتی برای لمس فرازونشیبهای زندگی، دلتنگیها و امیدهای انسان معاصر است.
شنیدن این کتاب صوتی را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی شهر و خانه به کسانی پیشنهاد میشود که به روایتهایی با موضوع خانوادگی، مهاجرت، دلبستگی به خانه و جستوجوی هویت علاقه دارند. همچنین این رمان صوتی به علاقهمندان رمانهایی در قالب نامهنگاری و کسانی که دغدغهی تغییر، جدایی و پیوندهای انسانی را تجربه کردهاند، توصیه میشود.
درباره ناتالیا گینزبورگ
ناتالیا گینزبورگ (Natalia Ginzburg) نویسندهی برجستهی ایتالیایی، در سال ۱۹۱۶ زاده شد و در ۱۹۹۱ میلادی چشم از جهان فروبست. کودکیاش را در تورین گذراند و از همان سالها به شعرگفتن پرداخت؛ هرچند استعداد اصلیاش در داستاننویسی شکوفا شد. در ۱۷سالگی نخستین داستانهای کوتاهش در مجلی سولاریا منتشر شد و بعدها در نوشتههایش بهویژه به روابط خانوادگی، سیاست و فلسفه پرداخت. تقریباً تمام آثار او از رمان و داستان گرفته تا مقاله، به انگلیسی ترجمه شده است. او تحتتأثیر خانواده و همسرش نگاه سیاسی پیدا کرد و به همین دلیل، آثارش را آینهای از رخدادهای جامعهی زمانهاش میدانند. روایت ساده، بیپیرایه و دوری از اغراق از ویژگیهای سبک اوست. خوانندگانش او را نویسندهای دقیق، واقعنگار و دارای نثری پرریتم میدانند که شیفتهی واژگان ساده و تکرارهای هنرمندانه است و از این طریق، تأثیری مبهم اما شاعرانه بر مخاطب میگذارد. از میان آثار ناتالیا گینزبورگ میتوان به نمایشنامهی «آگهی»، مجموعه جستار «فضیلتهای ناچیز» و کتابهای «شهر و خانه»، «جادهای که به شهر میرود»، «این چنین بود»، «والنتینو»، «نجواهای شبانه» و «دیروزهای ما» اشاره کرد.
این کتاب یا نویسنده چه جوایز و افتخاراتی کسب کرده است؟
ناتالیا گینزبورگ جوایز و افتخارات زیر را در سالهای نوشتهشده دریافت کرده است:
۱۹۵۲: جایزهی بینالمللی ویلون برای اثری به نام تمام دیروزهای ما
۱۹۶۳: جایزهی استرگا برای اثری به نام واژگان خانوادگی
۱۹۸۴: جایزهی باگوتا برای اثری به نام خانوادهی مانزونی
۱۹۹۱: عضویت افتخاری خارجی در آکادمی آمریکایی هنرها و علوم
نظر افراد یا مجلههای مشهور درباره این کتاب چیست؟
www.einaudi.it: این رمان که در سال ۱۹۸۴ میلادی منتشر شده، رمانی در قالب نامهنگاری است که فروپاشی خانواده، بحران نقشهای سنتی و خلأ تراژیک را روایت میکند. نویسنده در سبک ویژهاش (هم خشک و هم شاعرانه) این تکههای زندگی را بازمیسازد و ازدسترفتن آن حس تعلق را روایت میکند؛ حسی که خانه روشنترین نماد آن است.
چه نسخههای دیگری از این کتاب در ایران منتشر شده است؟
کتاب شهر و خانه با ترجمهی محسن ابراهیم در سال ۱۳۷۴ توسط نشر فکر روز روانهی بازار کتاب ایران شده است.
بخشی از کتاب صوتی شهر و خانه
«امروز خانوادهی لانتزرا آمد. به تو گفتهام، همانهایی هستند که خانهی مرا خریدهاند. آمدند که خانه و اسباب و اثاثیه را ببینند و وضعیت اتاقها را بسنجند. روبرتا را صدا کردم و زود آمد بالا. از آنجایی که میگوید سرم را کلاه گذاشتهاند میخواستم آنها را ببیند و بعد، روبرتا این حسن را دارد که من راحتتر بتوانم با مردم رابطه برقرار کنم. کمی خاویار داشت و آورد. من چای دم کردم و نان برشته کردم. این لانتزراها برایم دوستداشتنی هستند. مرد روانشناس و کوچکاندام است و کلهی درازی مثل گلابی کاملاً پوستکنده دارد. زن اسپانیایی، چاق و موسیاه است. آدمهای بیسروپایی نیستند. برایم جای بسی تأسف خواهد بود که در خانهام دو آدم بیسروپا زندگی کنند.»

نظرات کاربران
یکی از زیباترین داستانهای اپیستولاری یا مکاتبه ای بود که خوندم. شخصیت ها و روایت طی نامه هایی که رد و بدل میشن، بسیار زیبا گشوده میشدن. نام مترجم نسخه ای که در گذشته خوندم به خاطر ندارم.