معرفی و دانلود کتاب پروژه هیل مری + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب پروژه هیل مری
off
٪۳۰

کتاب پروژه هیل مری

از مجموعه شاهکارهای علمی تخیلی

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۵۰ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب پروژه هیل مری

کتاب پروژه هیل مری نوشتۀ اندی وییر و ترجمۀ حسین شهرابی در انتشارات کتابسرای تندیس به چاپ رسیده است. کتاب در ژانر علمی‌تخیلی و داستان دانشمندی به نام رایلند گریس است که در حالت زیست تعویقی در فضاپیمایی از کما بیدار می‌شود در حالی که نمی‌داند در میانۀ یک مأموریت است. او کم‌کم شروع به بازیابی حافظۀ خود می‌کند.

درباره کتاب پروژه هیل مری

داستان این کتاب علمی‌تخیلی دربارۀ مردی به نام رایلند گریس است که روی تختی در میانۀ محیطی شبیه آزمایشگاه به هوش می‌آید؛ حافظه‌اش کار نمی‌کند، نمی‌‌داند کجاست و چیزی به یاد نمی‌آورد. کامپیوتری نزدیک تختش است که از او سوال می‌پرسد و غذاخوردن و هوشیاری‌اش را بررسی می‌کند. یک ربات هم هست که او را کنترل می‌کند. پرسش‌هایی مثل حاصل جمع ساده را با زحمت پاسخ می‌دهد در حالی که اسمش را نمی‌داند. 

او مدتی در کما بوده است. هرازگاهی با به یادآوردن تکه‌ای از خاطرات گذشته، خود را بازمی‌شناسد. متوجه می‌شود که باید دانشمند باشد. او در یک آزمایشگاه بستری و نگهداری می‌شود. پس از بلندشدن از روی تخت، با وسایل آزمایشگاه شروع به انجام آزمایش می‌کند و متوجه می‌شود فرمول‌های فیزیک را حفظ است. او با یک آزمایش سادۀ انداختن لوله روی میز و سنجش زمان اصابت آن به زمین با شتاب‌سنج متوجه می‌شود لوله با سرعتی بیش از زمان معمول سقوط می‌کند؛ یعنی نیروی جاذبه بیشتر از آنچه باید باشد هست. تنها یک دلیل دارد؛ او روی زمین نیست. یعنی روی سیارۀ دیگری است؟ اما هیچ سیارۀ دیگری چنین گرانشی ندارد. با تکه‌های پراکنده از خاطرات گذشته و وضعیت فعلی متوجه می‌شود در یک فضاپیماست. درواقع، تنها بازمانده از خدمۀ فضاپیما و در وسط یک آزمایش بزرگ است، در وضعیت زیست تعلیقی‌ست و با دارو در کما نگه داشته شده است.

خواندن کتاب پروژه هیل مری را به کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

به همۀ دوستداران داستان‌های علمی‌تخیلی پیشنهاد می‌کنیم.

درباره اندی مییر

اندی میر متولد ۱۶ ژوئن ۱۹۷۲ نویسندۀ آمریکایی است که در ژانر علمی‌تخیلی می‌نویسد. دو کتاب مشهور دیگر او مریخی و آرتمیس هستند. از روی کتاب مریخی، ریدلی اسکات، کارگردان سینما فیلمی با همین نام ساخته است.

بخشی از کتاب پروژه هیل مری

«چند بارِ دیگر دست‌هایم را بالا و پایین می‌برم. انگشت‌های پایم را تکان‌تکان می‌دهم. قطعاً حالم دارد بهتر می‌شود.

قوزک‌هایم را چپ و راست می‌کنم. کار می‌کنند. زانوهایم را بالا می‌گیرم. پاهایم هم وضعِ بدی ندارند. مثلِ بدنسازها عضلانی نیست، ولی برای کسی که تا دمِ مرگ رفته و برگشته زیادی سالم است. البته مطمئن نیستم چقدر باید کُلُفت باشند.

کفِ دست‌هایم را روی تخت می‌گذارم و خودم را بالا می‌کشم. بالاتنه‌ام بلند می‌شود. جدی‌جدی دارم بلند می‌شوم! باید با تمامِ قوا زور بزنم، ولی به‌هرحال از پسِ این کار برمی‌آیم. تکان که می‌خورم تخت یک‌کم می‌لرزد. شک ندارم که این تخت طبیعی نیست. وقتی سرم را بالاتر می‌گیرم، می‌بینم که سر و تهِ تخت به قلاب‌های محکمی وصل شده. کلِ تخت انگار یک‌جور نَنوی یکپارچه و قرص باشد. چه عجیب.

خیلی زود به وضعیتی می‌رسم که روی لوله‌ی باسنم می‌نشینم. خیلی راحت نیستم؛ ولی وقتی لوله در باسنِ آدم رفته، مگر آدم می‌تواند در وضعیتی بنشیند که راحت باشد؟

الان همه چیز را بهتر می‌بینم. شبیهِ اتاق‌های عادیِ بیمارستان نیست. دیوارها پلاستیکی به نظر می‌آیند و کلِ اتاق هم گرد است. نورِ سفیدِ سفید از ال‌ای‌دی‌های سقفی می‌آید.

دو تختِ نَنومانندِ دیگر هم روی دیوارها نصب است و یک بیمار هم توی هر کدام‌شان. ما سه نفر را در یک شکلِ مثلثی گذاشته‌اند و آن «بازوهای هراس‌انگیزِ» سقفی هم در مرکزِ سقف نصب شده. حدس می‌زنم مراقبِ هر سه نفرمان باشد. از هم‌قطارهای بیچاره‌ام چیزِ خاصی معلوم نیست؛ مثلِ چند دقیقه پیشِ من توی تخت‌شان فرورفته‌اند.

دری هم در کار نیست. فقط یک نردبانِ به دیوار چسبیده که بالا می‌رود و به یک... دریچه می‌رسد؟ دریچه گرد است و یک دستگیره‌ی چرخ‌مانند هم در وسطش دارد. بله، حتماً یک جور دریچه است. مثلِ زیردریایی‌ها. شاید ما سه نفر بیماریِ مُسریِ خاصی داشتیم؟ شاید مثلاً این‌جا اتاقِ قرنطینه‌ی هوابندی‌شده باشد. چند دریچه‌ی تهویه‌مطبوع این‌جا و آن‌جا هستند و من هم یک مقدار جریانِ هوا را احساس می‌کنم. پس ممکن است یک محیطِ کنترل‌شده باشد. 

یک پایم را از روی تخت پایین می‌اندازم که باعث می‌شود تخت لَمبُر بخورد. بازوهای روبوتی تندی به سمتم می‌آیند. از ترس چشم‌هایم را می‌بندم، ولی متوقف می‌شوند و نزدیکم می‌مانند. به نظرم آماده‌اند که اگر افتادم من را بگیرند.

کامپیوتر می‌گوید: «حرکتِ کاملِ بدن آشکارسازی شد. اسمِ شما چیست؟»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب پروژه هیل مری و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابپروژه هیل مری
عنوان دیگراز مجموعه شاهکارهای علمی تخیلی
موضوعرمان، علمی تخیلی، داستان خارجی
نویسندهاندی وییر
مترجمحسین شهرابی
انتشاراتانتشارات کتابسرای تندیس
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۲/۰۵/۱۶
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۸۳.۴۳ مگابایت
شابک‌‫‭۹۷۸۶۰۰۱۸۲۶۹۹۳
تعداد صفحه‌ها۵۷۶ صفحه
قیمت کتاب۱۴۳۵۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

...
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۶/۰۲

چرا نظرات رو پاک میکنین ؟ این قیمتای بالا رو به بهونه اینکه تخفیف میخوره گذاشتین ولی الان نمیذارین کد تخفیفم روش اعمال بشه

۰
Gjvxjl Chkoocz
۱۴۰۲/۰۶/۰۶

حداقل تخفیف رو روش اعمال کنین

۰
کاربر ۲۰۸۲۱۴۸
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۲۳

این کتاب بهترین کار اندی ویپر و جزع کارهای خوب علمی تخیلی البته من چاپی گرفتم چون دیجیتالی اش خیلی دیر امد ولی خیلی خوشحال هستم که بلخره تندیس امد تو طاقچه ممنون بابت قرار دادن این کتاب عالی

۰
کاربر ۲۰۲۸۸۱۷
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۴/۰۵

من خیلی کتاب را دوست داشتم، با اینکه من رشته انسانی خونده بودم و هیچی از مباحث علمی کتاب سر در نمیارم ولی با چنان لذتی می خواندم انگار یه فیزیکدانم که از همش سر در میاره🙃😁 هیچ خطی از...بیشتر

۰
rezajan
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۲/۰۱

من کتاب علمی تخیلی زیاد خوندم تقریبا تمام کتابهای ایزاک اسیموف و خیلیهای دیگه ، ولی این یکی یه چیز دیگه است .

۰
فربد مقدمی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۰۳

درباره کتاب: - داستان پرکشش و روان اما در عین حال جذاب و خواندنی. --اگر در این ژانر مطالعه داشتین، قطعا این کتاب هم می‌تونه گزینه عالی باشه برای شما؛ فکر میکنم از جنس hard sci-fic باشه به دلیل توضیح نسبتا...بیشتر

۰
Nik
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۸/۱۳

زیاد راجع به ش توضیح نمی دم اما این کتاب عالیه . یک بار هم برنامه دارم تا به انگلیسی بخوانم اش . چون واقعا دیگه به مترجم ش اطمینان ندارم . آرتمیس و مریخی هم تو لیست اند .

۰
مارابه سخت جانی خود این گمان نبود
۱۴۰۴/۰۸/۲۱

قطعا این کتاب یکی از بهترین کتاب های علمی تخیلی خواهد بود که شما میتونید بخونید سفر به فضا و سیارات دیگه وآشنایی باموجود فضایی که 📌اصلا وابدا تکراری نبود ومباحث علمی هم که توش هست جالبه وحوصله سر بر...بیشتر

۰
کاربر 3065065
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۳۰

کتاب بسیار جذابیه. کارکتر اصلی با اینکه دانشمند هست ولی خیلی کارکتر بانمکیه و ترجمه هم ترجمه بسیار خوبی هست. خیلی از جاهای داستان میتونین باهاش همزاد پنداری کنین به نظرم. من کتابو در سه روز خوندم و خیلی خیلی...بیشتر

۰
Reyhanh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۲

من چند روزه تمومش کردم. قیمت نسخه چاپی درحال حاضر۹۸۰ هزارتومنه و نسخه الکترونیکی ۲۰۵ هزارتومن. فضاسازی و احساسات شخصیت در داستان فوق‌العاده سریع آدم رو غرق در داستان می‌کنه که نشون دهنده قلم قوی نویسنده‌ست. در طی داستان زیاد شوکه...بیشتر

۰
saraap
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۱۳

بی نظیر بود.حتما پیشنهاد میکنم.به هیچ وجه از دستش ندین.

۰
erfan
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۵/۰۵

امتیاز من: ۴.۵⭐️ جز کتاب‌های خوب در ژانر علمی-تخیلی هست. من نسخه چاپی کتاب رو خوندم. اگر به موضوعات فضا و کهکشان علاقه دارید و از فیلم‌های اینتراستلار و مارتیان لذت بردید قطعا میتونه راضیتون کنه. حجم کتاب به شدت زیاده...بیشتر

۰
Baaraan_zahedi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۲۱

این داستان عالیه. مثل دو کتاب دیگر اندی ویر، این هم یه داستان فضایی، هیجان انگیز، گاهی بانمک و در عین حال علمی تخیلیه. اگه به داستانهای ماجراجویی فضایی علاقه دارید بخونیدش. توضیحات علمیش انگار از دو تا کتاب قبلی این...بیشتر

۰
hashem
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۷/۱۴

یه سفر قهرمان فوق‌العاده یه برخورد نزدیک از نوع سوم فوق‌العاده و یه داستان در باب رفاقت که تا مدت‌ها تو ذهن مخاطب می‌مونه جنبه علمی زیادی تخیلیه ولی منطق‌هاش در اومدن باید بگم سال دیگه فیلمش هم اکران می‌شه

۰
ngd
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۳۱

ایده داستان برای من جذاب و ریتمش در بخشهایی خیلی پرکشش بود، کنجکاویم رو برای ادامه خوندن حفظ می‌کرد و ارتباط با شخصیت اصلی در موقعیت بحران و تنهایی خوب برقرار می‌شد اما حجم توضیحات علمی گاهی برام بیش از...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

rezajan
۹
فضانوردها خیلی شجاع‌ند؛ حاضرند زندگی‌شون رو به خاطرِ علم به خطر بندازند. خیلی‌هاشون حاضرند جون‌شون رو برای بشر فدا کنند. ستایش‌شون می‌کنم.
Reyhanh
۸
انسان‌ها تواناییِ خارق‌العاده‌ای دارند که اتفاقِ نامعمول را بپذیرند و آن را عادی کنند.
#mahta
۵
به طرزِ عجیبی، بعد از علنی‌شدنِ ماجرای خطِ پترووا زندگی تغییرِ خاصی نکرد. موقعیتِ خطیر و مرگباری بود، ولی عادی هم بود. لندنی‌ها موقعِ حملاتِ هواییِ آلمانی‌ها در جنگِ جهانیِ دوم مثل همیشه به کارهایشان می‌رسیدند؛ نهایتاً یادشان بود که گاهی ساختمان‌هایی هم منفجر می‌شوند. اوضاع هر چقدر هم استیصال‌آور باشد، کسی باید شیر را به دستِ مشتری برساند. اگر خانه‌ی خانم مک‌کریدی هم شبِ قبلش بمباران می‌شد، چه می‌شد کرد؟ اسمش را از فهرستِ تحویلِ شیر خط می‌زدی و به زندگی‌ات می‌رسیدی.
Reyhanh
۲
نمی‌دانم چقدر طول کشیده تا به این‌جا برسم. یا بهتر است بگویم نمی‌دانم چقدر زمان بر من گذشته. وقتی آدم با سرعتِ نزدیک به نور سفر کند، پدیده‌ای را تجربه می‌کند به اسمِ «اِتّساعِ زمان». از وقتی زمین را ترک کرده‌ام زمانِ بیشتری به زمین گذشته تا به من. نسبیت چیزِ عجیبی است.
Reyhanh
۲
راهی به خانه ندارم. من هم این‌جا می‌میرم. ولی برخلافِ آن‌ها من تنها می‌میرم.
Mohadese77
۲
موقعیتِ خطیر و مرگباری بود، ولی عادی هم بود. لندنی‌ها موقعِ حملاتِ هواییِ آلمانی‌ها در جنگِ جهانیِ دوم مثل همیشه به کارهایشان می‌رسیدند؛ نهایتاً یادشان بود که گاهی ساختمان‌هایی هم منفجر می‌شوند. اوضاع هر چقدر هم استیصال‌آور باشد، کسی باید شیر را به دستِ مشتری برساند. اگر خانه‌ی خانم مک‌کریدی هم شبِ قبلش بمباران می‌شد، چه می‌شد کرد؟ اسمش را از فهرستِ تحویلِ شیر خط می‌زدی و به زندگی‌ات می‌رسیدی.
Reyhanh
۱
«نمی‌تونید من رو مجبور کنید براتون کار کنم.» اما استرات داشت از اتاق می‌رفت. «تا یک ساعتِ دیگه بیا فرودگاه، وگرنه ژاندارمریِ سوئیس می‌آد دنبالت و دو ساعتِ دیگه به زور می‌آردت. انتخابِ خودت.» لوکن، مات و مبهوت، به در خیره شد. بعد به من. گفتم: «کم‌کم به‌ش عادت می‌کنی.»
Reyhanh
۱
هیچ گروهِ علمی‌ای تکمیل نمی‌شود مگر این‌که یک قالتاقِ قمارباز هم در جمع باشد؛ به همین خاطر باب ردل هم پیش‌مان ایستاده بود.
Parsilla
۱
موقعیتِ خطیر و مرگباری بود، ولی عادی هم بود. لندنی‌ها موقعِ حملاتِ هواییِ آلمانی‌ها در جنگِ جهانیِ دوم مثل همیشه به کارهایشان می‌رسیدند؛ نهایتاً یادشان بود که گاهی ساختمان‌هایی هم منفجر می‌شوند. اوضاع هر چقدر هم استیصال‌آور باشد، کسی باید شیر را به دستِ مشتری برساند. اگر خانه‌ی خانم مک‌کریدی هم شبِ قبلش بمباران می‌شد، چه می‌شد کرد؟ اسمش را از فهرستِ تحویلِ شیر خط می‌زدی و به زندگی‌ات می‌رسیدی. ماجرای آخرالزمانِ قریب‌الوقوع هم که عاملش احتمالاً نوعی حیاتِ بیگانه بود از همان قماش به حساب می‌آمد؛ جلوِ یک مشت بچه ایستاده بودم و علومِ پایه یادشان می‌دادم. چون فایده‌ی جهان چیست اگر قرار باشد که آن را به دستِ نسلِ بعدی ندهی؟
#mahta
۰
از پسِ این کار برمی‌آیم؟ آیا از این لحظه به بعد قرار است بی‌مصرف باشم؟ یعنی بشر به این خاطر که نمی‌توانم گرانشِ صفر را تحمل کنم می‌میرد؟ نه.