جملات زیبای کتاب پروژه هیل مری | طاقچه
تصویر جلد کتاب پروژه هیل مری

بریده‌هایی از کتاب پروژه هیل مری

نویسنده:اندی وییر
امتیاز
۳.۶از ۴۳ رأی
۳٫۶
(۴۳)
فضانوردها خیلی شجاع‌ند؛ حاضرند زندگی‌شون رو به خاطرِ علم به خطر بندازند. خیلی‌هاشون حاضرند جون‌شون رو برای بشر فدا کنند. ستایش‌شون می‌کنم.
rezajan
انسان‌ها تواناییِ خارق‌العاده‌ای دارند که اتفاقِ نامعمول را بپذیرند و آن را عادی کنند.
Reyhanh
به طرزِ عجیبی، بعد از علنی‌شدنِ ماجرای خطِ پترووا زندگی تغییرِ خاصی نکرد. موقعیتِ خطیر و مرگباری بود، ولی عادی هم بود. لندنی‌ها موقعِ حملاتِ هواییِ آلمانی‌ها در جنگِ جهانیِ دوم مثل همیشه به کارهایشان می‌رسیدند؛ نهایتاً یادشان بود که گاهی ساختمان‌هایی هم منفجر می‌شوند. اوضاع هر چقدر هم استیصال‌آور باشد، کسی باید شیر را به دستِ مشتری برساند. اگر خانه‌ی خانم مک‌کریدی هم شبِ قبلش بمباران می‌شد، چه می‌شد کرد؟ اسمش را از فهرستِ تحویلِ شیر خط می‌زدی و به زندگی‌ات می‌رسیدی.
#mahta
راهی به خانه ندارم. من هم این‌جا می‌میرم. ولی برخلافِ آن‌ها من تنها می‌میرم.
Reyhanh
موقعیتِ خطیر و مرگباری بود، ولی عادی هم بود. لندنی‌ها موقعِ حملاتِ هواییِ آلمانی‌ها در جنگِ جهانیِ دوم مثل همیشه به کارهایشان می‌رسیدند؛ نهایتاً یادشان بود که گاهی ساختمان‌هایی هم منفجر می‌شوند. اوضاع هر چقدر هم استیصال‌آور باشد، کسی باید شیر را به دستِ مشتری برساند. اگر خانه‌ی خانم مک‌کریدی هم شبِ قبلش بمباران می‌شد، چه می‌شد کرد؟ اسمش را از فهرستِ تحویلِ شیر خط می‌زدی و به زندگی‌ات می‌رسیدی.
Mohadese77
نمی‌دانم چقدر طول کشیده تا به این‌جا برسم. یا بهتر است بگویم نمی‌دانم چقدر زمان بر من گذشته. وقتی آدم با سرعتِ نزدیک به نور سفر کند، پدیده‌ای را تجربه می‌کند به اسمِ «اِتّساعِ زمان». از وقتی زمین را ترک کرده‌ام زمانِ بیشتری به زمین گذشته تا به من. نسبیت چیزِ عجیبی است.
Reyhanh
«نمی‌تونید من رو مجبور کنید براتون کار کنم.» اما استرات داشت از اتاق می‌رفت. «تا یک ساعتِ دیگه بیا فرودگاه، وگرنه ژاندارمریِ سوئیس می‌آد دنبالت و دو ساعتِ دیگه به زور می‌آردت. انتخابِ خودت.» لوکن، مات و مبهوت، به در خیره شد. بعد به من. گفتم: «کم‌کم به‌ش عادت می‌کنی.»
Reyhanh
هیچ گروهِ علمی‌ای تکمیل نمی‌شود مگر این‌که یک قالتاقِ قمارباز هم در جمع باشد؛ به همین خاطر باب ردل هم پیش‌مان ایستاده بود.
Reyhanh
از پسِ این کار برمی‌آیم؟ آیا از این لحظه به بعد قرار است بی‌مصرف باشم؟ یعنی بشر به این خاطر که نمی‌توانم گرانشِ صفر را تحمل کنم می‌میرد؟ نه.
#mahta

حجم

۵۵۷٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۵۷۶ صفحه

حجم

۵۵۷٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۵۷۶ صفحه

قیمت:
۲۰۵,۰۰۰
تومان