معرفی و دانلود کتاب زمان فراموشی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب زمان فراموشی
off
٪۴۰
subscriptionAvailable

کتاب زمان فراموشی

نوع کتاب
۴.۱(از ۱۹ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
شارون گاسکین، شهین خاصی
انتشارات: 
کتاب کوله پشتی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب زمان فراموشی

کتاب زمان فراموشی داستانی از شارون گاسکین است که با ترجمه ساناز جهان‌بیگلری می‌خوانید. این کتاب با داستانی عجیب آغاز می‌شود: فرزندی با توانایی‌های خیال‌پردازی خیلی عجیب که پرده از راز یک جنایت برمی‌دارد. 

این داستان نشریه New York Journal of Books را بر آن داشت تا درباره‌اش اینطور بنویسد: «شارون گاسکین مانند یک ستاره در حال انفجار به صحنه ادبیات سرازیر شده است ... بدون تردید زمان فراموشی جذاب ترین رمان سال است».

درباره کتاب زمان فراموشی

پس از مرگ ما چه اتفاقی می‌افتد؟ قبل از تولد ما چه اتفاقی افتاده است؟ این داستان جذاب و تاثیرگذار درباره همین موضوع نوشته شده است. 

حتما شما هم نمونه‌های از سوالات عجیب و غریب کودکان را دیده‌اید. زمانی که ادعا می‌کنند زندگی و مادر و پدر و خانواده دیگری داشته‌اند. احتمالا آن را جدی نگرفته‌اید و یا به پای خیال‌پردازی بچه‌ها گذاشته‌اید. دقیقا همان کاری که جینی، مادر مجرد نوح، انجام داد. 

نوح همیشه سوالات عجیبی می‌پرسید و خیال‌پردازی‌هایش باعث تعجب مادرش شده بود اما او همیشه این را به حساب زودرس بودن فرزندش و مشکلات تولدش می‌گذاشت. اما نوح روز به روز عجیب‌تر شد تا جایی که یک روز در مهد کودک با معلمش درباره چیزهایی مانند روش‌های مختلف قتل با سلاح‌های گرم و سرد صحبت می‌کند. این موضوع مربی مهد کودک و تمام کادر مدرسه را نگران می‌کند. تا جایی که از مادرش درخواست می‌کنند پسرش را سریعا نزد یک روانپزشک ببرد. درست همین جا است که جینی، دیگر نمی‌تواند تظاهر کند.

شارون گاسکین، در داستان زمان فراموشی ، تمام آنچه را که پیش از این می‌دانستیم به چالش می‌کشد. ذهنتان را درگیر می‌کند و در نهایت از راز یک جنایت پرده‌برداری می‌کند. 

جودی پیکولت (Jodi Picoult) از نویسندگان پرفروش نیویورک تایمز درباره این کتاب اینطور نوشته است: «هنگامی که مشغول خواندن این رمان بودم هرگاه آن را به زمین می‌گذاشتم، دائما به این فکر می‌کردم که بعد از این قرار است چه اتفاقی بیوفتد؟» 

کتاب زمان فراموشی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

اگر از خواندن رمان‌های فلسفی، داستان‌های رمزآلود و چالش برانگیز لذت می‌برید، کتاب زمان فراموشی یک انتخاب عالی برای شما است.

درباره شارون گاسکین

شارون گاسکین، نویسنده و تهیه کننده فیلم‌های مستند، در دانشگاه ییل و دانشکده هنر دانشگاه کلمبیا تحصیل کرده است و در حال حاضر همراه با همسر و پسرهایش در بروکلین نیویورک زندگی می‌کند. او با نوشتن رمان زمان فراموشی موفق شد تا نام خود را به عنوان نویسنده‌ای مشهور و موفق، به دنیا بشناساند.

بخشی از کتاب زمان فراموشی

مدیر مهدکودک «جوانه‌های کوچک» ترکیبی از یک ماده‌شیر، جادوگر و کمد لباس بود. مثل جعبه‌ای بزرگ بود که از دم عینکش (که مدل عینک مادربزرگ‌های باحال بود) تا پایین نیم‌چکمه‌های نوک‌تیزش پارچه‌ای سیاه‌رنگ کشیده شده باشد. موهای بلند نقره‌ای‌اش مثل یال اسب شانه‌های پهناورش را جوری نوازش می‌کردند که انگار به بوالهوسی‌های روزگار دهن‌کجی می‌کرد. پانزده سال بود که اولین مهدکودک و پیش‌دبستانی این منطقه - که مردم آن وسواس شدیدی روی انتخاب مدرسه داشتند - را اداره می‌کرد و همین موضوع باعث شده بود که بیش از حد احساس مهم‌بودن داشته باشد. رفتار تحکم‌آمیز خانم ویتکر با بزرگ‌سالان همیشه به‌نظر جینی جالب می‌آمد. پشت‌پرده این رفتار خشونت‌آمیز نوعی ترحم و گرمای فراوان اما نامنسجم را حس می‌کرد.

باوجوداین، حالا روبه‌روی خانم ویتکر روی صندلی کوچک نارنجی‌رنگی که مابین گلدان و پوستر کِرْم کتاب‌خوان قرار داشت به‌زحمت خودش را جا داده بود. جینی در چهره این زن جاافتاده چیزی ماورای قدرت نمایشی همیشگی‌اش دید: تشویش! مدیر به‌اندازه خود جینی مضطرب بود.

«خیلی ممنون که با این سرعت تشریف آوردین.»

جینی سعی کرد صدایش را کنترل کند: «خب موضوع چیه؟»

سکوت عجیبی برقرار شد. جینی سعی کرد تاحدامکان نفس‌هایش را منظم و آرام نگه‌دارد، اما در این سکوت صدای همه‌چیز را می‌شنید: صدای ضربان قلب مدیر، صدای شیر آب اتاق هنر، صدای معلمی که بلندبلند با آواز می‌خواند: «تمیز کنین، تمیز کنین، همگی تمیز کنین.» صدای بچه‌ای - البته نه بچه خودش - که جیغ می‌کشید.

خانم ویتکر سرش را بلند کرد و به نقطه‌ای کنار شانه چپ جینی خیره شد و گفت: «نوح درباره تفنگ یه حرفایی زده.»

کل موضوع همین بود؟ درباره چیزی که نوح گفته بود؟ اینکه مشکلی نبود. حس کرد تنش درونش از بین رفت و آرام گرفت. «مگه همه پسربچه‌ها از این حرفا نمی‌زنن؟»

«گفته که با تفنگ بازی کرده.»

جینی جواب داد: «احتمالاً منظورش تفنگ اسباب‌بازی بوده.» اما خانم ویتکر نگاه معناداری به او انداخت؛ نگاهی سخت و سنگین.

«گفته تفنگ شکاری کالیبر ۵۴ مدل رنگید بوده. گفته باروتش بوی تخم‌مرغ گندیده می‌داده.»

احساس غرور کرد. پسرش خیلی اطلاعات داشت؛ همیشه مشکلش با نوح همین بود. در مغز این بچه، مثل دانشمندها، خبرهایی بود با این تفاوت که سر آنها پر از معادلات عددی بود، اما مال نوح اطلاعاتی بود که حتماً این‌طرف و آن‌طرف شنیده بود. مگر انیشتین این‌طور نبود؟ مگر جیمز جویس این‌طور نبود؟ احتمالاً آنها هم در دوران کودکی درست درک نمی‌شدند، ولی حالا مسئله این بود که جواب خانم مدیر را که به او زل زده بود چطوری بدهد. «واقعاً نمی‌دونم این حرفا رو از کجا می‌آره. بهش می‌گم دیگه درباره تفنگ حرف نزنه.»

«دارین بهم می‌گین که نمی‌دونین کجا تفنگ دستش گرفته؟ یا اینکه از کجا می‌دونه باروت بوی گوگرد می‌ده؟»

خونسردی‌اش را حفظ کرد و جواب داد: «تفنگ دستش نگرفته و جریان گوگرد رو نمی‌دونم. بعضی‌وقتا چیزای بامزه‌ای می‌گه.»

مدیر بدون اینکه به جینی نگاه کند پرسید: «پس شما انکار می‌کنین؟»

«شاید توی تلویزیون دیده باشه.»

«پس تلویزیون تماشا می‌کنه، درسته؟»

در دلش گفت: «آخ خدا از دست این زن!» اما جواب داد: «خب کارتون دیه‌گو و دورا و باب‌اسفنجی و مسابقه بیس‌بال می‌بینه... شاید توی کانال ورزشی وسط برنامه‌ها تبلیغ شکار یا همچین چیزایی نشون داده‌ن.»

«یه چیز دیگه هم هست. نوح خیلی درباره کتابای هری پاتر حرف می‌زنه، اما طبق گفته شما، نه کتاب‌هاش رو براش خوندین، نه فیلم‌هاش رو دیده.»

«درسته.»

«باوجوداین، کل داستان‌هاش رو خوب بلده. مدام درباره یه‌جور طلسم مرگبار حرف می‌زنه.»

«ببینین نوح این مدلیه. خیلی چیزا می‌گه.» پاهایش را جابه‌جا کرد. بدنش روی صندلی کوچک نارنجی خواب رفته بود. جلسه خانواده گالووی را نصفه رها کرده بود. احتمالاً خانم گالووی به تمام دوستانش داشت زنگ می‌زد و می‌گفت اشتباه کرده است و اصلاً جینی زیمرمن را برای بازسازی خانه پیشنهاد نمی‌کند. داشت تمام مشتریانش را به‌خاطر این موضوع بی‌اهمیت از دست می‌داد. «همه‌ش همین بود؟ به‌خاطر همچین چیزای پیش‌پاافتاده‌ای من رو از وسط یه جلسه مهم کاری کشیدین اینجا؟ چون پسرم زیادی درباره تفنگ و هری پاتر حرف می‌زنه؟»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب زمان فراموشی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:زمان فراموشی
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:شارون گاسکین
ویراستار:شهین خاصی
انتشارات:کتاب کوله پشتی
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۸/۱۲/۰۲
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۸.۰۵ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۴۶۱-۳۶۴-۴
تعداد صفحه‌ها:۳۶۸ صفحه
قیمت کتاب:۷۰۲۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

فرهیخته
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۲/۱۲

داستان کتابو دوست داشتم،بشدت منو با خودش همراه کرده بود و خواندنش رو به عزیزان توصیه میکنم البته موضوعش درباره تناسخه،عاشق نوحی جونم

۰
yasaman
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۷/۰۷

خیلی هیجان انگیز و قشنگ بود

۰
پروانه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۳۰

در مورد تناسخ عالی نوشته بود

۰
sama.bagheri
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۲۴

کتاب جالبی است لازم دونستم بگم که در حقیقت پزشکی به نام ایان استیونسون در مورد این کودکان تحقیقات زیادی کرده و نمونه های واقعی بسیاری در این زمینه گردآوری کرده است ایشان از سال ۱۹۶۷ تا هنگام درگذشتش ریاست بخش مطالعات...بیشتر

۰
shojaeekia
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۲۰

پسری چهار ساله که از زندگی ای غیر از زندگی کنونی اش خاطره دارد. کتاب بسیار جذاب برای اونهایی که به تناسخ اعتقاد و علاقه دارن

۰
کاربر 10445031
۱۴۰۵/۰۱/۰۸

ترجمه ی خوبی داشت و رمان هیجان‌انگیز و خوبی بود

۰
آذین
۱۴۰۴/۰۱/۱۹

عالی

۰
بهار
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۱۵

بی نظیره جنایتی وهم انگیز واقعا خارق العاده

۰
کاربر ۳۵۶۶۰۹۳
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۹/۲۹

علیرغم اینکه از رمان ها و کتاب های فانتزی خوشم نمیاد این رمان کشش و جذبه خوبی داشت و خواننده را دنبال خودش می کشید

۰
mina piraste
۱۴۰۲/۰۶/۱۵

اگه به موضوع کارما علاقه دارین این کتاب به دردتون میخوره. مسلما که ارزش یه بار خوندن رو داره اما توضیحات اضافه در بعضی قسمت ها ریتم خوندن رو کند و خواننده رو کسل میکنه.

۰
بهنوش
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۵/۱۳

جذاب بی نظیر،غیرقابل پیش بینی، کتابی با موضوع متفاوت،تخیل نویسنده و خلاقیتش رو خیلی دوست داشتم،

۰

بریده‌هایی از کتاب

Elaheh Dalirian
۱۱
در زندگی هر فرد دو روز مهم وجود دارد: روزی که به‌دنیا می‌آید و روزی که علتش را درمی‌یابد. - ویلیام بارکلی -
fateme
۳
هوراشیو، چیزهای بیشتری در زمین و آسمان وجود دارد.
n re
۳
هرکس برای امیدداشتن و ادامهٔ زندگی به چیزی نیاز دارد، مگر نه؟
n re
۲
در زندگی هر فرد دو روز مهم وجود دارد: روزی که به‌دنیا می‌آید و روزی که علتش را درمی‌یابد.
mouzhan💫🪽
۱
استرس ذهنی، بیماری‌های روان‌تنی ایجاد می‌کرد؛ این واضح بود؛ اما چیزی که ذهنش را مشغول می‌ساخت این بود که چرا بعضی‌ها در برابر تجارب ناگوار انعطاف نشان می‌دهند و منقلب نمی‌شوند اما برخی دیگر دچار کابوس‌های شبانه و ترس‌های مختلف می‌شوند. مطمئن بود که فاکتورهای ژنتیکی و محیطی به‌تنهایی توجیه‌کنندهٔ این مشکلات نیستند. به شانس هم اعتقاد نداشت. دنبال چیز دیگری بود.
Elaheh Dalirian
۰
«نمی‌توان در یک رودخانه دو بار پا گذاشت، چراکه بار دوم، دیگر نه آن رودخانه رودخانهٔ قبلی است و نه آن آدم، آدم قبلی.»
Elaheh Dalirian
۰
«و فردا... به این مکان زیبا می‌خزد روزبه‌روز.» اندرسون مبهوت نگاهش کرد و گفت: «به آخرین هجای زمان ضبط‌شده و تمام دیروزهایت راه رسیدن به مرگی غبارآلود را روشن کرده است.»
Elaheh Dalirian
۰
استخوان‌ها دروغ نمی‌گویند. این حرف باستان‌شناس‌ها بود؛ و اشتباه هم نمی‌گفتند. استخوان‌ها از خودشان داستان درنمی‌آورند که کسی باورشان کند. چیزی را که جایی شنیده باشند تکرار نمی‌کنند. حس ششم ندارند. قابل‌کنکاش هستند؛ در شکاف‌های خود، حقیقتِ جنبهٔ مادی ناقص ما و خصوصیات منحصربه‌فردمان را حمل می‌کنند. شکاف استخوان ران؛ سوراخ‌های دندان؛
mouzhan💫🪽
۰
مسئله فقط طبیعت یا پرورش نبود، بلکه دنبال چیز دیگری بود که علت نوسان‌های شخصیتی یا ترس افراد را توضیح دهد. چرا بعضی بچه‌ها آرام بودند و بعضی دیگر آرام نمی‌گرفتند؟ چرا بعضی بچه‌ها جذابیت‌ها و توانایی‌های غریزی داشتند؟ چرا بعضی افراد فکر می‌کردند با جنسیت اشتباه به‌دنیا آمده‌اند؟ چرا پسر تایلندی به اسم چنگ۱۲۲ بسیار بدخلق بود و تمایل به میگساری داشت اما برادر دوقلویش، انگ۱۲۳، خوش‌برخورد بود و اصلاً مشروبات الکلی مصرف نمی‌کرد؟ قاعدتاً عوامل ژنتیکی و محیطی درمورد این دو نفر یکسان بود.