معرفی و دانلود کتاب حیدر + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب حیدر
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب حیدر

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۳۶۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
آزاده اسکندری

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب حیدر

کتاب حیدر نوشته آزاده اسکندری است. این کتاب به تصویر تازه‌ای از زندگی امام علی (ع) می‌پردازد. کتاب حیدر رمانی تاریخی و جذاب است که با استناد به منابع قابل اطمینان نوشته شده است.

درباره کتاب حیدر

حیدر با روایتی خطی، جذاب و به هم پیچیده از ۹ سال زندگی امام علی (ع) با حضرت صدیقه طاهره فاطمه سلام الله علی‌ها مواجهیم. روایتی که راوی‌اش حیدر (ع) است. از زبان اما علی(ع) داستان را می‌خوانیم که از سال دوم تا یازدهم هجری چه گذشته است. از روز‌های نزدیک به ازدواج حضرت امیر (ع) تا روز‌های بعد از شهادت حضرت «زهرا (س)».هر آنچه از زندگی مشترک، نبرد‌ها و روزگار به‌طرزی پراکنده در منابع شیعه و سنی ثبت شده است، از دید نویسنده دور نمانده و در تلاشی هوشمندانه با اتکا و ارجاع بر بیش از ۱۲۰ منبع متقن، تصویری روشن و یک‌پارچه از زندگی مولی‌الموحدین در رمان حیدر گردآوری کرده است.

خواندن کتاب حیدر را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به داستان دینی پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب حیدر

از جنگ بدر که برگشتیم، بقیه دهه دوم ماه را در مسجد معتکف شدیم. غوغایی در دلم به پا بود. دوست داشتم فاطمه، خانم خانه‌ام باشد و من سایه سرش. همیشه حتی در سخت‌ترین دقایق جنگ هم با ترس بیگانه بودم؛ اما آن روزها چه‌چیزی جسارت را در من ذوب کرده بود، نمی‌دانم؟ هرچه با خودم کلنجار می‌رفتم، نمی‌توانستم پا پیش بگذارم. باز مرور کردم آن روزی را که پیامبر پرسیدند: «نمی‌خواهی ازدواج کنی؟» از لحنشان معلوم بود که یعنی خوب است یکی از دختران قریش را برایت بگیرم. سکوت کردم. نمی‌خواستم فاطمه را از دست بدهم.۹

فاطمه به سن ازدواج رسیده بود. خواستگارهایش مال‌ومنال داشتند و اسم‌ورسم. ابوبکر دخترش عایشه را تازه به عقد پیامبر درآورده بود. انتظار شنیدن جواب رد نداشت؛ اما شنید، همچنین عمر و عبدالرحمن‌بن‌عوف. وضع مالی عبدالرحمن و عثمان‌بن‌عفان، نسبت به بقیه بهتر بود. چنان مهریه را بالا گرفته بودند که همه می‌گفتند: پیامبر فاطمه را به یکی از آن دو می‌دهند.۱۰

من در مقایسه با آن‌ها وضعیت مالی خوبی نداشتم. از روزی که به مدینه آمده بودیم در مزرعه مردی یهودی کار می‌کردم تا دستم جلوی انصار دراز نباشد. روزها با تنها شترم برای نخلستان‌ها آب می‌بردم، دست‌هایم تاول می‌زد و پینه می‌بست؛ اما می‌ارزید.

زیر لباس‌های ارزان‌قیمتم که اغلب پشمی، پوستی یا از لیف خرما بودند، زیرپوش زبر چهاردرهمی تن می‌کردم و در آن گرما بیل می‌زدم. تنها آرزویم در تمام عمر این بود که بتوانم نفسم را رام کنم.

از لابه‌لای نخل‌ها، زیر نور خورشید، آب‌ها آرام و رام حرکت می‌کردند. کفش‌هایم از لیف خرما بود، درمی‌آوردم تا خراب نشوند. از پابرهنه راه‌رفتن توی آن آب‌وگِل لذت می‌بردم و زیرِلب قرآن می‌خواندم. گاهی هم خورشید مصاحبم می‌شد.

با نخلستان مأنوس بودم. گاهی همان جا سر زمین، غذا می‌خوردم. خوراکم نان سبوس‌دار جو بود. گاهی هم گندم. زیاد اهل گوشت‌خواری نبودم. معتقدم نباید معده را قبرستان کرد. سرکه یا نمک، خورشت‌هایی بودند که اغلب با نان می‌خوردم. هیچ‌وقت دو خورشت را باهم نمی‌خوردم. استدلالم این بود که باید نفس را به قناعت عادت داد، و الّا کار به‌جایی می‌رسد که چیزی بیشتر از نیازش را طلب می‌کند. برای تنوع، گاه گیاهان دارویی را هم به سفره‌ام اضافه می‌کردم. بعضی وقت‌ها شیر شتر و خرمای عجوه می‌خوردم یا حلوای خرمایی که مادرم برایم می‌گذاشت. هیچ‌وقت یک دل سیر غذا نخوردم، بیشتر پول روزمزدی که در می‌آوردم را به نیازمندها می‌بخشیدم و از گرسنگی به شکمم سنگ می‌بستم.

لباس‌هایم اگر پاره می‌شد، با تکه پوستی یا لیف خرمایی وصله‌شان می‌زدم تا مجبور نباشم در آن شرایط لباس جدیدی بخرم.

با همه این‌ها، مصمم شدم پا پیش بگذارم. کهنه عبایم را تن کردم و رفتم خواستگاری. آن روزها تنها دارایی‌ام از مال دنیا شمشیر و زره و همان یک شتر بود.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب حیدر و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابحیدر
موضوعرمان، تاریخ اسلام، داستان ایرانی
نویسندهآزاده اسکندری
انتشاراتانتشارات کتابستان معرفت
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۹/۰۱/۲۳
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۵۰.۷۹ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۸۳۷-۶۱-۳
تعداد صفحه‌ها۳۸۰ صفحه
قیمت کتاب۸۷۵۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

dokhtare aftab
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۰/۱۱/۲۶

کاش نویسنده هیچ وقت به ذهنشون خطور نمی کرد که بخوان از زبان امام علی کتاب بنویسن و حالات ایشون رو خودشون تصور کنن! یعنی چی مثلا از زبان امام علی میگن شوخی کردنم گل کرده بود! یا من عاشق سبزی ریحانم! یا...بیشتر

۴۹
جواد کفایتی
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۹/۲۲

من در حال خواندن کتاب هستم و انتقادی که داشتم اینه که خیلی امیر المومنین رو مثه ما کرده یعنی مثلا من وقتی داشتم خاطرات جوانی حضرت رو میخوندم انگار جونی خودم رو ورق کشیده و به نظرم این مورد...بیشتر

۴
𝐑𝐄𝐙𝐀
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۱۰

وای باورم نمیشه این کتاب اومده طاقچه فوق العاده اس این کتاب خیلی خوبه حتما حتما بخونین دوستان توصیه اکید دارم به خوندنش فوق العاده اس و محشره

۹
یا.میم.صدر
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۰/۰۸/۱۹

فضاحت از نوع نگارش متن می باره خیلی سطحی نسبت به شخصیت امام پرداخته شده همون چند صفحه اول رو که خوندم حالم بد شد ذهنیتم در رابطه با امام علی یک شخص عالم و صاحب حکمت بود که متن...بیشتر

۱
Rey
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۱۲

من این کتابو نسخه چاپیشو خوندم و اصلا دوس نداشتم!!کلا با ایده این کتاب مخالفم و به نظرم منابع و کتاب های خیلی بهتری هستن که زندگی حضرت علی رو توصیف میکنن...

۷
طرید
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۱۵

نویسنده زحمت زیادی کشیده ولی کاش شخصیت و زندگی امام رو از زبان یکی از نزدیکان حضرت مثلا یکی از اصحاب یا غلامان حضرت توصیف میکرد چرا که این نوع انتخاب راوی،اصلا و ابدا در شان و مقام سید و...بیشتر

۰
آسمان
۱۴۰۰/۰۷/۰۵

حوادث و مستندات خشک تاریخی را به زبان داستان بیان کردن؛ مطالعه ی تاریخ را دلچسب تر میکند. نویسنده، بسیاری از حوادث مهم تاریخ اسلام به ویژه شهادت صدیقه طاهره سلام الله علیها را به گونه ای شیوا روایت کرده اما...بیشتر

۲
زینب
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۱/۰۵/۰۴

هر چی تلاش کردم خودمو قانع کنم که کتابو تموم کنم و نصفه باقی نذارم دیدم نمیشه... آدم احساس میکنه شأن امام معصوم علیه السلام اصلا رعایت نشده و اول شخص بودن متنی که قرار بوده امام علی علیه السلام...بیشتر

۳
MohammadMahdi Rahimi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۱۰

خیلی کتاب خوبی هستش حتما پیشنهاد میدم بخونید و امام علی رو در در دل تاریخ پیدایش کنید

۰
کاربر ۲۴۸۴۴۰۹
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۱۲

خیلی قشنگ عالیه

۰
sarv57
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۰۴

خجالت آوره این مدل نگارش...

۰
سپیده دم اندیشه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۷/۱۸

*به نام خدا * درود بر شما 💚، کتاب رو تموم کردم ، از خوبی رابطه امام علی و حضرت زهرا لبخند بر لب هایت مینشیند و لذت می بری از رشادت های علی (ع) در جنگ می خوانی و به وجد می...بیشتر

۲
Fatemeh Moghim
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۰۳

نمیدونم چطور این اعتماد به نفس رو دارن که همه چیز رو با سلیقه شخصی خودشون تاویل کردن. تاسف آوره. نویسندگان خوش قلم مثل سید مهدی شجاعی وقتی در مورد ائمه می‌نویسند هیچ وقت از روایت اول شخص استفاده نمی‌کنند، اگر...بیشتر

۲
Atossa
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۱/۰۳

کامل نخوندم راستش زیاد جذبم نکرد انگار اول شخص بودن امام عجیب بود.

۰
ساجد🌿
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۷/۱۳

کتاب راجع به حضرت علی بود ولی کاش از زبان حضرت بیانش نمی‌کردن! وقتی کتاب رو می‌خوندم احساس می‌کردم نویسنده داره راجع به یک فرد عادی صحبت می‌کنه، نه یک امام و انسان کامل! نویسنده می‌تونست از جملات بهتری برای بیان احساسات...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

zahra:)
۱۱۷
چقدر زشت‌اند، مردهایی که خصلت مردی ندارند.
عضوی از قبیله لیلی ها
۸۷
شب‌ها قبل از خواب، ۳۴ مرتبه الله‌اکبر، ۳۳ مرتبه الحمدالله و ۳۳ مرتبه سبحان‌الله بگویید. این‌طوری سختی‌ها برایتان آسان می‌شود.
n re
۷۹
جرج جرداق مسیحی: ای جهان! چه می‌شد، اگر هرچه قدرت و قوه داری به کار می‌بردی و در هر زمان، علی‌ای با آن عقلش، با آن قلبش، با آن زبانش و با آن ذوالفقارش به عالم می‌بخشیدی؟!
زینب
۶۶
درِ چادر زن‌ها، فاطمه را صدا زدم. دلم برایش تنگ شده بود. مشغول برش‌دادن پارچه‌های پانسمان بودند. پرده چادر را کنار زد و با لبخند همیشگی‌اش روبه‌رویم ایستاد. باهم دست دادیم. - قربانت شوم، رئوفه جان! چیزی لازم نداری برایت بیاورم؟ - ممنونم ابالحسن. اینجا همه‌چیز هست.
• Khavari •
۶۲
- چرا فقط توحید می‌خواندی؟ - آخر این سوره را خیلی دوست دارم. - خدا هم تو را خیلی دوست دارد.
یك رهگذر
۵۸
تسلیت‌دهنده تسلیت می‌گوید و می‌رود دنبال کارش. صاحب عزا می‌ماند. با آتش فراقی که در آن می‌سوزد. آتشی سوزان‌تر از آتش دنیا.
آسمان
۵۷
چقدر زشت‌اند، مردهایی که خصلت مردی ندارند.
MaaM
۵۴
علی جان! تو هم در مسلمانی پیش‌گامی، هم در هجرت؛ اما در وداع از این دنیا آخرینی. فقط مؤمنان تو را دوست دارند، منافق‌ها و اهل کفر، تو را دشمن خودشان می‌دانند
سپیده دم اندیشه
۴۹
ام‌ایمن تنهایمان گذاشت و به مکه رفت. می‌گفت: دلم مدینه بدون فاطمه را نمی‌خواهد. رفتار مردم هم با من عوض شد. طوری وانمود می‌کردند انگار اصلاً من را نمی‌بینند. عمو عباس زیر گوشم می‌خواند. - قریش به‌هم که می‌رسند، با بشاشت سلام و علیک می‌کنند. ما را که می‌بینند، طور دیگری می‌شوند. انگار اصلاً ما را نمی‌شناسند.
سپیده دم اندیشه
۳۴
من دو چیز را میان شما به یادگار می‌گذارم. اگر به آن‌ها چنگ بزنید، راه درست را گم نمی‌کنید. یکی قرآن و دیگری سنت و گفتارم است. همه مسلمان‌های جهان باهم برادرند، ولی از هم ارث نمی‌برند مگر اینکه کسی خودش دوست داشته باشد به برادر دینی‌اش ارث بدهد. حاضران به غایبان برسانند.... بعد از من پیامبری نیست. من امروز اعلام می‌کنم. همه مراسم‌ها و عقاید دوران جاهلیت را زیر پا می‌گذارم و بطلانشان را اعلام می‌کنم.