
٪۵۰
کتاب حیدر
پدیدآورندگان:
آزاده اسکندریانتشارات:
انتشارات کتابستان معرفت٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
zahra:)
۱۱۶
چقدر زشتاند، مردهایی که خصلت مردی ندارند.
عضوی از قبیله لیلی ها
۸۵
شبها قبل از خواب، ۳۴ مرتبه اللهاکبر، ۳۳ مرتبه الحمدالله و ۳۳ مرتبه سبحانالله بگویید. اینطوری سختیها برایتان آسان میشود.
n re
۷۹
جرج جرداق مسیحی:
ای جهان! چه میشد، اگر هرچه قدرت و قوه داری به کار میبردی و در هر زمان، علیای با آن عقلش، با آن قلبش، با آن زبانش و با آن ذوالفقارش به عالم میبخشیدی؟!
زینب
۶۶
درِ چادر زنها، فاطمه را صدا زدم. دلم برایش تنگ شده بود. مشغول برشدادن پارچههای پانسمان بودند. پرده چادر را کنار زد و با لبخند همیشگیاش روبهرویم ایستاد. باهم دست دادیم.
- قربانت شوم، رئوفه جان! چیزی لازم نداری برایت بیاورم؟
- ممنونم ابالحسن. اینجا همهچیز هست.
• Khavari •
۶۱
- چرا فقط توحید میخواندی؟
- آخر این سوره را خیلی دوست دارم.
- خدا هم تو را خیلی دوست دارد.
یك رهگذر
۵۸
تسلیتدهنده تسلیت میگوید و میرود دنبال کارش. صاحب عزا میماند. با آتش فراقی که در آن میسوزد. آتشی سوزانتر از آتش دنیا.
آسمان
۵۷
چقدر زشتاند، مردهایی که خصلت مردی ندارند.
MaaM
۵۲
علی جان! تو هم در مسلمانی پیشگامی، هم در هجرت؛ اما در وداع از این دنیا آخرینی. فقط مؤمنان تو را دوست دارند، منافقها و اهل کفر، تو را دشمن خودشان میدانند
سپیده دم اندیشه
۴۹
امایمن تنهایمان گذاشت و به مکه رفت. میگفت: دلم مدینه بدون فاطمه را نمیخواهد. رفتار مردم هم با من عوض شد. طوری وانمود میکردند انگار اصلاً من را نمیبینند. عمو عباس زیر گوشم میخواند.
- قریش بههم که میرسند، با بشاشت سلام و علیک میکنند. ما را که میبینند، طور دیگری میشوند. انگار اصلاً ما را نمیشناسند.
سپیده دم اندیشه
۳۴
من دو چیز را میان شما به یادگار میگذارم. اگر به آنها چنگ بزنید، راه درست را گم نمیکنید. یکی قرآن و دیگری سنت و گفتارم است. همه مسلمانهای جهان باهم برادرند، ولی از هم ارث نمیبرند مگر اینکه کسی خودش دوست داشته باشد به برادر دینیاش ارث بدهد. حاضران به غایبان برسانند.... بعد از من پیامبری نیست. من امروز اعلام میکنم. همه مراسمها و عقاید دوران جاهلیت را زیر پا میگذارم و بطلانشان را اعلام میکنم.
آیه
۳۰
در آن روزگار، پدر و مادرها همهکاره بودند. تقریباً دخترها هیچ اختیاری از خودشان نداشتند. گاه پیش میآمد دختری مجبور میشد، علیرغم میلش تن به ازدواجی دهد که هیچ خوش ندارد؛ اما پیامبر، نظر فاطمه را درباره خواستگارهایش میپرسیدند.
سپیده دم اندیشه
۲۲
روز پنجشنبه سوم شعبان، دومین پسرمان به دنیا آمد. عمه صفیه هم آمده بود تا به سلما کمک کند. پیامبر بهمحضِ شنیدن خبر تولدش، به خانهمان آمدند. سلما پسرم را در بافت سفیدی پیچید و در آغوش پیامبر گذاشت.ایشان در گوشش اذان و اقامه گفتند. اسمش را هم بر وزن شُبیر، پسر هارون، «حسین» گذاشتند.
حسین خیلی شبیه فاطمه بود
سپیده دم اندیشه
۲۱
شب غسلم بده. خودت غسل بده. ازرویِ لباس. شب دفنم کن. نمیخواهم اندامم را نامحرمی ببیند. من را در تابوت بگذار نه روی تخت. نمیخواهم این دو نفر که به ما بد کردند به جنازهام نماز بخوانند. میخواهم قبرم مخفی باشد خودت میدانی چقدر به تو وابستهام. وقتی دفنم کردی، کنار قبرم بنشین و برایم قرآن بخوان. دعا بخوان. دلم برای قرآن خواندنت تنگ میشود، علی.
آسمان
۲۰
اگر خدا بخواهد نعمتی به کسی بدهد، احدی نمیتواند مانع شود و اگر بخواهد از کسی نعمتی را بگیرد، همه جهان جمع شوند، کاری از دستشان بر نمیآید.
سپیده دم اندیشه
۲۰
- نور خدا نهتنها در من و علی که در نسل او تا مهدی در جریان است. مهدی همان کسی است که حق مظلوم را از ظالم میگیرد. دشمنان دین را نابود میکند. همه انبیا به وجودش بشارت دادهاند. مهدی همیشه پیروز است و شکست در او راه ندارد.
زینب
۱۹
با همین دستهایم در خیبر را از جا کندم و از آن بهعنوان سپر استفاده کردم. در آن لحظات، جز خدا کسی یاورم نبود.
m.k
۱۹
عزیزان دلم! بیایید برای آخرین بار مادرتان را ببینید.
صدای گریهشان سکوت شب را شکست. بندهای کفن باز شد. فاطمه چشمانش را رو به بچهها باز کرد. آغوش گشود و آنها را محکم به سینه چسباند. صدایی از آسمان آمد. جبرئیل بود.
- علی جان! بچهها را از مادرشان جدا کن. فرشتهها دیگر طاقت ندارند.
سیده خندان
۱۸
هرکس تشیع را قبول کرد، باید آماده انواع محرومیتها باشد.
s.latifi
۱۸
- شوهرت چطور مردی است؟
- علی بهترین شوهر دنیاست
amirhamed
۱۸
هرکس تشیع را قبول کرد، باید آماده انواع محرومیتها باشد.
آسمان
۱۷
- هر مردی با خوشرویی به همسرش کمک کند، خدا اسمش را جزء شهدا مینویسد. برای هر قدمی که مرد برای کمک به همسرش در خانه برمیدارد، خدا به او ثواب یک حج و عمره میدهد. علی! کمککردن مرد به همسرش ثواب هزارسال عبادت دارد. کفاره گناهان بزرگ میشود. خشم خدا را خاموش میکند.
s.latifi
۱۶
با پیامبر مشغول خوردن شدیم.ایشان با دست راست خرما میخوردند و با دست چپ هستههایشان را جلوی من میگذاشتند. آخرین خرما را به دهان بردم.
- علی جان! چقدر خرما خوردی؟ انگار خیلی گرسنه بودی.
- یارسولالله! فکر کنم شما بیشتر گرسنه بودید که خرماها را با هسته خوردید.
سپیده دم اندیشه
۱۵
چاه فروبردم و داد زدم: «خدااا.»
s.latifi
۱۴
شبها قبل از خواب، ۳۴ مرتبه اللهاکبر، ۳۳ مرتبه الحمدالله و ۳۳ مرتبه سبحانالله بگویید. اینطوری سختیها برایتان آسان میشود.
فاطمه لبخند زد
سپیده دم اندیشه
۱۴
ابنسینا:
علی؛ معجزه خلقت است.
جرج جرداق مسیحی:
ای جهان! چه میشد، اگر هرچه قدرت و قوه داری به کار میبردی و در هر زمان، علیای با آن عقلش، با آن قلبش، با آن زبانش و با آن ذوالفقارش به عالم میبخشیدی؟!
کارلایل؛ فیلسوف بزرگ انگلیسی:
اما علی، ما را نمیرسد جز اینکه او را دوست داشته باشیم و به او عشق بورزیم. او جوانمردی عالیقدر و بزرگنفس بود. از سرچشمه وجدانش خیر و نیکی میجوشید. از دلش، شعلههای شور و حماسه زبانه میزد. شجاعتر از شیر ژیان بود، ولی شجاعتی آمیخته با لطف، رحمت، عواطف رقیق و رأفت... .
hici
۱۴
حسنین خط تمرین میکردند.
- خط من بهتر است.
- نخیر، من قشنگتر مینویسم.
- اصلاً مادر شما بگویید. من بهتر مینویسم یا حسین؟
- بهتر است پدرتان داوری کند.
- تا وقتی رسولخدا اینجا تشریف دارند، من چرا؟
- بهتر است برادرم جبرئیل نظر بدهد.
جبرئیل نازل شد.
- خداوند متعال فرمودند: فاطمه باید داوری کند.
fatemeh..gh
۱۳
بارخدایا دلهایمان در مِهر تو خالصاند. چشمهایمان بهسویِ تو نگران است. نام تو بر زبانها جاری است. داوری کارها به آستان تو واگذار میشود. راه درست را به ما و قوممان نشان بده. ما از غیبت پیامبرمان، زیادی دشمنان و کمی تعدادمان به درگاهت شکایت آوردهایم. از اینکه در چشم مردم خوار شدهایم، فتنهها به ما رو آورده و زندگی سخت شده است. پس با دادگری خودت و چیرهکردن حقیقت، آنطور که صلاح میدانی، در کار ما گشایشی حاصل کن.
سپیده دم اندیشه
۱۳
دینی که در آن نماز نباشد، سودی ندارد.
آسمان
۱۳
ابوذر در زبذه، میثم تمار در زندان، مالک اشتر آواره بیابانهای مصر، مقداد، سلمان، صعصعهبنصوحان، جندببنعبدالله و... .
شیعه تافتۀجدابافته است. تقدیرش با همه فرق میکند. مثل دهسالگی علی، عقایدش را به سخره میگیرند. بوی خطر که مشموم میشود، تنهایش میگذارند
و تنهایش میگذارند،
و تنهایش میگذارند.
_.kowsar._
۱۲
دمزدن از علی، جگری چون جگر حمزه میخواهد. دلی به پهنای آسمان، صبری بهاندازه صبر علی در احد وقتی چشمش به شهدا افتاد. در مقابل سوختن گلش وقتی دورهاش کرده بودند. در آن شب تاریک وقتی با دستان خیبرگشا تکۀ دیگری از خودش را در دل خاک پنهان کرد.
شیعهبودن تاوان دارد.
