محمد انصاری، پژوهشگر دینی است.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
«من زهرایم، اینجا خانه پدرم در مکه است، و سالهای دهم بعثت.
دختری پنج سالهام و یک دنیا مهر و عاطفه نسبت به پدر و مادرم.
هر روزه پدرم از خانه بیرون میرود و به تبلیغ مردمِ مکه میپردازد. آیاتِ قرآن میخواند و آنها را دعوت به اسلام مینماید.
چه بگویم که هر روز او را به نوعی آزار میدهند. یک روز با زبان، یک روز با رفتار و کردار و روزی با سنگ و چوب و خارهای بیابان.
وقتی او بر میگردد پاهایش را با اشکهایم شستشو میدهم. او را در آغوش میگیرم و او هم مرا، و این برای پدرم به همه چیز میاَرزد. هر روز که من با دستهای کوچکم خونهای پای او را ـ که از سنگهای مشرکین گلگون شده ـ میشویم جانی تازه میگیرد و با هر «بابا» که میگویم آثار شادی در چهرهاش نمایان میشود.
آن قدر دور او میگردم و او را میبوسم و شیرین زبانی میکنم که پدرم تمام غمهایش را فراموش میکند. با هر لبخندِ من قلبش یک دنیا شادی میشود، و فردایش منتظر شیرین زبانیها و عاطفههای من است.
ولی پدرم که دست بردار نبود. همچنان میرفت و آیات الهی را برای مردم میخواند و همگان را به توحید و اسلام دعوت مینمود و هر روز عدّهای ایمان میآوردند.
مشرکینِ مکه دیگر از دست پدرم به ستوه آمده بودند. مرتّب نقشهای میکشیدند تا بلکه جلوِ پیشرفت پدرم را بگیرند. برای همین در همین سالها دشمنان اسلام، پدرم و جمعی دیگر از بنیهاشم را در درّهای به نام «شعبأبیطالب» زندانی کردند و ملاقاتشان را با همگان ممنوع. این زندانی حدود دو سال به طول انجامید و من نیز در این مدت همراه با پدرم و دیگران با هزاران مرارت و سختی روزگار گذراندیم.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب از میان شعله ها و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
از پی دفع حریم خویشتن
مرد باید پشت در آید نه زن
هیچ دانی دختر خیر البشر
از چه جای حیدر آمد پشت در
دید مولایش علی تنها شده
خانه اش محصور دشمن ها شده
در دفاع شوهرش فردی ندید
بین آن نامرد ها مردی ندید
گفت باید...بیشتر
۰
rainangel
توصیه میکنم.
۱۴۰۴/۱۱/۱۷
این کتاب فوق العاده زیباست که با زبان اول شخص و قلمی روان تاریخ زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها رو به شکل داستان به نگارش دراورده. زمانی که کودک بودم خوندمش و هربار میخونم بازهم اشکام سرازیر میشه...
شیعیانِ من:
قبر مخفیِ من دلهای شما و زیارت من یاری همسر مظلومم علی است.
محبّینِ من:
سوم پسر نادیدهام «محسن» بهترین حجّت شماست..
تا با صیادان سقیفه که او را چیدند و مرا همچون شمع آب نمودند دشمنی کنید.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
از پی دفع حریم خویشتن مرد باید پشت در آید نه زن هیچ دانی دختر خیر البشر از چه جای حیدر آمد پشت در دید مولایش علی تنها شده خانه اش محصور دشمن ها شده در دفاع شوهرش فردی ندید بین آن نامرد ها مردی ندید گفت باید...بیشتر
این کتاب فوق العاده زیباست که با زبان اول شخص و قلمی روان تاریخ زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها رو به شکل داستان به نگارش دراورده. زمانی که کودک بودم خوندمش و هربار میخونم بازهم اشکام سرازیر میشه...