با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
خروج از دورود؛ بخش اول

دانلود و خرید کتاب خروج از دورود؛ بخش اول

چشم جهان؛ جلد ۱

۴٫۴ از ۱۷ نظر
۴٫۴ از ۱۷ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب خروج از دورود؛ بخش اول  نوشته  رابرت جُردن  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب خروج از دورود؛ بخش اول

خروج از دورود؛ بخش اول جلد ۱ مجموعه چرخ زمان است. این کتاب را رابرت جردن نوشته است و بهرنگ مافی به فارسی ترجمه کرده است.

درباره کتاب خروج از دورود؛ بخش اول

قصر هنوز همراه با غرش گاه‌و‌بیگاه زمین می‌لرزید. انگار زمین می‌خواست با ناله‌های خود آن‌چه را اتفاق افتاده بود، انکار کند. انوار خورشید از لابه‌لای شکاف‌های دیوار به داخل می‌تابید و ذرات گردو‌خاک را که هنوز در هوا معلق بود، به درخشش وا‌می‌داشت. روی دیوارها، سقف و زمین آثار سوختگی به چشم می‌خورد. روی زرنگاری‌ها و رنگ طبله‌شده‌ی دیوارهایی که زمانی درخشان بودند، لکه‌های پهن سیاهی پخش شده بود. اجساد درهم شکسته‌ی انسان‌ها و حیواناتی را که سعی کرده بودند پیش از آرام شدن فاجعه حرکت کنند، دوده پوشانده بود.

چرخ زمان می‌گردد و روزگاران از پی هم می‌آیند و می‌روند. آنچه بوده، آنچه خواهد بود و آن‌چه هست، همچنان ممکن است به سیطره‌ی تاریکی درآیند. بگذار اژدها بار دیگر بر بادهای زمان بتازد. جردن با چرخ زمان آمد، تا جهانی را که تالکین پدید آورده بود، به تسخیر خود درآورد.

خواندن کتاب خروج از دورود؛ بخش اول را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به داستان‌های پر هیجان پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب خروج از دورود؛ بخش اول

ایلان مورین شنلش را عقب زد و دست‌هایش را پیچ‌وتابی داد و اندیشناک گفت: «برایت افسوس می‌خورم که یکی از خواهرانت این‌جا نیست. من هیچ‌وقت در شفا دادن چندان ماهر نبوده‌ام و اکنون هم پیرو قدرت متفاوتی هستم. ولی حتی یکی از آن‌ها می‌توانست تنها برای چند لحظه آگاهی را به تو برگرداند، البته اگر قبل از آن تو نابودش نمی‌کردی. کاری که من می‌توانم انجام دهم کفایت می‌کند؛ البته برای هدفی که من دارم.» ناگهان لبخند بی‌رحمانه‌ای زد: «متأسفانه شفابخشی شیطان با آن‌چه تو می‌شناسی فرق می‌کند. لوز ثرین، شفا پیدا کن!!» دستانش را دراز کرد و روشنایی تیره‌وتار شد. گویی سایه‌ای بر خورشید افتاده بود.

درد در وجود لوز ثرین شعله‌ور شد و فریادی کشید که از اعماق وجودش برمی‌آمد. فریادی که نمی‌توانست آن را متوقف کند. آتش، مغز استخوانش را سوزاند. اسید در رگ‌هایش جاری شد. بر زمین مرمرین رو به عقب افتاد. سرش با سنگی برخورد کرد و دوباره از جا بلند شد. قلبش چنان به تپش افتاده بود که انگار می‌خواست از سینه‌اش کنده شود و با هر ضربان آتش بیشتری در رگ‌هایش جاری می‌کرد. با ناتوانی تمام دچار لرزش و تشنج شد. جمجمه‌اش یک گوی پر از رنج محض و در آستانهٔ انفجار بود. فریادهای خفه‌اش در قصر طنین‌انداز شد.

درد آهسته، بسیار آهسته، کاهش پیدا کرد. خروج جریان انرژی گویی هزار سال طول کشید و او را ضعیف و درهم‌فشرده و درحالی‌که هوا را با گلوی خشکش می‌مکید، رها کرد. انگار هزار سال دیگر سپری شد تا بتواند عضلات شل و وارفته‌اش را به یاری بگیرد و خود را روی دست‌ها و زانوانش بلند کند. چشم‌هایش به زن موطلایی افتاد و فریاد جگرخراشی برآورد که تمام صداهای قبلش را تحت‌الشعاع قرار داد. تلوتلوخوران پیکر درهم‌شکستهٔ خود را روی زمین تا کنار بدن زن کشید و تمام نیروی باقی‌مانده‌اش را جمع کرد و زن را در میان بازوانش گرفت و بلند کرد. با دستانی لرزان موهای زن را از صورت مبهوتش عقب زد.

«ایلینا! نور، کمکم کن. ایلینا!» بدنش برای محافظت از زن روی او خم شد. هق‌هق گریه‌اش ناله‌های مردی بود که دیگر برای زندگی بهانه‌ای ندارد: «ایلینا، نه! نه!»

«می‌توانی او را به زندگی برگردانی، ای خویشاوندکش؟ ارباب بزرگ تاریکی می‌تواند او را دوباره زنده کند؛ اگر به او خدمت کنی. اگر به من خدمت کنی.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲)
wheel of time
۱۳۹۹/۰۵/۳۰

این کتاب عالیه از همون پیش درآمد کتاب عاشقش میشی این کتاب رو به همه توصیه میکنم اگه پول ندارید که چاپی بخرید از طاقچه بخرید ولی بدونید این کتاب ارزش اینکه چاپی داشته باشیش رو داره منظورم اینه تو طاقچه بخرید و بخونید

- بیشتر
بهزاد
۱۳۹۹/۰۷/۲۶

من چاپیشو دارم.بنظرم اگه دنبال حال و هوای دنیای تالکین هستین انتخاب خوبی باشه

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۵۴۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۲/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۰۵۸-۴۵-۹
تعداد صفحات۵۴۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۲/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۰۵۸-۴۵-۹