با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب خروج از دورود؛ بخش اول اثر رابرت جردن

کتاب خروج از دورود؛ بخش اول

نویسنده:رابرت جردنمترجم:بهرنگ مافیانتشارات:انتشارات پریانسال انتشار:۱۳۹۵تعداد صفحه‌ها:۵۴۰ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۴.۶از ۴۱ رأیخواندن نظرات

سال انتشار۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها۵۴۰ صفحه

دسته‌بندی

معرفی کتاب خروج از دورود؛ بخش اول

خروج از دورود؛ بخش اول جلد ۱ مجموعه چرخ زمان است. این کتاب را رابرت جردن نوشته است و بهرنگ مافی به فارسی ترجمه کرده است.

درباره کتاب خروج از دورود؛ بخش اول

قصر هنوز همراه با غرش گاه‌و‌بیگاه زمین می‌لرزید. انگار زمین می‌خواست با ناله‌های خود آن‌چه را اتفاق افتاده بود، انکار کند. انوار خورشید از لابه‌لای شکاف‌های دیوار به داخل می‌تابید و ذرات گردو‌خاک را که هنوز در هوا معلق بود، به درخشش وا‌می‌داشت. روی دیوارها، سقف و زمین آثار سوختگی به چشم می‌خورد. روی زرنگاری‌ها و رنگ طبله‌شده‌ی دیوارهایی که زمانی درخشان بودند، لکه‌های پهن سیاهی پخش شده بود. اجساد درهم شکسته‌ی انسان‌ها و حیواناتی را که سعی کرده بودند پیش از آرام شدن فاجعه حرکت کنند، دوده پوشانده بود.

چرخ زمان می‌گردد و روزگاران از پی هم می‌آیند و می‌روند. آنچه بوده، آنچه خواهد بود و آن‌چه هست، همچنان ممکن است به سیطره‌ی تاریکی درآیند. بگذار اژدها بار دیگر بر بادهای زمان بتازد. جردن با چرخ زمان آمد، تا جهانی را که تالکین پدید آورده بود، به تسخیر خود درآورد.

خواندن کتاب خروج از دورود؛ بخش اول را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به داستان‌های پر هیجان پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب خروج از دورود؛ بخش اول

ایلان مورین شنلش را عقب زد و دست‌هایش را پیچ‌وتابی داد و اندیشناک گفت: «برایت افسوس می‌خورم که یکی از خواهرانت این‌جا نیست. من هیچ‌وقت در شفا دادن چندان ماهر نبوده‌ام و اکنون هم پیرو قدرت متفاوتی هستم. ولی حتی یکی از آن‌ها می‌توانست تنها برای چند لحظه آگاهی را به تو برگرداند، البته اگر قبل از آن تو نابودش نمی‌کردی. کاری که من می‌توانم انجام دهم کفایت می‌کند؛ البته برای هدفی که من دارم.» ناگهان لبخند بی‌رحمانه‌ای زد: «متأسفانه شفابخشی شیطان با آن‌چه تو می‌شناسی فرق می‌کند. لوز ثرین، شفا پیدا کن!!» دستانش را دراز کرد و روشنایی تیره‌وتار شد. گویی سایه‌ای بر خورشید افتاده بود.

درد در وجود لوز ثرین شعله‌ور شد و فریادی کشید که از اعماق وجودش برمی‌آمد. فریادی که نمی‌توانست آن را متوقف کند. آتش، مغز استخوانش را سوزاند. اسید در رگ‌هایش جاری شد. بر زمین مرمرین رو به عقب افتاد. سرش با سنگی برخورد کرد و دوباره از جا بلند شد. قلبش چنان به تپش افتاده بود که انگار می‌خواست از سینه‌اش کنده شود و با هر ضربان آتش بیشتری در رگ‌هایش جاری می‌کرد. با ناتوانی تمام دچار لرزش و تشنج شد. جمجمه‌اش یک گوی پر از رنج محض و در آستانهٔ انفجار بود. فریادهای خفه‌اش در قصر طنین‌انداز شد.

درد آهسته، بسیار آهسته، کاهش پیدا کرد. خروج جریان انرژی گویی هزار سال طول کشید و او را ضعیف و درهم‌فشرده و درحالی‌که هوا را با گلوی خشکش می‌مکید، رها کرد. انگار هزار سال دیگر سپری شد تا بتواند عضلات شل و وارفته‌اش را به یاری بگیرد و خود را روی دست‌ها و زانوانش بلند کند. چشم‌هایش به زن موطلایی افتاد و فریاد جگرخراشی برآورد که تمام صداهای قبلش را تحت‌الشعاع قرار داد. تلوتلوخوران پیکر درهم‌شکستهٔ خود را روی زمین تا کنار بدن زن کشید و تمام نیروی باقی‌مانده‌اش را جمع کرد و زن را در میان بازوانش گرفت و بلند کرد. با دستانی لرزان موهای زن را از صورت مبهوتش عقب زد.

«ایلینا! نور، کمکم کن. ایلینا!» بدنش برای محافظت از زن روی او خم شد. هق‌هق گریه‌اش ناله‌های مردی بود که دیگر برای زندگی بهانه‌ای ندارد: «ایلینا، نه! نه!»

«می‌توانی او را به زندگی برگردانی، ای خویشاوندکش؟ ارباب بزرگ تاریکی می‌تواند او را دوباره زنده کند؛ اگر به او خدمت کنی. اگر به من خدمت کنی.»

نظرات کاربران

فرزند سیمرغ
۱۴۰۰/۰۳/۱۶

محتوا و ترجمه کتاب عالیه اما ای کاش طرح جلدش حداقل مثل نسخه خارجیش می گذاشتن. وقتی به نشر پریان پیام دادم که تو طرح جلدش زیبایی به کار نرفته بهشون برخورد! نه، خدایی اگه هنر طراحی جلد در ایران

- بیشتر
wheel of time
۱۳۹۹/۰۵/۳۰

این کتاب عالیه از همون پیش درآمد کتاب عاشقش میشی این کتاب رو به همه توصیه میکنم اگه پول ندارید که چاپی بخرید از طاقچه بخرید ولی بدونید این کتاب ارزش اینکه چاپی داشته باشیش رو داره منظورم اینه تو طاقچه بخرید و بخونید

- بیشتر
فاطمه.م
۱۴۰۰/۰۹/۲۰

مجموعه چهارده جلدی در ژانر جادوگر و شمشیر با تم سفر قهرمان که از شاهکارهای ادبیات فانتزی محسوب می شود. سه جوان روستایی با هجوم هیولاها به دهکده دورافتاده خود ناچار می شوند خانه را ترک و همراه با زنی

- بیشتر
دختر پاييزي
۱۴۰۰/۰۷/۰۷

لطفا این مجموعه رو تو طاقچه بی نهایت قرار دهید

بهزاد
۱۳۹۹/۰۷/۲۶

من چاپیشو دارم.بنظرم اگه دنبال حال و هوای دنیای تالکین هستین انتخاب خوبی باشه

آذین
۱۴۰۰/۰۶/۰۴

کتاب خیلی خوبیه واقعا از شاهکار های فانتزی هست سریالشم که داره ساخته میشه یه جایگزین برا گیم آور ترونز خواهد بود از دستش ندینننن عالیه😍👌 فقط نمیدونم چرا بعد اینکه من خریدم باید آف میخورد🙁💔 ولی ارزششو داره😉

کاربر ۴۰۷۲۱۳۰
۱۴۰۱/۰۵/۱۳

اولین سری فانتزی که خوندم هری پاتر بود و بعدش بادیدن فیلم ارباب حلقه ها علاقم به این ژانر مسجل شد.. اما بعد از اونا کتابی که تو دنیاش درگیر بشم و بخوام منتظر جلد بعدیش باشم پیدا نشد حتا

- بیشتر
soleco
۱۴۰۰/۰۹/۱۱

بعد از مدت ها کتابی که خواننده تو داستانش غرق میشه پیدا کردم. تازه شروع کردم فعلا که عالی پیش میره و شروع داستان شباهت خیلی زیادی به کتاب اول ارباب حلقه ها داره

Farnoosh
۱۴۰۱/۰۳/۰۹

خیلی داستان جالب و گیرایی داره سریالش رو هم ساختن که مسلما تفاوت هایی با کتاب داره ولی دیدنش خالی از لطف نیست، کتاب تعداد جلد هاش زیاده و هنوز به فارسی ترجمه نشده. مترجم با توجه به علاقه شخصی

- بیشتر
h
۱۴۰۱/۰۸/۱۰

شروع کتاب ممکن است یک مقدار گیج‌کننده به نظر بیاید هرچند که این گیج‌کننده بودن از هیجان و جذابیت داستان کم نمی‌کند. اما در ادامه‌ی داستان در جلد یک ، ما شاهد یک روند نسبتا آرام و نسبتا مهیج هستیم

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۲)
این نبرد ده سال طول نکشیده، بلکه از آغاز پیدایش زمان وجود داشته! من و تو هزاران بار با گردش چرخ زمان با هم نبرد کرده‌ایم. هزاران هزار بار. تا هنگامی‌که زمان بمیرد و تاریکی پیروز شود، با هم نبرد خواهیم کرد.»
mahyart256
«هر گرگی تاریخ تمامی گرگ‌ها را به‌خاطر دارد، یا بهتر است بگویم شکل آن را. همان‌طور که گفتم، با کلمات نمی‌توان به‌خوبی آن را بیان کرد. آن‌ها به‌خاطر دارند که در کنار انسان به‌دنبال شکار می‌دویدند، ولی زمان این اتفاق آن‌قدر قدیمی است که بیشتر شبیه سایهٔ یک سایه است تا یک خاطره.»
Estatira Aghajari