جملات زیبای کتاب خروج از دورود؛ بخش اول | طاقچه
تصویر جلد کتاب خروج از دورود؛ بخش اول

کتاب خروج از دورود؛ بخش اول

چشم جهان؛ جلد ۱

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۵۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
رابرت جردن، بهرنگ مافی
انتشارات: 
انتشارات پریان
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
StarShadow
۲۲
این روش اغلب مردم دورود بود. مردمی که شاهد از بین رفتن محصولشان در اثر تگرگ و شکار شدن رمه‌شان توسط گرگ‌ها بودند و بارها و بارها از نو شروع کرده بودند و برایشان اهمیتی نداشت که این اتفاق چند سال تکرار شده بود. این مردم به‌راحتی تسلیم نمی‌شدند. آن‌هایی که تسلیم شده بودند، سال‌ها بود که از بین رفته بودند.
mahyart256
۴
این نبرد ده سال طول نکشیده، بلکه از آغاز پیدایش زمان وجود داشته! من و تو هزاران بار با گردش چرخ زمان با هم نبرد کرده‌ایم. هزاران هزار بار. تا هنگامی‌که زمان بمیرد و تاریکی پیروز شود، با هم نبرد خواهیم کرد.»
فئودور میخائیلوویچ داستایفسکی
۴
در جنگ احمقی احمق دیگری را برای مقاصد احمقانه می‌کشد.
کیان
۱
شعله و پوچی. چیز عجیبی که تَم به او آموخته بود. روی یک شعله تمرکز کن و تمام احساس خود را به خورد آتش بده، چه ترس باشد، چه خشم یا نفرت. تا جایی‌که ذهنت پاک شود. چنانچه تَم می‌گفت با پوچی یکی شو تا از پس انجام هر کاری برآیی.
Huram
۰
و تاریکی بر زمین سایه افکند. و بندبند زمین از هم جدا شد. اقیانوس‌ها گریختند و کوه‌ها بلعیده شدند. و ملت‌ها به هشت گوشهٔ دنیا پراکنده شدند. ماه به‌سان خون بود و خورشید به‌سان خاکستر. دریاها جوشیدند و زندگان به حال مردگان غبطه خوردند. همه‌چیز درهم شکسته بود و چیزی جز خاطره باقی نمانده بود. و بیش از همه خاطرهٔ کسی که تاریکی و شکست را به جهان آورد. و او را اژدها نامیدند.