با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
نامه تاریخی استاد مطهری به امام خمینی

دانلود و خرید کتاب نامه تاریخی استاد مطهری به امام خمینی

۴٫۶ از ۱۱ نظر
۴٫۶ از ۱۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب نامه تاریخی استاد مطهری به امام خمینی  نوشته  شهید مرتضی مطهری  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب نامه تاریخی استاد مطهری به امام خمینی

*این کتاب به درخواست انتشارات صدرا (مرکز نشر آثار استاد شهید مطهری)، با این قیمت ارائه شده است.عرضه رایگان در سایر برنامه‌ها بدون هماهنگی و رضایت ناشر انجام شده و از سوی ناشر در حال پیگیری است.

استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری ( ۱۳۵۸-۱۲۹۸) است. وی به تعبیر امام خمینی " متفکر و فیلسوف و فقیه عالی مقام" بود، استاد برجسته حوزه علمیه قم و دانشگاه تهران بود و در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی مامور به تشکیل شورای انقلاب از سوی امام خمینی شد.

بخش اعظم این رساله کوچک را نامه تاریخی استاد مطهری به امام خمینی (ره) تشکیل می‌دهد که در سال ۱۳۵۶هجری شمسی به نگارش درآمده است. این نامه وضع فرهنگی و سیاسی نهضت اسلامی را در سالهای آخر خود به خوبی تصویر می‌کند، وضعیت گروهها و برخی شخصیتهای اسلامی را از نظر خلوص یا انحراف ایدئولوژیک آشکار می‌سازد و خطر نفوذ اندیشه‌های بیگانه را حتی در انقلابیون موجّه گوشزد می‌نماید. نمونه‌ای از نامه‌های امام خمینی(ره) به استاد مطهری، همچنین پیامها و بیانات امام خمینی به مناسبت شهادت استاد مطهری و نیز شرح مختصری از زندگانی آن شهید فرزانه، زینت‌بخش این رساله است.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱)
❤️درود بر امام خامنه ای و نصرالله❤️
۱۳۹۸/۰۶/۰۱

خییییلی عالی، پر از نکات ناب، بخش اول زندگینامه سیاسی شهید، بخش دوم نامه شهید ب امام در مورد پیرامون اتفاقات سیاسی، بخش سوم نامه کوتاه امام ب شهید، بخش چهارم بیانات و گیام های امام در مورد شهید در

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۹)
استاد مطهری مسؤولیت کمیته استقبال از امام را شخصا به عهده می‌گیرد و تا پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن همواره در کنار رهبر عظیم‌الشأن انقلاب اسلامی و مشاوری دلسوز و مورد اعتماد برای ایشان بود، تا اینکه در ساعت بیست و دو و بیست دقیقه سه شنبه یازدهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۸ در تاریکی شب در حالی که از یکی از جلسات فکری سیاسی بیرون آمده بود با گلوله گروه نادان و جنایتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت می‌رسد و امام و امت اسلام در حالی که امیدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمی عظیم فرو می‌روند. سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهّرش.
S
استاد و مقتدای بزرگوارم! حوادث ناگوار پی‌درپی برای اسلام از یک طرف، و روشن‌بینی‌ها و اقدامات مثبت و منفی به موقع و صحیح آن استاد بزرگوار از طرف دیگر، موجب شده که روزبه روز جدّی‌تر و با خلوص و صمیمیت بیشتر آرزو کنم و از خداوند متعال مسألت نمایم که وجود مبارک آن رهبر عظیم‌الشأن را برای همه مسلمانان مستدام بدارد، اللّهم آمین. خدا را گواه می‌گیرم که کمتر اتفاق می‌افتد که در حال یا مقام و موقف دعایی این وظیفه را فراموش کنم و امیدوارم که مشمول دعوات خیریه شما بوده باشم.
S
دلیل عجز شماست که در سیاهی شب متفکران ما را می‌کشید؛ برای اینکه «منطق» ندارید، اگر منطق داشتید که صحبت می‌کردید؛ لکن منطق ندارید. منطق شما ترور است؛ منطق اسلام ترور را باطل می‌داند. او منطق دارد. لکن با ترور شخصیتهای بزرگ ما، شخصهای بزرگ ما، اسلام ما تأیید می‌شود. نهضت ما زنده شد؛ در تمام اقشار ایران باز زندگی از سر گرفت؛ اگر سستی و ضعفی پیدا کرده بود زنده شد. اگر نبود شهادت این مرد بزرگ و اگر این مرد بزرگ در بستر خودش مرده بود، این تأیید نمی‌شد، این موج بر نمی‌خاست.
S
در اینجا جریانهای پیچیده و گمراه‌کننده‌ای وجود دارد که توجه و آگاهی حضرتعالی ضرورت دارد: اول اینکه شاید به قدر کافی مستحضر باشید که نفوذ افکار مارکسیستی تا برخی محافل مذهبی و در میان بعضی از دوستانی که انتظار نمی‌رفت، پیشروی کرده لااقل در حدی که با هرگونه موضعگیری ولو موضعگیری فکری در برابر آنها به استناد اینکه فعلاً صلاح نیست، مبارزه می‌شود و حتما به هر وسیله هست باید نظر حضرتعالی وسیله بیت محترم به افرادی که واقعا از این جهت در اشتباهند ابلاغ شود. جریان دوم جریان به اصطلاح گروه مسمّی به «مجاهدین» است. اینها در ابتدا یک گروه سیاسی بودند ولی تدریجا به صورت یک انشعاب مذهبی دارند در می‌آیند، درست مانند خوارج
S
گروههای چهارگانه فوق با من به حساب اینکه تا اندازه‌ای اهل فکر و نظر و بیان و قلم هستم به شدّت مبارزه می‌کنند، شایعه برایم می‌سازند، جعل و افترا می‌بندند به طوری که خود را مصداق آن شعر فارسی می‌بینم که محقق اعظم خواجه نصیرالدین طوسی در آخر شرح اشارات به عنوان زبان حال خود آورده است: به گرداگرد خود چندان که بینم بلا انگشتری و من نگینم ولی به لطف و عنایت پروردگار و توجهات اولیاء دین هراسی به خود راه نخواهم داد، این مقدار بَثّ شکوی را جز به مثل حضرتعالی که استاد عالیقدر و به جای پدرم هستید نمی‌کنم. من الان مرکز ثقل حملات این گروهها هستم، اگر بفرمایید ایستادگی کن ایستادگی می‌کنم؛ اگر بفرمایید مصلحت نیست، خود را کنار می‌کشم.
S
اسلام عزیز با فداکاری و فدایی دادن عزیزان رشد نمود. برنامه اسلام از عصر وحی تاکنون بر شهادت توأم با شهامت بوده است. قتال در راه خدا و راه مستضعفین در رأس برنامه‌های اسلام است. وَ مالَکمْ لا تُقاتِلونَ فی سَبیلِ اللّه‌ِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدان. اینان که شکست و مرگ خود را لمس نموده و با این رفتار غیرانسانی می‌خواهند انتقام بگیرند یا به خیال خام خود مجاهدین در راه اسلام را بترسانند، بدگمان کرده‌اند. از هر موی شهیدی از ما و از هر قطره خونی که به زمین می‌ریزد انسانهای مصمّم و مبارزی به وجود می‌آید.
S
باید اظهار تأسف کنم که برخی دوستان ما طلاّب جوان و جوانان دانش‌آموز و دانشجو را بر بغض و کینه روحانیین به استثنای شخص حضرتعالی پرورش می‌دهند و این برای اسلام و روحانیت عاقبت بسیار وخیمی دارد.
حاج‌صالح!
ترورها نمی‌توانند شخصیت اسلامی مردان اسلام را ترور کنند. آنان بدانند که به خواست خدای توانا ملت ما با رفتن اشخاص بزرگ در مبارزه علیه فساد و استبداد و استعمار مصمم‌تر می‌شود. ملت ما راه خود را یافته و در قطع ریشه‌های گندیده رژیم سابق و طرفداران منحوس آن از پای نمی‌نشینند. اسلام عزیز با فداکاری و فدایی دادن عزیزان رشد نمود. برنامه اسلام از عصر وحی تاکنون بر شهادت توأم با شهامت بوده است. قتال در راه خدا و راه مستضعفین در رأس برنامه‌های اسلام است.
Fatemeh Eshghabadi
به خدا قسم اگر روزی مصلحت اقتضا کند که اندیشه‌های این شخص حلاّجی شود و ریشه‌هایش به دست آید و با اندیشه‌های اصیل اسلامی مقایسه شود صدها مطلب به دست می‌آید که بر ضد اصول اسلام است و بعلاوه بی‌پایگی آنها روشن می‌شود.
حاج‌صالح!
کوچکترین گناه این مرد بدنام کردن روحانیت است. او همکاری روحانیت با دستگاههای ظلم و زور علیه توده مردم را به صورت یک اصل کلّی اجتماعی درآورد، مدّعی شد که مَلِک و مالک و ملاّ و به تعبیر دیگر تیغ و طلا و تسبیح همیشه در کنار هم بوده و یک مقصد داشته‌اند. این اصل معروف مارکس و به عبارت بهترمثلث معروف مارکس را که دین و دولت و سرمایه سه عامل همکار بر ضد خلقند و سه عامل از خود بیگانگی بشرند به صد زبان پیاده کرد، منتها به جای دین، روحانیت را گذاشت
حاج‌صالح!

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۰ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۰/۰۱/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۷۲۹۹-۰۸-۴
دسته بندی
تعداد صفحات۳۰صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۰/۰۱/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۷۲۹۹-۰۸-۴