معرفی و دانلود کتاب آن‌ها با شاعری که خیلی دوستش داشتند بد کردند + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب آن‌ها با شاعری که خیلی دوستش داشتند بد کردند
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب آن‌ها با شاعری که خیلی دوستش داشتند بد کردند

نوع کتاب
۳.۷(از ۶ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
مجتبا هوشیار محبوب
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب آن‌ها با شاعری که خیلی دوستش داشتند بد کردند

کتاب آن‌ها با شاعری که خیلی دوستش داشتند بد کردند، رمانی از مجتبی هوشیار محبوب، داستانی خواندنی از ماجراها و روزگار چند پسر جوان است که در زندگی با اتفاقات مختلفی دست و پنجه نرم می‌کنند.

درباره‌ی کتاب آن‌ها با شاعری که خیلی دوستش داشتند بد کردند

رمان آن‌ها با شاعری که خیلی دوستش داشتند بد کردند، یک رمان متفاوت و یک تجربه‌ی ناب و خواندی، متشکل از فصل‌ها و "تکه‌"های بسیار کوتاه است. مجتبی هوشیار محبوب در این کتاب از روزگار و ماجراهای چند پسرِ جوان که یکی‌شان محورِ روایتش است، نوشته. او با زمانه‌ی خود دچارِ ناهماهنگی و اصطکاک است بنابراین درگیرِ اتفاق‌هایی می‌شود که در ارتباط با دیگران برایش رقم می‌خورد. نگاه خاص هوشیار محبوب که در کتاب قبلی‌اش هم مشهود بود، در کتاب آن‌ها با شاعری که خیلی دوستش داشتند بد کردند هم خودش را نشان می‌دهد. انگار تلخیِ زیستن گلوی ماجراها را می‌فشارد که در همه‌شان دخیل باشد. 

کتاب آن‌ها با شاعری که خیلی دوستش داشتند بد کردند، روایتْ خطی و پیوسته ندارد. گویی در رمان با خُرده‌روایت‌ها، خُرده‌شخصیت‌ها و حتا آدم‌های خُرده‌پایی مواجه می‌شویم که تأثیرهای کوچک اما مهمی در متن می‌گذارند. رمان هوشیارمحبوب را می‌توان یک رمانِ تجربیِ "اقلیت" دانست که جورِ دیگری به جهانِ درون و اطرافش می‌نگرد. 

کتاب آن‌ها با شاعری که خیلی دوستش داشتند بد کردند را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

اگر از مطالعه رمان‌های نویسندگان معاصر لذت می‌برید، کتاب آن‌ها با شاعری که خیلی دوستش داشتند بد کردند را در لیست کتاب‌هایی که باید بخوانید، قرار بدهید.

بخشی از کتاب آن‌ها با شاعری که خیلی دوستش داشتند بد کردند

هواپیمایی بلند می‌شود، خودرویی در حال حرکت است، دانش‌آموزی تحصیل می‌کند، یکی فلسفه می‌خواند، یکی فیزیک، نوک درخت‌های بلند محوطهٔ خانه با هر باد ملایمی تکان می‌خورد، سکوت همیشگی شهرک لای شاخه‌ها گیر کرده است و من در این لحظه کوچک‌ترین فکر دیوانه‌کننده‌ای در مورد هیچ امری ندارم که پدرم با مشت دهانم را پر از خون می‌کند.

صورتم گرم می‌شود... داغ... خون را در دهانم مزه می‌کنم... خوشم هم می‌آید. وقتی زبانم را می‌چرخانم، طعم سرد دندانی را که افتاده است، می‌چشم. هر چه را توی دهانم هست می‌ریزم توی مشتم. جلوِ چشم پدرم. به پدرم نگاه می‌کنم، انگار بگویم، خوب نگاه کن. به من می‌گوید «خشمتو کنترل کن، آرش!» می‌گویم «با مامان هم این‌طوری حرف می‌زدی، نه؟! همین‌طوری با مشت و الکل.» می‌گوید «نه، نه همیشه.» و صورتش را با دست‌هایش می‌پوشاند. دست‌هایش می‌لرزد و پاهایش هم مثل دست‌هایش. باز هم می‌گویم «خاک بر سر بی‌همه‌چیزت بیچاره!» ولی این‌بار خبری از مشت نیست؛ تکیه می‌دهد به دیوار و همان‌طور به همان شکل سقوط می‌کند، مثل هواپیمای بی‌سرنشینی که ترسی از سقوط ندارد.

توی آینهٔ دست‌شویی می‌بینم چشم‌های من هم دست‌کمی از پدرم ندارد، حتا ابروهایم یا حالت پیشانی‌ام. به خودم می‌گویم، تو دیگر نمی‌توانی این‌جا بمانی، بگذار زیر این‌همه فلاکت خوش باشد و با همین‌ها زندگی‌اش را سر کند؛ ده سال، بیست سال، شاید هم چهل سال. پدرها عمر نوح را دارند، نمی‌دانم چرا... اما مادرها به‌زور پیر می‌شوند. خیلی‌های‌شان حتا پیر هم نمی‌شوند. نمی‌دانم اگر بیشتر با مادرم که حالا چیزی نیست برایم جز یک زن، زندگی می‌کردم دوستش می‌داشتم یا نه.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب آن‌ها با شاعری که خیلی دوستش داشتند بد کردند و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:آن‌ها با شاعری که خیلی دوستش داشتند بد کردند
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:مجتبا هوشیار محبوب
انتشارات:نشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۳/۰۳/۱۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۷.۴۹ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۲۲۹-۳۴۱-۱
تعداد صفحه‌ها:۱۰۲ صفحه
قیمت کتاب:۳۴۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.

بریده‌هایی از کتاب

Sheyda Shojaei
۲
تنهایی آدم را تنها می‌کند و کم‌کم حتا آدم را به آن ملزم می‌کند و بعد دیگر آدم با این‌که از تنهایی خوشش نمی‌آید، نمی‌تواند تنها نباشد.
Sheyda Shojaei
۲
«کسی که تنهایی را تحمل می‌کند، دیگر نمی‌تواند تحمل کند.»
Sheyda Shojaei
۱
آت‌وآشغالای توی کله‌مو کجا بسوزونم
کاربر ۹۲۷۳۰۳۴
۰
تنهایی آدم را تنها می‌کند و کم‌کم حتا آدم را به آن ملزم می‌کند و بعد دیگر آدم با این‌که از تنهایی خوشش نمی‌آید، نمی‌تواند تنها نباشد.
Sheyda Shojaei
۰
عادت که نباشد زندگی آدم به‌هم می‌ریزد... نه می‌شود دیگر اراده داشت و نه می‌شود دربارهٔ هیچ‌چیزی تصمیم گرفت... اما عادت که می‌کنی، وضعیت برایت شفاف می‌شود... دیگر به همه‌چیز شناخت پیدا می‌کنی و نه هرگز شگفت‌زده می‌شوی و نه مردّد... عادت که می‌کنی همه‌چیز عادی می‌شود و بعد دایم تکرار می‌شود و آن موقع است که زندگی‌ات مثل موم توی دستت می‌آید...
Sheyda Shojaei
۰
«البته بگم، تو می‌خوای موضوعات رو پیچیده کنی. هر چند بعضی چیزها پیچیده است، اما تو پیچیده‌ترش می‌کنی. بساز موجی! بساز با این روان ناآروم هستی. چرا به طبیعت و هر چیزی که طبیعیه ادای احترام نمی‌کنی؟ تا کی می‌خواهی بجنگی. بس کن از این‌همه اعتراض، اعتراض، اعتراض.»