با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
اوراکل؛ جلد دوم

دانلود و خرید کتاب اوراکل؛ جلد دوم

۳٫۵ از ۱۵۸ نظر
۳٫۵ از ۱۵۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب اوراکل؛ جلد دوم  نوشته  هما پوراصفهانی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب اوراکل؛ جلد دوم

کتاب اوراکل؛ جلد دوم، نوشته هما پوراصفهانی، داستان فرار مهراد و تلاش او برای اثبات بی‌گناهی‌اش است. در این میان، درگیری مهراد با مارال، ماجراهای جدیدی می‌سازد که داستان کتاب اوراکل؛ جلد دوم را شکل می‌دهند. 

درباره‌ی کتاب اوراکل؛ جلد دوم

در جلد اول کتاب اوراکل خواندیم که مهراد صباغ، تاجری مشهور و موفق است. اما کمی نمی‌گذرد که به سربه‌نیست کردن همکارش، الیاس، متهم می‌شود. او قبل از اینکه دستگیر شود، فرار می‌کند تا بتواند مدرکی برای بی‌گناهی خود پیدا کند...

مارال که چندماه قبل‌تر به اجبار با مهراد ازدواج کرده است، او را تعقیب می‌کند. او می‌خواهد با تعقیب مهراد و تهدید او به افشای محل اختفایش، او را مجبور به طلاق کند اما دقیقا لحظه‌ای که مارال فکر می‌کند موفق شده و نقشه‌اش عملی شده است، مهراد متوجه او می‌شود و او را زندانی می‌کند. حال باید دید که آیا مارال موفق می‌شود از مهراد جدا شود؟ آیا مارال مهراد را لو می‌دهد؟ مهراد می‌تواند بی‌گناهی‌اش را اثبات کند؟ اصلا آیا مهراد بی‌گناه است؟ اگر دوست دارید پاسخ تمام این پرسش‌ها را پیدا کنید، کتاب اوراکل؛ جلد دوم را بخوانید. 

کتاب اوراکل؛ جلد دوم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

اگر دوست دارید گره‌ معمای کتاب اوراکل را باز کنید، حتما کتاب اوراکل؛ جلد دوم را بخوانید. دوست‌داران کتاب‌های پلیسی و معمایی از خواندن کتاب اوراکل؛ جلد دوم لذت می‌برند.

بخشی از کتاب اوراکل؛ جلد دوم

بیا اینجا بچه.

با ترس نگاهش کردم و گفتم:

ــ زیر بارون، نصف شب، مگه از جونم...

دست‌هایش را جلو آورد، با یک حرکت من را گرفت و دقیقا چون کودکی کشید بین دست‌هایش. سرم روی بازویش و پیشانی‌ام دقیقا جلوی لب‌هایش قرار گرفت. همان لحظه رعد سوم زده شد و این بار فقط سر جایم تکان خوردم. مهراد با چشمان بسته آهسته گفت:

ــ هیش نترس! جات امنه.

صدایش خوابِ خواب بود. نگاهی به خودم انداختم. من آنجا بین بازوان مهراد صباغ دقیقا چه می‌کردم؟ روزگار چه بازی‌هایی که نداشت! صدای نفس‌های مهراد باز نشان از به خواب رفتنش داشت. واقعا آنجا چه جای امنی بود! آن‌قدر امن که صدای رعدهای بعدی را حتی نمی‌شنیدم. هم نیمه شب بود و هم باران می‌بارید، ولی مهراد تنها حامی‌ام شده بود. همین! لبخند روی لبم نشست. نمی‌شد از او نفرت داشته باشم. خودش نمی‌گذاشت. وقت‌هایی که ذات مهربانش را رو می‌کرد جلوی نفرتم را می‌گرفت. چشمانم را بستم. این بار راحت‌تر و سریع‌تر از بار قبل به خواب رفتم.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۷۷)
تسنيم
۱۳۹۹/۰۳/۲۴

افتضاح به تمام معنی.یعنی این خانم خیلی غره شده به فروش رمان هاش و فکر کرده هر مدلی بنویسه فروش میره.افتضاح افتضاح

Mehr🍀
۱۳۹۹/۰۵/۰۹

افتضاح جلد اول که به راحتی توی صد صفحه هم جا می شد و بیخود کاغذ مصرف کرد، جلد دوم هم که با تمام تلاشم برای دووم اوردن، کلی از صفحات رو رد کردم تمام مدت حس می کردم یه دختربچه نوجوان

- بیشتر
مه‌سا
۱۳۹۹/۰۲/۲۳

داستان الکی کِش داده شده بود . حتی میتونس توی همین ۲ جلد جمع بشه و الکی مخاطب رو به جلدهای بعدی نفرستی. موضوع پخته و پرداخته شده نبود و زیادی آبکی بود .. در کل نه بخش عاشقانه رمان

- بیشتر
Rare
۱۳۹۹/۰۲/۲۱

واقعا پشیمونم از هزینه ای که برای این کتاب کردم.. ی فیلم هندی به تمام معنا..نویسنده این کار باید برن فیلمنامه فیلم هندی بنویسند جای تند تند چاپ کتاب

ftm
۱۳۹۹/۰۵/۳۰

به نظرم زمانی که صرف این کتاب میکنین رو میتونی صرف یه رمان حرفه ای تر بکنین واقعیتش به نظرم نویسنده اصلا حواسش به این نبوده که کمی منطقی فکر کنه درمورد شخصیت های داستانش و خیلی زیادی داستانه دیگه

- بیشتر
Erika
۱۳۹۹/۰۵/۳۱

واقعا حیف وقت و چشمام که گذاشتم رو خوندن این رمان... نویسنده یه جوری نازنین را بزرگش کرده انگار خدا ، که همه چی را پیش بینی و برنامه ریزی کنه برای زندگی چند نفر 🤦🏻‍♀️ اگر آخر داستان به

- بیشتر
mohadese
۱۳۹۹/۰۶/۱۰

خیلی بچگانه و دور از واقعیت بود، اصلا از کسی که چند ساله مینویسه و خودش رو جزو نویسنده های برتر میدونه همچین چیزی انتظار نمیرفت. پایانش اصلا خوب نبود آدم بعد از خوندن دو جلد احساس میکنه سرکار بوده.

raha moosavi
۱۳۹۹/۰۳/۱۵

مثل همیشه تخیلی ودورازواقعیت

کاربر ۱۱۳۰۶۴۹
۱۳۹۹/۰۵/۲۰

کلا داستانش قشنگ بود ولی چرا نویسنده اینقدر داستان را کش میداد.دو تا کتاب آخر هم تموم نشد.درصورتی که میشد تو یه کتاب قشنگ تمومش کرد.نویسنده فقط قصد داره خواننده مجبور بشه کتاب بعدیشو هم تهیه کنه که این اصلا

- بیشتر
رهارادان
۱۳۹۹/۱۰/۰۱

با کار های قبلی ایشون متفاوت بود و روند داستان ضعیف بود . یه جاهایی از کتاب رو فکر کنم یه دختر ۱۳ ساله نوشته بود .( بلوند کردن موهای کسی که خوابه ، اون همه تلاشی که مهراد برای

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۷)
آرامشم... تو همه آرامش منی!
"یک رهگذر"
ــ یه وقتایی توی زندگیت می‌آد که همه دورتو خالی می‌کنن. نگاه که می‌کنی می‌بینی از هزار نفری که رفیقت بودن فقط یه نفر مونده. فکر نکن این اتفاق تلخیه. چون اون یه نفر قراره برات تبدیل بشه به هزار نفر...
katrina
یه وقتایی توی زندگیت می‌آد که همه دورتو خالی می‌کنن. نگاه که می‌کنی می‌بینی از هزار نفری که رفیقت بودن فقط یه نفر مونده. فکر نکن این اتفاق تلخیه. چون اون یه نفر قراره برات تبدیل بشه به هزار نفر...
"یک رهگذر"
ارزش آدما رو پول مشخص نمی‌کنه.
katrina
تو تمام غیرت منی.
"یک رهگذر"
در مرام من غیرت برای زن و مرد یکسان است!
katrina
ــ نمی‌دونم! ولی چیزی که مال منه باید مال من بمونه.
katrina
"وقتی این همه نگرانت می‌شم، مدام سراغتو می‌گیرم و حواسم فقط جمع توئه، دلخور نشو... کلافه نشو... خسته هم نشو! دلیل تمام کارها و حرف‌هام فقط یه جمله‌ست. تو نباشی من می‌میرم. پس به خاطر من مراقب خودت باش!"
katrina
هر کسی گوید سخن از عشق را نتواند که دلی از تو برد دلبری از تو چنان دشوار است که دل تب‌دار و یک بیمار می‌خواهد فقط...
ARASTEH
ــ درست نیست اینو بهت بگم چون خودمم مردم... اما رفتاراشو معکوس معنی کن!
katrina

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۵۲۶ صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۲/۱۵
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۷۲-۹۶۶-۰
تعداد صفحات۵۲۶صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۲/۱۵
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۷۲-۹۶۶-۰