داستان «قلب کوچک سپهر» نوشته مهناز فتاحی درباره مادری است که به خاطر بیماری قلبی نوزادش، متحمل سختیها و رنجهای بیشماری میشود و تنها با توسل و توکل است که فرزندش را دوباره به دست میآورد:
وارد بخش نوزادان که میشوم دلم سرشار از شادی میشود. کنار اتاقک شیشهای کوچک میایستم. بچه را آرام بلند میکنم و توی بغلم میگیرم. بیحال است. یک لحظه نگاهم میکند، اما دوباره چشمهایش را میبندد. سعی میکنم او را وادار کنم تا شیر بخورد، اما دهانش بسته است. تکانش میدهم. زمزمه میکنم: "سپهرم، عزیزم، قهر نکن. به خدا تقصیر من نبود. مرا راه نمیدادند."
بچه بیحال و بیرمق است. بدنش کبود است! روی دستش پر است از جای آمپول. هر کار میکنم بیدار نمیشود. روی کبودیهای دستش را میبوسم؛ یکییکی و اشکم روی همهشان میریزد. میگویم: " مامان، عزیزم، پاشو. تو را به خدا پاشو."
از اتاق بیرون میآیم. اشکهایم را پاک میکنم. دلم میخواهد سرم را به دیوار بکوبم. صدای بهداشتیار مرکز بهداشت توی گوشم است: " به محض اینکه بچه به دنیا میآید، او را روی سینة مادر قرار میدهند و مادر باید او را شیر بدهد. آغوز برای بچه مفید است و..."
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب قلب کوچک سپهر و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
کتاب خیلی عالی هست اما به شدت دردناک
این روایت خود خانم فتاح هست که با وجود اینکه پزشکان بهش میگن بیخیال بچت شد حتمی فوت میکنه دنبال درمان قلب نصفه بچه اش میشه و موفق میشه
۲
scarlet holmes
توصیه میکنم.
۱۴۰۳/۰۲/۲۷
این کتاب درباره ی مادری هست که تمام تلاش خودش رو برای زنده ماندن بچه اش میکنه و خودش رو نادیده میگیره و به سبب همین تلاش ها خدای بزرگ هم امید اون رو ناامید نمیکنه و سپهر کوچک میتونه...بیشتر
۰
کاربر ۱۸۴۶۱۳۵بانو
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۰۱/۱۴
عالی بود عجب قلمی انگار فیلم سینمایی تماشا میکردم. پر از استرس. بارها از این همه نعمت و سلامتی که خودم و بچه هایم دارند سپاسگزار و شرمنده خداوند شدم
سلامتی نعمتی غیر قابل شمارش است
خدارا به عدد کلماتش شکر
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
کتاب خیلی عالی هست اما به شدت دردناک این روایت خود خانم فتاح هست که با وجود اینکه پزشکان بهش میگن بیخیال بچت شد حتمی فوت میکنه دنبال درمان قلب نصفه بچه اش میشه و موفق میشه
این کتاب درباره ی مادری هست که تمام تلاش خودش رو برای زنده ماندن بچه اش میکنه و خودش رو نادیده میگیره و به سبب همین تلاش ها خدای بزرگ هم امید اون رو ناامید نمیکنه و سپهر کوچک میتونه...بیشتر
عالی بود عجب قلمی انگار فیلم سینمایی تماشا میکردم. پر از استرس. بارها از این همه نعمت و سلامتی که خودم و بچه هایم دارند سپاسگزار و شرمنده خداوند شدم سلامتی نعمتی غیر قابل شمارش است خدارا به عدد کلماتش شکر
بسیییییااار عالی بود. قلم روان و گیرا داشت.