
کتاب فقط با یک گره
۴٫۴
(۸)
خواندن نظراتمعرفی کتاب فقط با یک گره
محمد میلانی، نویسنده و مترجم است.
«فقط با یک گره»، زندگی یک نوجوان اهل کشور افغانستان را به تصویر میکشد.
اسماعیل اهل هرات است و سودای یک زندگی بهتر را در سر دارد.
سرنوشت، او و همسفرش را به مرز افغانستان و ایران میکشاند. مرزی که اگر از آن عبور کنند میتوانند خودشان را به تهران برسانند و با کار در تهران زندگی رویایی خودشان را رقم بزنند.
اسماعیل در یک خانواده مذهبی بزرگ شده و حافظ کل قرآن است. به اصول اخلاق دینی نهتنها التزام دارد بلکه در تناقضهای موجود میان رفتار مردم و آموزههای موجود سرگردان است و حقیقت اخلاقی را با همان ذهن نوجوان خودش جستوجو میکند.
پدر او از مبارزان و جهادگران احمد شاه مسعود بوده که بر اثر جراحتی که در جنگ با روسها برداشته، خانهنشین شده و به بچههای محل، قرآن و اخلاق میآموزد.
تربیت در چنین فضایی اخلاقی و دینی با تناقضات اخلاقی موجود در عالم بیرون از خانه و خانواده که در طول این سفر برای اسماعیل رخ میدهد مهمترین پایه داستان و توصیف گر شخصیت در جدال یا تناقضات اسماعیل است.
نویسنده روایتگر مهاجرت دردناک افغانستانیها در راه طولانی رسیدن به تهران است. میلانی سعی کرده در این اثر به وضوح، وقایع دهشتناک این گروه از مهاجران را به تصویر بکشد.
در پایان داستان، تهران به مثابه یک آرمان شهر یا شهر رویایی میزبان خوبی برای مشتاقانش نیست و به صورت یک غایت ناتراز و ناموزون از زندگی مدرن مورد نقادی و واکاوی شخصیت اول داستان و همسفرانش قرار میگیرد.
سه روز به آخر دریا![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نازیلا ناظمی
جنگ بوداحسان محمدی
مشکی برازندهی توستاحلام مستغانمی
همهی چراغهای خانه روشناندآندریا لوی
حالات آزاد عشقامراه شاهان
عمه رزاسوگی سویسال
تویی که سرزمین ات اینجا نیستمحمدآصف سلطانزاده
مقدونیه از تهران دور نیستنیره پازوکی
باغ های تسلاپریسا رضا
از تپه های نارگیل تا خیابان بوکیت بین تانگهنگامه محمدی
قصهی کوچمحمدرضا یوسفی
دوستان بامحبتحمید جبلی
خاطرات پسر بچه شصت ساله (جلد دوم)حمید جبلی
شازده حمام (جلد چهارم)محمدحسین پاپلییزدی
سنگ صبورعتیق رحیمی
باغ مادربزرگ خاطرات بانوی کرد، خانزاد مرادی محمدیمهناز فتاحی
هزار خورشید تابانخالد حسینی
کلاه رئیس جمهورآنتوان لورین
گاوهای برنزیمحمدآصف سلطانزاده
مقامات شش گانه حسرت های شمالکامران محمدی
چند حکایت از ملانصرالدین![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
جلیل محمدقلی زاده
از نزدیکتر که می شویمحمدامین بزرگ زاده
پرسشهای بیپایانپِرل. اس. باک
دوچرخهها: عاشقانههای نیکی جیووانینیکی جیووانی
دیروزهاروکی موراکامی
کینوهاروکی موراکامی
سامسای عاشقهاروکی موراکامی
کوچه بن بستآیریس یوهانسن
شولگینامه و موموعباس حبیبی بدرآبادی
به دام انداختن نور در دو پردهمیلاد کامیابیان

نظرات کاربران
نظر نوشتن در مورد این کتاب سخته چون داستانی پرهیجان است و جذاب ولی وقتی فکر میکنی حقیقت داره و مردم افغان چه زندگی سختی دارند و... ما هم که حرف از مهمان نوازی میزنیم و همسایه دوستی ولی نهایت بدی را
چقدر برای شمایل اشک ریختم ...هیچ وقت از خوندن سه کتاب باربادک باز ...هزاران خورشید تابان و فقط با یک گره پشیمون نشدم ...ممنون اقای میلانی
خیلی درد آور بود 😟😟😟ولی باید خونده بشه
لعنت به جنگ ، لعنت به فقر ، لعنت به مهاجرت