با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
ظلمت آشکار

دانلود کتاب ظلمت آشکار

خاطرات افسردگی

۴٫۵ از ۱۵ نظر
۴٫۵ از ۱۵ نظر

معرفی کتاب ظلمت آشکار

«ظلمت آشکار؛ خاطرات افسردگی» نوشته ویلیام استاینر، نویسنده آمریکایی است که با رمان‌ انتخاب سوفی به شهرت رسید. او در شصت و چند سالگی به افسردگی شدید مبتلا شد و ماه‌ها از کار کناره‌ گرفت.

او خاطراتش را از این دوران ملات‌بار در این کتاب نوشته است کتابی که شهرت او را در سال های پایانی عمرش چندین برابر نمود.

کتاب با سفر استاینر به پاریس آغاز می‌شود، سفری که کمک زیادی به درمانش نمود.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۶)
Sharareh Haghgooei
۱۳۹۹/۰۴/۲۷

همان طور که دیگران گفتند کتاب در مورد شرح افسردگی نویسنده است.اگر جزییاتی هم هست در قالب جملات استعاری،نقل قولها و بسیار پرطمطراق بیان شده. نکته ای که من در آن بیشتر از همه دوست داشتم این بود که نگاه

- بیشتر
م.احمدی
۱۳۹۸/۰۹/۰۲

دوس داشتنی

Mathilda
۱۳۹۸/۰۸/۲۸

نویسنده دوره ای از افسردگی شدید رو پشت سر گذاشته و توی این کتاب داره تجربیاتش و احساسات و احوالی که در اون دوره، بر او گذشته رو بیان میکنه. نکته مثبتش اینه که کتاب، بیان یک تجربهء زیسته است.

- بیشتر
rama
۱۳۹۸/۰۳/۲۷

دوستش داشتم👌🏻👌🏻

Dentist
۱۳۹۸/۰۳/۱۷

یه کتاب خیلی کوتاه در باب افسردگی. ویلیام استایرن در برهه‌ی زمانی خاصی از زندگیش با افسردگی دست و پنجه نرم کرده. توی این کتاب از شروع افسردگیش، علائمش، تجربیاتش و قدم به قدم تا خودکشی پیش رفتن و بعد

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۱۹)
آب وهوای افسردگی دمدمی است و چراغش نیمه‌خاموش
Mary
ولی هوشمندانه‌ترینِ آن کتاب‌ها بر این واقعیت دردناک تأکید می‌کند که افسردگی‌های جدی یک‌شبه از بین نمی‌روند.
معجزه ی سپاسگزاری
مشخصآ ثابت شده که هنرمندان (به‌خصوص شاعران) نسبت به این اختلال آسیب‌پذیرترند و براساس گزارش‌های کلینیکی بیست درصدشان خودکشی می‌کنند.
Mary
مدتی قبل این موضوع آزارم می‌داد که سزاوار آن جایزه نیستم. من به واقعیت حوادثی که ما ناخودآگاه برای خودمان ایجاد می‌کنیم اعتقاد دارم؛ بنابراین چه آسان می‌شد فکر کرد که چک گم نشده بلکه شکلی است از انکار و بیزاری از خود (اصلی‌ترین علامت افسردگی) که به‌واسطهٔ آن به خودم تلقین می‌کردم که لیاقت جایزه را ندارم و اصلا لایق استقبالی که سال‌های گذشته از من شده بود، نیستم. دلیلش هرچه باشد، چک گم شده بود و گم‌شدنش با ناکامی‌ام در آن شام، حسابی جفت وجور بود: بی‌اشتهایی‌ام برای خوراک دریایی خوشمزه‌ای که مقابلم روی میز بود، ناتوانی حتی برای خنده‌ای زورکی و سرانجام ناتوانی در صحبت‌کردن. در این لحظه «سرشت» وحشی درد چنان آشفتگی عظیمی ایجاد کرد که باعث شد سخنان گویا و فصیحم به غرولندی خشک و خشن تبدیل شود. احساس کردم چشمانم از کاسه بیرون زده و بریده‌بریده حرف می‌زنم و دیدم دوستان فرانسوی‌ام با ناراحتی متوجه مشکلم شده‌اند
Mary
بعد که سوار ماشین شدم، به آلبر کامو و رومن گاری فکر کردم.
Mary
آیا «عامدانه» پول را گم کرده بودم؟ مدتی قبل این موضوع آزارم می‌داد که سزاوار آن جایزه نیستم. من به واقعیت حوادثی که ما ناخودآگاه برای خودمان ایجاد می‌کنیم اعتقاد دارم؛ بنابراین چه آسان می‌شد فکر کرد که چک گم نشده بلکه شکلی است از انکار و بیزاری از خود (اصلی‌ترین علامت افسردگی) که به‌واسطهٔ آن به خودم تلقین می‌کردم که لیاقت جایزه را ندارم و اصلا لایق استقبالی که سال‌های گذشته از من شده بود، نیستم.
Mary
یکی از معروف‌ترین بیانیه‌های روشنفکری قرن در ابتدای اسطورهٔ سیزیف آمده: «فقط یک مسئلهٔ جدی فلسفی وجود دارد و آن خودکشی است. قضاوت دربارهٔ این‌که زندگی ارزش زیستن دارد یا نه، برابر است با پاسخ‌دادن به این اساسی‌ترین سؤال فلسفی.»
Mary
فقط تعدادی از این هنرمندانِ کشته‌شده، که همگی جدید هستند، نامی حزن‌انگیز اما درخشان از خود برجای نهاده‌اند: هارت کرین، ونسان ون‌گوک، ویرجینیا وولف، آرشیل گورکی، چزاره پاوزه، رومن گاری، واشل لیندسی، سیلویا پلات، آنری دو مونترلان، مارت روتکو، جان بریمن، جک لندن، ارنست همینگوی، ویلیام اینگ، دایان آربس، تادئوش بوروفسکی، پل سلان، آن سکستون، سرگئی اسنین، ولادیمیر مایاکوفسکی ــ این طومار همچنان ادامه دارد.
Mary
به‌راحتی می‌توان دید که چگونه این شرایط بخشی از ابزارهای روان برای دفاع است: ذهن با بی‌میلی به پذیرش وخامت اوضاع، به خودآگاه درون اعلام می‌کند که این جسم است، با نقائص شاید قابل جبرانش، که به هم ریخته است، نه ذهن ارزشمند و بی‌همتا.
Mary
فعالیت‌های من کاملا طبق جدول زمانبندی از کار افتادند، درحالی‌که بسیاریشان از الگوی حملهٔ افسردگی تبعیت می‌کردند. مخصوصآ ازبین‌رفتن تقریبی تأسف‌بار صدایم را به یاد دارم. دچار مسخ عجیبی شدم، گاهی کاملا از هوش می‌رفتم، سینه‌ام به خس‌خس می‌افتاد و عضلاتم می‌گرفت ــ بعدها دوستی گفت که صدایم صدای پیرمردی نود ساله شده. میل جنسی‌ام هم اول از همه عزیمت کرد و رفت. البته این اتفاق در همهٔ بیماری‌های مهم می‌افتد ــ نیاز غیرضروری جسم در شرایط عاجزکنندهٔ اضطراری. بسیاری از مردم اشتهایشان را از دست می‌دهند. اشتهای من نسبتآ عادی بود، ولی دیدم صرفآ برای زنده‌ماندن غذا می‌خورم: غذا، مثل هر چیزی دیگری در محدودهٔ احساس، مطلقآ بدون مزه بود. آزاردهنده‌ترین آشفتگی غریزی خواب بود همراه با غیبت کامل رؤیا. ترکیب خستگی و بی‌خوابی عذابی نادر است.
Mary

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۷۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۸۶/۰۲/۰۲
تعداد صفحات۷۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۵,۰۰۰تومان
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۸۶/۰۲/۰۲