جین آیریس مرداک نویسنده ایرلندی متولد دوبلین، در دانشگاه آکسفورد تاریخ باستان و فلسفه خواند. او که شاگرد ویتگنشتاین بود، سالها در همان دانشگاه به تدریس فلسفه پرداخت. اثار اول او رسالههای اگزیستانسیالیستی و سارترگونه بودند اما رماننویسی را از دهه ۵۰ آغاز کرد و تا پایان عمرش ۲۶ رمان نوشت که محتوای اصلیشان رویارویی خیر و شر، روابط بین زن و مرد، ضمیر ناخودآگاه و رسالت هنرمند در جامعه بود.
رمان «دریا؛ دریا» مهمترین اثر ادبی مرداک است که در سال ۱۹۷۸ جایزه بوکر را از آن خود کرد.
مرداک در این اثر در کمال هنرمندی، همآغوشی ادبیات و فلسفه را به نمایش گذاشته است. او در «دریا؛ دریا» ادبیات و فلسفه را آنچنان با هم درآمیخته که مشکل بتوان آنها را از یکدیرگ تمیز داد.
یک مدیر شصتساله و خودرای تئاتر برای نوشتن زندگینامهاش به ساحلی خلوت میرود و آنجا عشق دوران جوانیاش را بازمییابد و مفاهیمی همچون عشق، رابطه و زندگی را از نو برای خود معنا میکند.
مرداک در این اثر تابلویی از ادبیات، فلسفه و امیال انسانی خلق کرده است.
«راجع به خاطرات حرف زدم. آیا خاطرات وجود سرنوشت و قسمت را اثبات نمیکند؟ زمان این موضوع را نشان خواهد داد. در حال حاضر، بعد از نوشتن یک صفحه، نوشتهام بیشتر به دفتر روزانه شبیه شده تا زندگینامه. خب، پس بگذاریم همان دفتر خاطرات باشد. چقدر حسرت میخورم که زودتر دفتر خاطرات درست نکردم؛ چه چیزها که در آن ثبت نمیشد! اما حالا اتفاقهای مهم و اصلی زندگیام تمام شده و چیزی جز «تفکر در آرامش» باقی نمانده است؛ تفکر دربارهٔ پشیمانی از یک زندگی خودخواهانه؟ نه دقیقاً؛ ولی چیزی شبیه به این.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب دریا؛ دریا و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
منطبق با این نظر از گودریدز:
...داستان شبیه یه تئاتر بزرگ میمونه که صحنهی به وقوع پیوستن اتفاقاتش دریاست.
... مرداک در توصیف رفتارهای روانشناختی آدما بهشدت موفقه. بیشترین ویژگی انسان که بهویژه در عشق بسیار پررنگه، یعنی حسادت، به خوبی در...بیشتر
۰
مریم
۱۴۰۰/۱۰/۱۵
کاملا لب مرز هست این رمان. هم جالبه هم خسته کننده
۱
سُهاد
۱۴۰۴/۱۱/۲۲
این رمان رو باید آروم بخونی نه یهنفس. خیلیها وسطش ول میکنن چون انتظار داستان دارن،
اما این کتاب تجربهست، نه قصه. تحربهی روبروشدن با پرسشهای فلسفی ذهن آیریس مرداک در قالب شخصیت اثر یعنی چارلز که کارگردان تئاتره، هیاهوی لندن...بیشتر
۰
کوروکو
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۱/۰۱
داستان کتاب راجع به یه کارگردان بازنشسته است که روابط دوستانه و عاشقانش رو شرح میده. شخصا جملات زیبایی رو تو این کتاب خوندم ولی چیزی که دوستش نداشتم توصیف بیش از حد روزمره شخصیت اصلی بود و اینکه با...بیشتر
به گمانم حسادت قویترین حس غیر ارادی انسان است. هشیاری را از بین میبرد و در جایی عمیقتر از افکار خانه میکند. همیشه آنجا است و مانند تاریکی چشم جهان را بیرنگ میکند.
عطایا
۶
عشق زیاد با خودش ترس به همراه میآورد و ترس زیاد، مانند نوعی عبادت که بر شناختن قادر مطلق تکیه دارد، دایرهای نامحدود و همهجانبه دارد.
ریحان
۶
سپس حس کردم همهٔ زنهای زندگیام آنجا هستند؛ همه بهجز هارتلی. او دریایی از عدم حضور بود، وجودی تجزیهشده، جزئی و کمرنگ، صورتش همیشه مانند ماه گریزانی جلوی چشمانم بود.
1qaz2wsx
۵
بهراستی احساسات در عمق شخصیت قرار دارند یا در سطح آن؟ حال آنکه مرکز عملکرد هستند. به همین دلیل است که کل دنیا صحنهٔ بازی است و تئاتر همیشه محبوب است؛ و اصلاً به همین خاطر است که تئاتر وجود دارد: چرا که شبیه زندگی است؛ با وجود اینکه عجیبترین و بیرحمانهترین نوع هنر است، شبیه زندگی است.
ریحان
۵
«ازدواج یعنی شستوشوی مغزی. همیشه هم چیز بدی نیست. مغزت میتواند با شسته شدن هم به کارش ادامه دهد
n re
۴
چقدر حسرت میخورم که زودتر دفتر خاطرات درست نکردم؛ چه چیزها که در آن ثبت نمیشد! اما حالا اتفاقهای مهم و اصلی زندگیام تمام شده
rain_88
۴
آدم از پذیرفته نشدن عشقش، از ته قلب میمیرد
عطایا
۳
بیا ای روح مقدس، روح ما را الهام ببخش، و حریق سماوی را روشن فرما... ما با یکدیگر برای شهادت عروج کردیم تا نعمت الهی را با عشق دریافت کنیم.
1qaz2wsx
۳
تئاتر جای وسوسهانگیزی است؛ فضای رؤیایی و سرزمین رؤیاها نیست. بیکاری، فقر، ناامیدی، دودلیهای متناوب (الان چیزی را به دست میآوری که فردا از دستش میدهی.)، واقعیت را در صورت افراد گفتن است و در زندگی خانوادگی، انسان خیلی زود با محدودیتهای ظریف روح انسانی آشنا میشود. با همهٔ اینها، همهچیز به وسواس برمیگردد. تمام نمایشنامهنویسان و کارگردانها و بیشتر بازیگران خوب (نه همهٔ آنها) وسواسی هستند. تمام نوابغ مانند شکسپیر حقیقت را پنهان میکنند یا حداقل حقیقت را به چیزی روحی تبدیل میکنند. و وسواس باعث سخت کار کردن میشود. من خودم (و دیگران) همیشه مانند اهریمن کار میکردم.
n re
۲
(غذا را باید سریع پخت و آهسته خورد.) و بدون هیچ مزاحمت و وقفهای مثل گفتوگو یا خواندن مطلبی (شکر کردن خدا) غذا را خوردم. بنابراین خوردن غذا آنقدر مطبوع است که باید حتی افکارت را هم سرکوب کنی. البته که خواندن و فکر کردن مهم هستند؛ اما محض رضای خدا، غذا هم مهم است. چقدر خوشبختایم که جزو حیوانات مصرفکنندهٔ غذا هستیم. هر وعدهٔ غذایی باید درمانگر باشد و هرکس باید از موهبت هضم خوب و هدیهٔ گرسنگی که هر روز و هر طلوع با خود به همراه میآورد شکرگزار باشد.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
منطبق با این نظر از گودریدز: ...داستان شبیه یه تئاتر بزرگ میمونه که صحنهی به وقوع پیوستن اتفاقاتش دریاست. ... مرداک در توصیف رفتارهای روانشناختی آدما بهشدت موفقه. بیشترین ویژگی انسان که بهویژه در عشق بسیار پررنگه، یعنی حسادت، به خوبی در...بیشتر
کاملا لب مرز هست این رمان. هم جالبه هم خسته کننده
این رمان رو باید آروم بخونی نه یهنفس. خیلیها وسطش ول میکنن چون انتظار داستان دارن، اما این کتاب تجربهست، نه قصه. تحربهی روبروشدن با پرسشهای فلسفی ذهن آیریس مرداک در قالب شخصیت اثر یعنی چارلز که کارگردان تئاتره، هیاهوی لندن...بیشتر
داستان کتاب راجع به یه کارگردان بازنشسته است که روابط دوستانه و عاشقانش رو شرح میده. شخصا جملات زیبایی رو تو این کتاب خوندم ولی چیزی که دوستش نداشتم توصیف بیش از حد روزمره شخصیت اصلی بود و اینکه با...بیشتر