
کتاب دریا؛ دریا
۳٫۸
(۱۳)
خواندن نظراتمعرفی کتاب دریا؛ دریا
جین آیریس مرداک نویسنده ایرلندی متولد دوبلین، در دانشگاه آکسفورد تاریخ باستان و فلسفه خواند. او که شاگرد ویتگنشتاین بود، سالها در همان دانشگاه به تدریس فلسفه پرداخت. اثار اول او رسالههای اگزیستانسیالیستی و سارترگونه بودند اما رماننویسی را از دهه ۵۰ آغاز کرد و تا پایان عمرش ۲۶ رمان نوشت که محتوای اصلیشان رویارویی خیر و شر، روابط بین زن و مرد، ضمیر ناخودآگاه و رسالت هنرمند در جامعه بود.
رمان «دریا؛ دریا» مهمترین اثر ادبی مرداک است که در سال ۱۹۷۸ جایزه بوکر را از آن خود کرد.
مرداک در این اثر در کمال هنرمندی، همآغوشی ادبیات و فلسفه را به نمایش گذاشته است. او در «دریا؛ دریا» ادبیات و فلسفه را آنچنان با هم درآمیخته که مشکل بتوان آنها را از یکدیرگ تمیز داد.
یک مدیر شصتساله و خودرای تئاتر برای نوشتن زندگینامهاش به ساحلی خلوت میرود و آنجا عشق دوران جوانیاش را بازمییابد و مفاهیمی همچون عشق، رابطه و زندگی را از نو برای خود معنا میکند.
مرداک در این اثر تابلویی از ادبیات، فلسفه و امیال انسانی خلق کرده است.
«راجع به خاطرات حرف زدم. آیا خاطرات وجود سرنوشت و قسمت را اثبات نمیکند؟ زمان این موضوع را نشان خواهد داد. در حال حاضر، بعد از نوشتن یک صفحه، نوشتهام بیشتر به دفتر روزانه شبیه شده تا زندگینامه. خب، پس بگذاریم همان دفتر خاطرات باشد. چقدر حسرت میخورم که زودتر دفتر خاطرات درست نکردم؛ چه چیزها که در آن ثبت نمیشد! اما حالا اتفاقهای مهم و اصلی زندگیام تمام شده و چیزی جز «تفکر در آرامش» باقی نمانده است؛ تفکر دربارهٔ پشیمانی از یک زندگی خودخواهانه؟ نه دقیقاً؛ ولی چیزی شبیه به این.»
دیروز![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
هاروکی موراکامی
آدم فروشپل بیتی
بازگشت به دریاچه ژنوهاینریش بل
دوباره بیدارشدن در زمان مناسبجاشوا فریس
شام مخصوصهرمان کخ
مرد غیرقابل اعتمادیوستاین گاآردر
همه گرفتارنددینا کاویانی
رقص روی سنجاقزهرا طراوتی
بی نامجاشوا فریس
ما همیشه قلعه نشینانشرلی جکسون
بابا گوریوانوره دوبالزاک
پلهای مدیسن کانتیرابرت جیمز والر
تسلیناپذیرکازوئو ایشی گورو
مرگ نامه اولا - کارینالولا-کارین لیندکوئیست
برخیز عشق من، برخیزهاینریش بل
چشمولادیمیر ناباکوف
عشق نامرئیاریک ایمانوئل اشمیت
جشن بیمعناییمیلان کوندرا
نویسندهی پشت پردهفیلیپ راث
رختکن کودکیپاتریک مودیانو
فلسفه از جان تصویر چه می خواهد؟![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دیوید نورمن رادوویک
مستند چگونه کار می کند؟جیکوب بریکا
بر صحنه صفحهطلایه رویایی
فرایند طراحی تئاترریتا کوگلر
چرا تئاتر؟ کتاب طلایی پنجمکاتجی د گیست
تئاتر آب، نظریه ای در بازیگری ایران امروزسامی صالحی ثابت
دراماتورژی صدا در تئاتر آوانگارد و پست دراماتیکملادن اوادیا
دستگاه دوزخ دانتهامیری باراکا
آنتیگونه هاجورج اشتاینر
هوش مصنوعی در سینماپائولا مورفی

نظرات کاربران
منطبق با این نظر از گودریدز: ...داستان شبیه یه تئاتر بزرگ میمونه که صحنهی به وقوع پیوستن اتفاقاتش دریاست. ... مرداک در توصیف رفتارهای روانشناختی آدما بهشدت موفقه. بیشترین ویژگی انسان که بهویژه در عشق بسیار پررنگه، یعنی حسادت، به خوبی در
کاملا لب مرز هست این رمان. هم جالبه هم خسته کننده
این رمان رو باید آروم بخونی نه یهنفس. خیلیها وسطش ول میکنن چون انتظار داستان دارن، اما این کتاب تجربهست، نه قصه. تحربهی روبروشدن با پرسشهای فلسفی ذهن آیریس مرداک در قالب شخصیت اثر یعنی چارلز که کارگردان تئاتره، هیاهوی لندن
داستان کتاب راجع به یه کارگردان بازنشسته است که روابط دوستانه و عاشقانش رو شرح میده. شخصا جملات زیبایی رو تو این کتاب خوندم ولی چیزی که دوستش نداشتم توصیف بیش از حد روزمره شخصیت اصلی بود و اینکه با