
کتاب کجای تقدیر منی؟
۲٫۲
(۵)
خواندن نظراتمعرفی کتاب کجای تقدیر منی؟
«کجای تقدیر منی؟» نام رمانی از نویسنده معاصر، مژگان بهمنی (-۱۳۵۲) است.
یلدا مادر خانواده در جوانی بر اثر بیماری میمیرد و همسر و سه فرزندش را تنها میگذارد. پدرو مادر یلدا که از ابتدا با ازدواج وی مخالف بودند، میخواهند پسر یلدا را که با پدرش، فرامرز، رابطه سردی دارد برای ادامه زندگی به خانه خود ببرند اما دخترهای ۱۴ و ۳ ساله یلدا که رابطه خوبی با پدر خود دارند پیش او بمانند. فرامرز که از چند سال قبل با همسر تازه درگذشته خود متارکه عاطفی کرده بود، قصد دارد با زن دیگری ازدواج کند و...
تدارکات جشن با سرعت در حال انجام بود، آرایش میزها، نوع و رنگ گلها، نوع میوهها که البته به یک متخصص برای میوهآرایی سپرده شده بود و گلآرایی که با خودش بود…
کیمیا با چنان علاقه و ذوقی با نوشین همراه بود که گویا فراموش کرده بود این جشن برای ورود نامادریاش برگزار میشود. فقط کامی بود که دلگیر بود، پدرش را میشناخت. با چه مهارت و سیاستی به بچهها فهماند که فقط با موافقت آنهاست که مریم حق ورود به آن خانه را خواهد داشت و خیلی ماهرانه بدون اعلام موافقت بچهها، قرار جشن گذاشته شد.
کامی مخالفتی نکرد. به هر حال باید میرفت و مخالفتش هیچ فایدهای نداشت، اما آرامش عجیبی بعد از دیدن مریم داشت. زن مهربان و فهمیدهای بهنظر میآمد. برای دخترها خوشحال بود. کامی مشغول کتاب خواندن برای کریستال بود که فرامرز چند ضربهای به در زد و داخل شد، روی صندلی کنار تخت نشست و منتظر شد تا کتاب کریستال تمام شود.
خیلی زود این اتفاق افتاد و کریستال روی زانوی پدرش نشست و دستانش را مثل نیلوفر دور گردن فرامرز حلقه کرد، فرامرز از ته دل عاشقش بود و هر وقت که کریستال را میدید چشمانش برق عجیبی میزد، چندبار کریستال را بوسید.
کریستال با همان شیرینزبانی همیشگیاش گفت: «خستگیتون در اومد بابا؟»
سوار بر قایق محبت![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اکرم واحدی
یک فنجان قهوه تلخنازیلا نوبهاری
گلهایی که در جهنم میرویندسمیرا امیرخانی دهکردی
سایه ای بر بالینمهرنوش صفایی
عشق زیبااکرم فروغی
تنهام نذارالهام عندلیبی
غبار غروبمهدیه عشرتی
زیناخدیجه تاجالدین
یک فنجان محبت گرمزهره مرشدی
عشق و جدالبهار صداقتیفر
رگ سرخی به تن بومملیحه صباغیان
تیله نقره ایاکرم مرادی
نارگیل های تلخپانیذ ذاکر
پانسیونزهره الحمدی
۲۸۳ گرم عشقمهرنوش صفایی
۲۱ قاعده مولانا![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
هاکان منگوچ
همسفر زندگیهاکان منگوچ
خوبی، من را پیدا می کند (من نی هستم)هاکان منگوچ
رفتنی ام یا ماندنیهاکان منگوچ
موعد مقررهاکان منگوچ
انسان در جست و جوی معناویکتور فرانکل
شجاعت عدم محبوبیتایچیرو کیشیمی
منفی اندیشی را حذف کنیددریک هاول
با اعتماد به نفس صحبت کنیدمایک اکر
جامعه شناسی نظم و تغییر اجتماعیفرشاد نجفی پور

نظرات کاربران
خیلی خیلی کسل کنندس نصفه گذاشتمش کنار
منو جذب نکرد نتونستم بخونم گذاشتمش کنار
کتاب خوبیه برای درک سختی کشیدن
کتاب خوبی بود ولی اخرش با عحله به پایان زسید و روزهای خوب اخر را بیان تعریف نکرد
کتاب زیباییه! قلمش خوب بود ! 💙💚💛💜