معرفی و دانلود رایگان کتاب نامه‌رسان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب نامه‌رسان
off

کتاب نامه‌رسان

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۲۳۳ رأی)

معرفی کتاب نامه‌رسان

داستان کوتاه «نامه‌رسان» اثر ویلیام سارویان، رمان‌نویس و نمایش‌نامه‌نویس ارمنی- آمریکایی و از «مجموعه مطالعه در وقت اضافه» است. سارویان جایزه پولیتزر نمایش‌نامه‌نویسی سال ۱۹۴۰ را در یافت کرد و برای اقتباس سینمایی‌اش از روی رمان کمدی انسانی برنده جایزه اسکار بهترین داستان در سال ۱۹۴۳ شد. مجموعه «مطالعه در وقت اضافه» با این هدف فراهم شده است تا کاربران طاقچه بتوانند در عرض چند دقیقه یک داستان کوتاه از نویسندگان ایران و جهان را بخوانند. امیدواریم این داستان‌های کوتاه بتواند کمکی کوچک به پربارترکردن دقایق زندگی داشته باشد. دقایقی کوتاه که در میان روزمرگی‌ها، دقایقی زیباتر و ارزشمندتر باشد و در میان لحظات خوبمان جای بگیرد. آغاز داستان: نامه‌رسان جلوی خانه خانم رزا سندوال از دوچرخه‌اش پیاده شد. به طرف در رفت و آرام در زد. فورا حس کرد که کسی داخل است. صدایی نمی‌شنید اما مطمئن بود که در زدن او کسی را به جلوی در می‌کشاند و مشتاق بود که ببیند او کیست...

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب نامه‌رسان و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابنامه‌رسان
موضوعداستان کوتاه، داستان خارجی
نویسندهویلیام سارویان
مترجملعیا متین پارسا
انتشاراتخانه داستان چوک
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۱۵ مگابایت
قیمت کتابرایگان
برچسبمجموعه مطالعه در وقت اضافه، زمان مطالعه ۵ تا ۱۰ دقیقه

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

لنی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۰۶

‌«همیشه در تمام جنگ‌ها مادران بازنده اصلی‌اند.» ‌ داستان قشنگی بود.

۱
Erfan
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۰۴

واقاً داستان کوتاه اما معنی دار ... اون جمله ی (من هم جوری دیگر مرده ام) تمام داستانه.

۱
نیلوفر
۱۳۹۸/۰۵/۰۸

قشنگ بود... مادر... واژه ای که احساسش به فرزندش با هیچی برابری نمیکنه...😢

۰
امیرحسین
۱۳۹۸/۰۱/۲۷

شاید آخرش منظورش اینه که به جای پسره اون خانم خودش رو جا زده...یعنی نخواسته اون خانم ناراحت بشه که پسرش رو از دست داده،درست از همین جا خواسته های خودش رو کنار میزاره و اینه که مردنش حساب میشه

۰
fateme
۱۳۹۷/۱۰/۲۲

ناامید شد از زندگی، وقتی دید زندگی میتونه چه ها که برای ما رقم بزنه. و شاید تهش رو جز تلخی ندید.

۰
محمدرضا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۶/۰۶

خوبه ولی از آخرش میشه برداشته های متفاوتی کرد.

۰
آسمان
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۱۷

داستانی بسیار کوتاه و غمگین

۰
Mohammad
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۰۹

داستان خوبی بود کوتاه و مختصر . این کتاب کوتاه ولی با این کمی منظورش را به خواننده می فهماند

۰
میثم زاهدپور
۱۳۹۹/۰۲/۳۱

خوبه من خوشم اومد

۰
محمد متین شیرولی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۰۲

عالی❤💙💚💛💜فقط متن رو یکم روان تر کنید.ممون

۰
کمیل
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۱۱

به نام تمام کسانی که فریاد آزادی سر دادند اما جوابی جز گلوله دریافت نکردند. این داستان کوتاه خیلی به حال و احوال این روزای ما میخوره. شاید برادری، خواهری، بچه ای، پدری و مادری از دست نداده باشیم اما با...بیشتر

۰
amin
۱۴۰۰/۰۸/۱۸

طفلکی نامه‌رسان. با این دل نازکش باید در انتخاب شغلش دقت بیشتری می‌کرد

۰
آوا داوودی فر
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۳/۲۷

می تونست خیلی بهتر باشه اما توصیه می کنم بخونید موضوعش جالبه و خوب نوشته شده اما شاهکار نیست

۰
Mohi:/
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۴/۲۱

جالب بود!

۰
آیدا
۱۳۹۷/۱۰/۱۲

اصولا تلگراف میگنا نه تلگرام خوشم نیومد

۰

بریده‌هایی از کتاب

Arman
۴۳
"من هم جور دیگری مرده‌ام."
pouneh
۳۵
"من هم جور دیگری مرده‌ام."
👑ساناز👑
۳۲
او در تمام طول زندگیش صبور بوده
𝕄𝕖𝕧🍹🥢
۱۸
"من هم جور دیگری مرده‌ام."
yekta
۱۸
او گفت "آه..." انگار که انتظار داشت به جای باز کردن در به روی یک نامه‌رسان، فردی را که مدت‌هاست می‌شناسد و دوست دارد با او وقت بگذراند پشت در باشد. قبل از اینکه دوباره شروع به حرف زدن کند چشمان هومر را به دقت نگاه کرد و هومر می‌دانست که این زن فهمیده پیغام او، پیام خوشایندی نیست. زن گفت: "یه تلگرام برام داری؟"
`Hana~
۱۴
شاید هم اشتباه شده باشه. همه اشتباه می‌کنن
جو مارچ
۱۴
ایستاد و گفت: "بذار نگاهت کنم."
☽ოყ♡ოσσŋ☾
۱۳
نه احساس عشق داشت نه تنفر بلکه احساس بیزاری و انزجار می‌کرد و هم زمان در دلش شفقت و دلسوزی زیادی حس می‌کرد.
حــق پرســت
۱۰
وقتی به دفتر پست رسید اشک‌هایش بند آمده بود اما چیزهای دیگری در او شروع شده بود که می‌دانست پایانی برای آنها نیست. با خودش چیزی گفت و آن را به شکلی ادا کرد انگار کسی که شنوایی قوی ندارد مخاطب اوست: "من هم جور دیگری مرده‌ام."
Fatemeh Abdi ☁️
۱۰
من هم جور دیگری مرده‌ام