«دامگستر» یکی از درخشانترین آثار، نویسنده آلمانی، اووه تیم است. تیم در ادبیات امروز آلمان، خلف هاینریش بل شناخته میشود. بیشتر رمانهای او در زمره بهترین رمانهای ابیات آلمان در سی سال اخیرند؛ از جمله «سرخ»، «مثلا برادرم»، «کشف سوسیس کاری»، «شب تولد یحیای نبی» و «دامگستر» که پیش روی شما است.
این داستان که در سال ۱۹۹۱ منشتر شد، روایت فساد و تباهی مردی به نام والتر است که تا گردن در شر فرو رفته است. او در جریاناتی، به کودکیاش بازمیگردد و ماجراهایی نفسگیر را که بر او و اطرافیانش رفته و باعث شده تا او به یک فرد منحرف اخلاقی تبدیل شود، حکایت میکند:
«به تحریک مادرم، چون چهار روز بود که به مدرسه نرفته بودم، ناپدریام اول یک سیلی به صورتم نواخت ــ اصلاً گریه نکردم ــ و بعد من را (ناپدریهای دیگرم مرا از خانه بیرون میکردند) در پستوی راهرو حبس کرد. بوی کفشهای کهنه، لباسهای بوی سیگارگرفته، بوی واکس و مقوا، در فضا پیچیده بود. پستویی که وقتی ناپدریام لامپ را از سرپیچ بیرون آورد و در را قفل کرد، بهنظرم بینهایت و غیرقابلاندازهگیری جلوه میکرد. اگر درست به خاطر بیاورم، ترسم از این نبود که در به رویم قفل شده بود، بلکه میترسیدم خود را در تاریکی ببازم. و اینطور شد که شروع به سوت زدن کردم.»
رمان پر از آدمها و رویدادهای عجیب و شکوائیهای علیه فساد و اختلاسهای هولناک مالی در آلمان سالهای دهه هشتاد است.
اووه تیم در این رمان، تاریخ و سیاست و گذشتههای فردی را به هم پیوند داده است. «دامگستر» رمانی پُرهیجان، پُرمعنا، لذتبخش و درعینحال تلخ است.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب دام گستر و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
خردهداستانهایی که میان داستان اصلی روایت میشوند اغلب جذاباند ولی گاهی من فکر میکردم که کتابی درباره چگونه سهامدار یا بازرگان موفقی شوید، میخوانم چون توصیههای مربوط به سرمایهگذاری و بورس و ... زیاده از حد میشد.
خط داستانی دیگر درباره...بیشتر
کسی که هرگز بهاجبار تنها نمانده باشد، نمیداند معنای زمان چیست.
k1
۲
دایی همیشه پدر دیگری برای خود آرزو میکرد، من آرزوی داشتن مادر دیگری داشتم و ناپدریهای بیشتری.
k1
۲
«درست است. افرادی مثل دایی من وجود دارند که واقعاً به یک کار میچسبند و هر کاری که لازم است انجام میدهند تا در آن پیشرفت کنند. اما افرادی هم هستند مثل من که از محدودیت خوششان نمیآید. آنها کاری را میکنند که واقعاً مایل به انجامش هستند و اگر از کاری خوششان نیامد، خُب، دست از کار میکشند و کار جدیدی شروع میکنند
Amir Hasany
۲
آرزوهایی که آدم به آنها دسترسی پیدا میکند در درازمدت قابلتحمل نیستند، چون آدم مشتاقانه انتظار چیزهایی را میکشد که هنوز نمیشناسد، صرفنظر از مرگ.
k1
۱
در سلول چپ همیشه سکوت برقرار بود، تا اینکه روزی صدای یک گوز ممتد به گوش رسید. گوزی به درازای کوک کردن یک ساز، قبل از نواختن آن
k1
۱
بااینحال آنها هم پول بیشتری میخواستند. آدمهایی که پول جلو چشمشان را گرفته بود، آدمهایی که حرص میزدند. نه، به پول اعتیاد داشتند، این تیپ افراد جذب بازار سرمایه شدند و بیجهت نیست که به این کار سوداگری میگویند. ما هیچوقت، هیچ بُردی را تضمین نکردیم.»
گیتا
۱
سر میز شام بریت حرفی از آن توریست که با ماشینش جلوِ خانهمان پارک کرده بود نزد. فقط یکبار لبخندی تحویل من داد. او را خوب میشناسم و میدانم چه فکری میکند. دیدی هیچی نبود، دیدی همهاش خیالات بود؟ با لبخندی نه از سر حقبهجانب بودن، بلکه فقط لبخندی آرامبخش.
k1
۰
در سلول چپ همیشه سکوت برقرار بود، تا اینکه روزی صدای یک گوز ممتد به گوش رسید. گوزی به درازای کوک کردن یک ساز، قبل از نواختن آن
atoosa
۰
بیحوصلگی چیست؟
آدم منتظر است، اما نمیداند منتظر چهچیزی است.
شاید من آن موقع تلاش میکردم به مقابله با آن چیز بروم. میرفتم، تا رفتن چیزی عادی شد، هیچ نیروی محرکهی دیگری نداشتم و افکارم به اینطرف و آنطرف تلوتلو میخورد ــ اما بعد از دو ساعت به آپارتمانی برمیگشتم که از آن فرار کرده بودم.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
خردهداستانهایی که میان داستان اصلی روایت میشوند اغلب جذاباند ولی گاهی من فکر میکردم که کتابی درباره چگونه سهامدار یا بازرگان موفقی شوید، میخوانم چون توصیههای مربوط به سرمایهگذاری و بورس و ... زیاده از حد میشد. خط داستانی دیگر درباره...بیشتر