معرفی و دانلود کتاب مدرسه‌ی کناره جاده سقوط می‌کند + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب مدرسه‌ی کناره جاده سقوط می‌کندsubscriptionAvailable

کتاب مدرسه‌ی کناره جاده سقوط می‌کند

نوع کتاب
۵.۰(از ۱۳ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
لوئیس سکر، سپیده شهیدی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب مدرسه‌ی کناره جاده سقوط می‌کند

بچه‌هایی که داستان‌های لوئیس سکر در«مدرسه کنار جاده» را دنبال می‌کنید، بدانید و آگاه باشید که این مدرسه به زودی سقوط خواهد کرد.

در این مدرسه‌ی کنار جاده که سی کلاس در سی طبقه دارد و تقریبا یک برج کج و معوج است تمام داستان‌ها در کلاس خانم جولز، یعنی کلاس طبقه سی‌ام می‌گذرد. جیسون، تاد، دمین و ران که بعضی از بچه‌های عجیب‌ و غریب این کلاس هستند باز هم به کارهای عجیبشان ادامه می‌دهند تا بلاخره یک روز صبح قبل از شروع مدرسه باد خیلی خیلی شدیدی شروع به وزیدن می‌کند. با هر وزش باد ساختمان مدرسه به یک طرف خم می‌شود و دوباره برمی‌گردد سر جایش جوری که بچه‌ها وقتی از پله‌ها بالا می‌روند خم و راست شدن ساختمان را حس می‌کنند:

وزش باد روی پشت بام بدتر از توی حیاط بود. خانم جولز وسط بچه‌ها ایستاد و زنگوله‌ی گاوی را بالای سرش برد.

او داد زد: «همه از لبه‌ی پشت‌بام فاصله بگیرید.»

کتی آواز خواند: «مدرسه‌ی کنار جاده داره می‌افته، داره می‌افته....»

استفن گفت: «نمی‌افته. آتیش گرفته! و هیچ‌کس ما رو نجات نمی‌ده، چون همه فکر می‌کنن فقط یه تمرینه.»

جینی یک دفعه ابر سیاه قیف مانندی را در فاصله‌ی نزدیکی دید. جیغ زد: «گردباد! الان همه‌مون رو می‌کِشه توی خودش.»

نور شدیدی آسمان را روشن کرد و بعد صدای رعد وحشتناکی آمد.

تاد داد زد: «الان صاعقه همه‌مون رو خشک می‌کنه!»

استفن گفت: «نه! همه‌مون توی آتیش می‌سوزیم.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب مدرسه‌ی کناره جاده سقوط می‌کند و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:مدرسه‌ی کناره جاده سقوط می‌کند
موضوع:داستان کودک و نوجوانان
نویسنده:لوئیس سکر
مترجم:سپیده شهیدی
انتشارات:انتشارات منظومه خرد
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۴/۰۶/۲۰
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲۰.۸۷ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۶۴۷۵۱۰۳
تعداد صفحه‌ها:۱۸۴ صفحه
قیمت کتاب:۳۰۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه مدرسه کنار جاده، کمپین دنیای قشنگ تو - ۹۸، کمپین دنیای قشنگ تو - ۹۹

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Book worm
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۱۴

عالی بود عالی عالی عالی هیچ کس نمیدونه اخرش چی میشه

۲
Dr.Kimiya
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۳/۲۴

یه کتاب بسیااااااار زیاد زیبا 💟💟 برای کسانی که مثل من هیجان و ماجراجویی رو دوست دارن 😂😂یه کتاب خیللییی عجیب و جالب که خود کتاب مجبورت می کنه تا ته کتاب رو بخونی 😇😇حتمااا جلد1 و 3 کتاب رو هم...بیشتر

۳
chiken
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۰۴

خیلی باحال و جذابه خیلیم خنده دار 🤣🤣

۰
banoo
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۷/۲۶

خیلی خوب بود یک فانتزی سرگرم کننده و آرام

۰
melika😎
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۰۲

این کتاب فوق العاده است🤩من بهتون پیشنهاد میکنم حتما بخونید😉من چاپ شدش رو خوندم... بی نظریرههههه😍😍😍😍

۰
کاربر 9996072
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۹/۱۳

خیلی باحال بود این کتاب اون جا که پل موهای لزلی را کشید خیلی خندم گرفت

۰
کاربر 9741845
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۵/۰۷

کتاب بسیار بسیار عالی هست واقعا قشنگه من خیلی دوسش دارم جلد اولش رو هم خوندم هر دو عالی هستن ، یک چهار جلدی بینظیره

۰
حسام راموز
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۲/۰۶

خییییییلی خنده دار وباحال و هیجان انگیز

۰
Amin
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۲۷

سلام من این کتاب را خیلی دوست دارم به بابام گفتم تا حتما بره از کتاب خونه برام بخرش😍😍😍😍😍😍😍😍😍

۱

بریده‌هایی از کتاب

Alaa
۱۹
«وای پسر. پس توی دردسر افتادی.»
samin
۱
خانم گورف بدجنس‌ترین معلمی بود که میرون تا به حال داشت. او قبل از خانم جولز معلم طبقه‌ی سی‌ام بود. اما هیچ‌کس باور نمی‌کرد که خانم گورف واقعاً از مدرسه رفته باشد. همه می‌گفتند او یک جایی توی مدرسه قایم شده است.
حسام راموز
۱
توی کله‌ی خانم جولز پر از حلیمه! و از توی گوش‌هاش می‌ریزه بیرون.
Book worm
۰
لوئیز گفت: «سلام دکتر خوش‌حال.» لوئیز به دی‌جی می‌گفت: «دکتر خوش‌حال» چون همیشه لبخند می‌زد. اما حالا لبخندش وارونه شده بود. او سرش را بالا آورد و به لوئیز نگاه کرد. لوئیز تاحالا قیافه‌ای به این ناراحتی ندیده بود. پرسید: «چی شده؟» دی‌جی سرش را تکان داد. بعد دوباره سرش را پایین انداخت و با ناراحتی به راهش ادامه داد. لوئیز گریه‌اش گرفت.
حسام راموز
۰
خانم جولز مثل یک اسب آبی، چاقه! (و بوی همونا رو می‌ده.)
sahar
۰
میرون با ناراحتی برگشت پشت میزش. با خودش فکر کرد: «من توی قفس زندگی می‌کنم. اجازه ندارم بیام بیرون. باید توی قفسم بمونم تا زنگ بخوره. بعد باید برم پایین. بعد، وقتی دوباره زنگ بخوره باید بیام بالا. بعد وقتی دوباره زنگ بخوره باید برم پایین. بعد، وقتی دوباره زنگ بخوره باید بیام بالا. من هیچ‌وقت آزاد نیستم.»