جملات زیبای کتاب مدرسه‌ی کناره جاده سقوط می‌کند | طاقچه
تصویر جلد کتاب مدرسه‌ی کناره جاده سقوط می‌کندsubscriptionAvailable

کتاب مدرسه‌ی کناره جاده سقوط می‌کند

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۱۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
لوئیس سکر، سپیده شهیدی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Alaa
۱۹
«وای پسر. پس توی دردسر افتادی.»
samin
۱
خانم گورف بدجنس‌ترین معلمی بود که میرون تا به حال داشت. او قبل از خانم جولز معلم طبقه‌ی سی‌ام بود. اما هیچ‌کس باور نمی‌کرد که خانم گورف واقعاً از مدرسه رفته باشد. همه می‌گفتند او یک جایی توی مدرسه قایم شده است.
حسام راموز
۱
توی کله‌ی خانم جولز پر از حلیمه! و از توی گوش‌هاش می‌ریزه بیرون.
Book worm
۰
لوئیز گفت: «سلام دکتر خوش‌حال.» لوئیز به دی‌جی می‌گفت: «دکتر خوش‌حال» چون همیشه لبخند می‌زد. اما حالا لبخندش وارونه شده بود. او سرش را بالا آورد و به لوئیز نگاه کرد. لوئیز تاحالا قیافه‌ای به این ناراحتی ندیده بود. پرسید: «چی شده؟» دی‌جی سرش را تکان داد. بعد دوباره سرش را پایین انداخت و با ناراحتی به راهش ادامه داد. لوئیز گریه‌اش گرفت.
حسام راموز
۰
خانم جولز مثل یک اسب آبی، چاقه! (و بوی همونا رو می‌ده.)
sahar
۰
میرون با ناراحتی برگشت پشت میزش. با خودش فکر کرد: «من توی قفس زندگی می‌کنم. اجازه ندارم بیام بیرون. باید توی قفسم بمونم تا زنگ بخوره. بعد باید برم پایین. بعد، وقتی دوباره زنگ بخوره باید بیام بالا. بعد وقتی دوباره زنگ بخوره باید برم پایین. بعد، وقتی دوباره زنگ بخوره باید بیام بالا. من هیچ‌وقت آزاد نیستم.»