
کتاب دشت عباس
۴٫۲
(۲۰)
خواندن نظراتمعرفی کتاب دشت عباس
این کتاب خاطرات فرزند شهید ملت، محمدرضا خلیلی است که روزی پدرش همراه چند پوستر ریز و درشت لولهشده، لای بقچهٔ چیت گرهخوردهای به دفتر ادبیات و هنر مقاومت برده است: «همهٔ اینها نوشتههای پسر شهیدم است. دانشجو بود و در عملیات بیت المقدس شهید شد...»
حجت ایروانی، تمام آن نوشتهها را خواند و بخش یادداشتهای جبهه اش را جدا کرد:
«بعد از دعای ندبه، ما را به خط کردند. نرمش بعد از صبحگاه برنامهٔ بعدی بود. سرپرست ما، گروهبان سلیمانی، خیلی جدی عمل میکرد. مدت چهل دقیقه همه را مجبور به دویدن کرد. بعد هم نرمش داد. بعد از مراسم صبحگاه رفتیم کلاس درس. اولین کلاس ما نارنجک و بمب دستی بود. قبل از ظهر سلطانی کمی راجع به نماز و وضو صحبت کرد. بچهها خوب به حرفهایش گوش دادند. بعد از ظهر هم رفتیم سرِ کلاس جنگ چریکی. آن روز گروهبان سلیمانی گفت: «چند روز دیگر برای عملیات به جبهه خواهید رفت.»
شب، همهٔ بچهها جمع شدند و زیارت عاشورا خواندند. سلطانی، ایمانی و چند تا از بچهها زیارت عاشورا را خواندند. آن شب، بچهها حال معنوی خاصی داشتند.»
زندان الرشید؛ خاطرات رئیس ستاد سپاه ششم نیروی زمینی سپاه سردار علی اصغر گرجی زاده![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
محمدمهدی بهداروند
۱۳۳ نفر آخر: خاطرات اسیر آزادشده ایرانی شریف صابریمحسن سنچولی پردل
زندانی فاو؛ خاطرات گروهبان دوم عراقی عماد جبار زعلان الکنعانیعماد جبار زعلان کنعانی
سیاهچال مِستر؛ خاطرات ربودهشدن جلال شرفی دیپلمات ایرانی در بغدادمحبوبه عزیزی
بادهای برفی؛ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺳﺮﻭﺍﻥ ﻋﺮﺍقی ﺍﺣﻤﺪ ﻏﺎﻧﻢ ﺍﻟﺮبیعیمحمد نبی ابراهیمی
فرار از موصل: خاطرات شفاهی محمدرضا عبدیحسین نیری
علی فرعونحسن نوری
اردوگاه اطفالاحمد یوسفزاده
جنایتهای ما در خرمشهر؛ خاطرات افسران عراقی از خرمشهرمحمدنبی ابراهیمی
سرباز کوچک امام (ره)مهدی طحانیان
اردیبهشتی دیگر؛ خاطرات فرار عبدالمجید خزائی از زندان سلیمانیه عراقمهناز فتاحی
رملهای تشنهجعفر ربیعی
ساعتَ ۱:۲۵ شب به وقت بغداد: خاطرات اسیر آزاد شده ایرانی عادل خانیاسماعیل امامی
شنامکیانوش گلزار راغب
جاده های خلوت جنگمحسن مطلق
همپای صاعقهحسین بهزاد

نظرات کاربران
این کتاب رو چند وقت پیش خوندم . تو نظرات کاربران دیدم، کاربرمحترمی خوندن این کتاب رو وقت هدر دادن بیان کرده .بله اگه توقع ما از خواندن کتاب ، مرور یک اثر ادبیفاخر باشد شاید این کتاب این نظر
ساده و صمیمی . خدایش بیآمرزاد .
این کتاب دست نوشت های یک شهید است ، روایتی خالصانه و دست اول از جبهه های جنگ . راهش پر رهرو .