با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
قهوه قند پهلو

دانلود و خرید کتاب قهوه قند پهلو

۵٫۰ از ۵ نظر
۵٫۰ از ۵ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب قهوه قند پهلو  نوشته  امید مهدی‌نژاد  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب قهوه قند پهلو

گزیده‌ای که در دست شما است، حاصل جستجوی چندماهه امید مهدی‌نژاد در مجموعه‌های منتشرشدۀ شعر طنز و غیرطنز، اعم از جُنگ‌ها، گزیده‌ها، آثار مکتوب شاعران قدیمی و جدید، نشریات جدی و طنز، وبلاگ‌های شاعران و همچنین مکاتبه با شاعران طنزپرداز است که بر اساس نام شاعر و به ترتیب حروف الفبا تنظیم شده‌اند. سهم شاعران طنزپرداز معاصر در «قهوه قند پهلو» بیشتر از شاعران قدیمی است.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱)
ادریس
۱۳۹۸/۱۰/۲۴

چین که چندیست شده دوست ما تازه ان هم پکنش معروف است 🏯 یک نفر رنگ عبایش معروف یک نفر کاپشنش معروف است یوسف از پشت نشد پاره اگر مارک پیرهنش معروف است 🔖 تیم ما توی زمین خوب نبود در عوض رختکنش معروف است فوتبالیست مسی هم بشود آفتابه لگنش

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۳۲)
با زن که خوب باشی، زن نیز با تو خوب است ورنه سلیطه گردد، یا پاچه وَرمَلیده گر تو دهن‌دریده باشی ـ مباد ـ و بدگو او نیز چون تو گردد، بدگو، دهن‌دریده القصّه، جانِ بابا! با من دگر چه‌کارت؟ احساس و عقل داری، خود دانی و «سپیده»!
سیّد جواد
فوتبالیست مسی هم بشود آفتابه‌لگنش معروف است
سیّد جواد
پیشترها ناز می‌کردند دخترها، ولی این اواخر منّتِ داماد می‌باید کشید
سیّد جواد
بچّۀ فامیل دیشب فرش ما را خیس کرد پوشک از پاهای آن نوزاد می‌باید کشید
سیّد جواد
گاوان و خران باربردار به ز آدمیان مردم‌آزار
سیّد جواد
پر رنگ و لعابْ مستحبات کم‌رنگ شده اصولِ واجب
سیّد جواد
اخوی! رانت بخور، رشوه بده، حال بکن آن‌که البته به جایی برسد «قالتاق» است
سیّد جواد
حجله یا گور شنیدم در دهی از «آن‌ورآباد» جوانی سخت کم‌رو گشت داماد چنان کم‌رو، که اخذِ اجرتِ خود ز شرمِ «وِرمَنَه» رویش نمی‌شد تو گویی جز سکوت و جز شنفتن ندارد هیچ زادی بهر گفتن
سیّد جواد
دهی بوی گل‌ها، بهاری مگر؟ کنی فتنه بر پا، شراری مگر؟ تمامی ندارد سخن گفتنت حکایات دنباله‌داری مگر؟ تو را ناز و خمیازه قاطی شده‌ست بمیرم الهی، خماری مگر؟
سیّد جواد
از شدت زور و فشار زندگی در کورۀ آجرفشاری مانده‌ام در زیر بار زندگی دور از همه وامانده‌تر از اسب‌ِ گاری مانده‌ام هرگز نیارد در حسابم هیچ‌کس شاید جدا از سرشماری مانده‌ام سر تا قدم گردیده‌ام مانند بز از بس دچار بزبیاری مانده‌ام
سیّد جواد

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۶۲۴ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۱/۰۵/۲۲
دسته بندی
تعداد صفحات۶۲۴صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۱/۰۵/۲۲