معرفی و دانلود کتاب یک مرد یک زندگی + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب یک مرد یک زندگیsubscriptionAvailable

کتاب یک مرد یک زندگی

بر اساس زندگی شهید محمد حسن نظرنژاد (قصه‌ی فرماندهان ۲۱)

۳.۹(از ۱۳ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
حسین نیری
categoryدسته‌بندی: 
دفاع مقدس

قیمت:

۱۳۴,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

معرفی کتاب یک مرد یک زندگی

روز سوم خرداد ۱۳۲۵ در روستایی به نام «بوته مرده» از توابع شهری به نام فریمان (در شمال شرق ایران) به دنیا آمد. مثل تمام روستاییان قدیم که امکانات کمی داشتند، بابانظر قصه‌ی ما هم تا کلاس پنجم بیشتر درس نخواند. قبل از انقلاب، کشتی‌گیر معروفی بود. حتی چند مقام استانی و کشوری هم به دست ‌آورد. سال ۱۳۵۷، برای حفاظت از انقلابی که آرزویش را داشت، تفنگ به دست گرفت. بعد هم برای مقابله با ضدانقلاب راهی کردستان، گنبد و سیستان و بلوچستان شد. با شروع جنگ، مشتاقانه به سوی جنوب کشور شتافت. در جنگ فرمانده‌ی گردان، فرمانده‌ی محور و مسؤول عملیات لشکر بچه‌های خراسان شد. حتی غیررسمی،‌ جانشین لشکر هم بود. وقتی جنگ تمام شد، بابانظر ۱۶۰ ترکش توپ و خمپاره در بدن داشت! در جراحی‌های مختلف بر روی بدنش، ۵۷ تا از این ترکش‌ها را از بدنش خارج می‌کنند. بنابراین، با یک حساب و کتاب ساده، می‌شود فهمید که باز هم حدود ۱۰۳ ترکش در بدن داشت. شریفی و ابراهیمی از دوستان بسیار صمیمی‌اش بودند که در کتاب، درباره‌ی آن‌ها بیشتر می‌خوانید. آن دو در عملیات کربلای پنج شهید شدند. جالب این که موقع خاک‌سپاری، یک قبر وسط آن‌ها خالی ماند که هیچ کس دلیلش را نفهمید...

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب یک مرد یک زندگی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب

نام کتابیک مرد یک زندگی
عنوان دیگربر اساس زندگی شهید محمد حسن نظرنژاد (قصه‌ی فرماندهان ۲۱)
موضوعدفاع مقدس
نویسندهحسین نیری
انتشاراتانتشارات سوره مهر
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۸۹/۰۵/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۱۸ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۵۰۶۹۵۷۳
تعداد صفحه‌ها۹۶ صفحه
قیمت کتاب۱۳۴۰۰۰ تومان
مجموعه و فروستقصه فرماندهان انتشارات سوره مهر

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کتابخور
۱۳۹۸/۰۸/۲۸

من کتاب بابانظر رو که درباره همین شهیده خوندم. فوق العادس اونم

۰
zeynab
۱۳۹۶/۰۳/۰۸

چقدر کتاب شیرینی بود

۰
Mersana
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۱۹

شخصیت شهید بابانظر بی نظیره، یک فرمانده شجاع و قوی که با وجود مجروحیت های متعدد بارها درمانش رو نیمه تمام رها می کنه و به جبهه ها برمیگرده و به معنای واقعی، تمام وجودش رو فدای دفاع از کشور...بیشتر

۰
Mohammad
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۲۶

وقتی بابا نظر میگه میشه پس میشه دیگه این قدر بحث نکنید 😂

۰
یاسرعزیزی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۸/۰۲

سلام من کتاب های زیادی در مورد شهدا وجانبازان خواندم از این بابت خوشحالم که این بزرگوار از همشهریان من است ودر مورد ایشان چیز زیادی نمیدانستم باخواندن این کتاب درمورد یکی از استوره های جنگ اطلاعاتی کسب کنم

۰

بریده‌هایی از کتاب

راستش ‌آقای نویسنده، قدمت روی چشم! ولی دیر آمدی سراغ ما. من دیگر پیر شده‌ام و خیلی چیزها از یادم رفته است. دیگر مثل آن موقع‌ها، همه چیز را به یاد نمی‌آورم. امان از پیری! ببین چه‌طور دست‌هایم می‌لرزد. انگار نه انگار روزگاری توی گود زورخانه، پنجه در پنجه‌ی جوان‌های مشهدی می‌انداختم. باز هم برای این که شرمنده‌ات نشوم، هر چه یادم مانده، برایت می‌گویم. باقی‌اش با خودت؛ هر طور دوست داری، جفت و جورش کن!
Mohammad
۶
تا حالا «گور ماست» خورده‌ای آقای نویسنده؟ خب معلوم است که نه؛ عجب سوالی کردم! توی کوله‌هامان، هر کدام یک کوزه‌ ماست داشتیم. از همین ظرف‌های گِلی و سفالی. وقت ناهار، شیر یکی دو تا از گوسفندها را می‌دوشیدیم و با ماست قاطی می‌کردیم، می‌شد گورماست. جای‌تان خالی، می‌چسبید.
🍁🍂دخـــــــــترپایـــــــیز🍁🍂 mm
۳
«ببخشید حاج ‌آقا، شما قبلاً ارتشی بودید؟» بابانظر شانه بابا انداخت. ـ نکند همراه آقای دکتر چمران در لبنان یا فلسطین، چریک بودید و می‌جنگیدید؟ ـ نه به خدا! ـ لابد آموزش نظامی دیده‌اید که دارید همراه دکتر چمران می‌آیید برای تصرف پاسگاه؟ ـ‌ حالا ان‌شاالله اگر فرصت شد، آموزش کامل هم می‌بینیم! ـ یعنی حتی به اندازه‌ی همین کلاه‌سبزها یا تکاوران هم... ـ نه این قدر، فقط یک دوره‌ی مختصر و مفید! ـ ببخشید حاج‌‌آقا، اصلاً شما می‌دانید داریم کجا می‌رویم؟ ـ این را دیگر می‌دانم. قرار است پاسگاهی که شما نتوانستید بگیرید، ما آزاد کنیم. ـ می‌دانید وقتی از هلی‌کوپتر پیاده شدید، نیروها چه کار کنند؟ ـ‌ منظورتان این است که سریع ببرم‌شان طرف سر هلی‌کوپتر دیگر؟ ـ شاید هلی‌کوپتر حتی نتواند روی زمین بنشیند و مجبور شویم بپریم... ـ اشکال ندارد. خوبی بچه‌ها در همین است که همه‌شان رزمی‌کار هستند؛ جودوکارند!
Mohammad
۲
بابانظر از پشت تخته سنگ‌ها بالا رفت تا به چند قدمی آن‌ها رسید. بعد روی زمین نشست و نارنجکی را از ضامن خارج کرد. داشت آماده می‌شد که آن را پرتاب کند. اما یک دفعه شنید که یکی از آن‌ها به دیگری می‌گوید: «مواظب مردک بربری باش، خیلی خطرناک است!» بابانظر تندی سرش را بالا برد و داد زد: «بربری خودتی!» بعد هم نارنجک را پرت کرد طرف‌شان. دو نفر ضدانقلاب که جا خورده‌ بودند، تا به خودشان بجنبند، رفتند هوا!
Mohammad
۱
عبور از آخرین خاکریز (خاطرات اسیر عراقی دکتر احمد عبدالرحمن)تصویر جلد کتاب عبور از آخرین خاکریز  (خاطرات اسیر عراقی دکتر احمد عبدالرحمن)
احمد عبدالرحمن
بادهای برفی؛ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺳﺮﻭﺍﻥ ﻋﺮﺍقی ﺍﺣﻤﺪ ﻏﺎﻧﻢ ﺍﻟﺮبیعیتصویر جلد کتاب بادهای برفی؛ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺳﺮﻭﺍﻥ ﻋﺮﺍقی ﺍﺣﻤﺪ ﻏﺎﻧﻢ ﺍﻟﺮبیعی
احمد غائم الربیعی
روزگار عسرت؛ خاطرات اسیر آزادشده هادی باغبانتصویر جلد کتاب روزگار عسرت؛ خاطرات اسیر آزادشده هادی باغبان
سید ولی هاشمی
فرار از موصل: خاطرات شفاهی محمدرضا عبدیتصویر جلد کتاب فرار از موصل: خاطرات شفاهی محمدرضا عبدی
حسین نیری
جنایت‌های ما در خرمشهر؛ خاطرات افسران عراقی از خرمشهرتصویر جلد کتاب جنایت‌های ما در خرمشهر؛ خاطرات افسران عراقی از خرمشهر
محمدنبی ابراهیمی
آتش و خون در خرمشهرتصویر جلد کتاب آتش و خون در خرمشهر
خالد سلمان محمود کاظمی
مهمان صخره‌ها: خاطرات سرهنگ خلبان محمد غلامحسینیتصویر جلد کتاب مهمان صخره‌ها: خاطرات سرهنگ خلبان محمد غلامحسینی
راحله صبوری
۱۳۳ نفر آخر: خاطرات اسیر آزاد‌شده ایرانی شریف صابریتصویر جلد کتاب ۱۳۳ نفر آخر: خاطرات اسیر آزاد‌شده ایرانی شریف صابری
محسن سنچولی پردل
دشت عباستصویر جلد کتاب دشت عباس
محمدرضا خلیلی
حاج عمران؛ خاطرات اولین فرمانده لشکر ۲۵ کربلا سردار حاج عبدالعلی عمرانیتصویر جلد کتاب حاج عمران؛ خاطرات اولین فرمانده لشکر ۲۵ کربلا سردار حاج عبدالعلی عمرانی
سیدولی هاشمی
اردیبهشتی دیگر؛ خاطرات فرار عبدالمجید خزائی از زندان سلیمانیه عراقتصویر جلد کتاب اردیبهشتی دیگر؛ خاطرات فرار عبدالمجید خزائی از زندان سلیمانیه عراق
مهناز فتاحی
علی فرعونتصویر جلد کتاب علی فرعون
حسن نوری
عباس دست طلا: داستانی از زندگی حاج عباس‌علی باقریتصویر جلد کتاب عباس دست طلا: داستانی از زندگی حاج عباس‌علی باقری
محبوبه معراجی‌پور
زندان الرشید؛ خاطرات رئیس ستاد سپاه ششم نیروی زمینی سپاه سردار علی اصغر گرجی زادهتصویر جلد کتاب زندان الرشید؛ خاطرات رئیس ستاد سپاه ششم نیروی زمینی سپاه سردار علی اصغر گرجی زاده
محمدمهدی بهداروند
او نگاهش را به ارث گذاشت؛ براساس زندگی سرلشگر شهید حسن آبشناسانتصویر جلد کتاب او نگاهش را به ارث گذاشت؛ براساس زندگی سرلشگر شهید حسن آبشناسان
گلستان جعفریان
با چشم‌هایم جنگیدم؛ خاطرات دیدبان و دیده‌ور هرمزگانی جانباز شهید مراد هنرمندتصویر جلد کتاب با چشم‌هایم جنگیدم؛ خاطرات دیدبان و دیده‌ور هرمزگانی جانباز شهید مراد هنرمند
زهرا اسپید
رجز یک پیشمرگتصویر جلد کتاب رجز یک پیشمرگ
جعفر کچویی
گوهرتصویر جلد کتاب گوهر
مهدی جعفری‌نسب اشکذری
بهشت زیر قدم‌هایش؛ زندگی‌نامه و خاطرات شهربانو سادات خانی (مادر شهیدان محمد و حسین دهلوی)تصویر جلد کتاب بهشت زیر قدم‌هایش؛ زندگی‌نامه و خاطرات شهربانو سادات خانی (مادر شهیدان محمد و حسین دهلوی)
گروه نویسندگان
خاطرات فاطمه آبادتصویر جلد کتاب خاطرات فاطمه آباد
محمدرضا محمدی پاشاک