معرفی و دانلود کتاب من یک هُمافر بودم + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب من یک هُمافر بودم

کتاب من یک هُمافر بودم

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
علی‌اصغر فولادی‌مهر
انتشارات: 
نشر ایده سبز
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب من یک هُمافر بودم

زندگی مردان و زنان بزرگ هم‌چون علما، دانشمندان، مخترعان و ... را تاریخ‌نویسان می‌نویسند اما سایر مردم عادی نیز برای خود سرنوشت و سرگذشتی دارند که در تاریخ ثبت نمی‌گردد، در حالی‌که این سرگذشت‌ها نیز می‌تواند برای نسل‌های آینده شنیدنی و عبرت‌آموز باشد.« من یک همافر بودم» به قلم علی اصغر فولادی مهر، زندگی‌نامه خودنوشت اوست برای فرزندان این سرزمین. پدر او مباشر امیرحسین ظفر بختیاری (نماینده انتصابی محمدرضاشاه و پسرعموی ثریا اسفندیاری) بود که برای همراهی با امیرحسین خان به تهران آورده شد. و به همراه دیگر افراد ایل خود که از دلیران بختیاری بودند در منطقه محمدآباد، در ۵۰ کیلومتری تهران ساکن شدند. پس از آبادکردن آنجا و ساختن قلعه‌ای، افراد ایل خانواده‌های خود را نیز برای اسکان به محمدآباد آوردند. علی اصغر نیز در همین قلعه به دنیا آمد. و پس از تحصیلات ابتدایی و دبیرستان به استخدام نیروی هوایی ارتش درآمد و درجه هُمافری گرفت. در این اثر خاطرات او درباره زندگی شخصی و حرفه‌ای‌اش از ازدواج گرفته تا حمله به پایگاه اچ ۳ در عراق را می‌خوانید:

بعدها که درس من تمام شد و وارد نیروی هوایی شدم، مادرم مثل هر مادری که آرزویش داماد کردن پسرش است، به فکر ازدواج من افتاد. از قضا هم او و هم برادر بزرگم آقا فریدون به وصلت با این خانواده رقبت داشتند و زمزمه‌هایی را شروع کردند که: «دیگر باید برایت نامزد کنیم و وقتی درجه گرفتی باید عروسی کنی.»البته در آن زمان بودند دخترانی از فامیل و یا همسایگان که مایل به ازدواج با من بودند و خیلی هم گرم می‌گرفتند، اما نظر مادرم، همین همسر فعلی‌ام یعنی دخترِ دایی غلامحسین بود و این درحالی بود که من هم فکر می‌کردم اگر بناست از محل خودمان زن بگیرم، کاندید همان است که مادرم انتخاب کرده است، اما باز می‌گفتم: «نَنِه صبر کن حالا زود است. هنوز من مدت‌ها باید در شبانه‌روزی باشم و درس بخوانم»و هم می‌گفت: «دختر خوب خواستگار زیاد دارد و ممکن است دیر شود و آن‌ها قولش را به دیگری بدهند.» خلاصه این که من جواب قطعی به آن‌ها ندادم.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب من یک هُمافر بودم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابمن یک هُمافر بودم
موضوعتاریخ معاصر ایران، خاطرات، زندگی‌نامه
نویسندهعلی‌اصغر فولادی‌مهر
انتشاراتنشر ایده سبز
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۶/۰۷/۰۹
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۴.۷۲ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۹۵۶۴۲۳۱
تعداد صفحه‌ها۱۴۴ صفحه
قیمت کتاب۳۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

شاهرخ
۱۳۹۷/۰۲/۲۵

با بیانی ساده و صمیمی, داستان یک زندگی بیان می شود. فکر کنم برای کسانی که با مختصات جغرافیایی و تاریخی مطرح شده در کتاب آشنا باشند دلنشین تر خواهد بود.

۰
شهر زنان بیوه
حیفا زنگنه
عبور از آخرین خاکریز (خاطرات اسیر عراقی دکتر احمد عبدالرحمن)
احمد عبدالرحمن
۱۳۳ نفر آخر: خاطرات اسیر آزاد‌شده ایرانی شریف صابری
محسن سنچولی پردل
یک وجب و چهار انگشت: خاطرات شفاهی عظیم حقی
محمد پرحلم
چه کسی قشقره‌ها را می‌کشد؟
حجت شاه‌محمدی
بچه‌های کفیشه
سیدقاسم یاحسینی
۱۰۱ خاطره‌ی جنگی
راسم دلیچ
اردیبهشتی دیگر؛ خاطرات فرار عبدالمجید خزائی از زندان سلیمانیه عراق
مهناز فتاحی
رانده شدگان
خلودجلیل ابراهیم
ساعتَ ۱:۲۵ شب به وقت بغداد: خاطرات اسیر آزاد شده ایرانی عادل خانی
اسماعیل امامی
راز دوران پرالتهاب؛ خاطرات سروان عراقی ثامر حمود الخالصی
ثامر حمود الخالصی
با چشم‌هایم جنگیدم؛ خاطرات دیدبان و دیده‌ور هرمزگانی جانباز شهید مراد هنرمند
زهرا اسپید
اشغال و مدال
صبار فلاح اللامی
تا نیمه‌ی راه (خاطرات شفاهی خدیجه میرشکار اولین زن اسیر ایرانی)
سید خلیل حسینی عطار
حمله هوایی به الولید (اچ -۳)
احمد مهرنیا
زندگی در مه؛ خاطرات اسیر آزاد شده ایرانی
داوود بختیاری دانشور