
کتاب آفرینش و آنارشی
معرفی کتاب آفرینش و آنارشی
کتاب آفرینش و آنارشی (اثر هنری و دین سرمایهداری) نوشتهی جورجو آگامبن با ترجمهی هومن کاسبی مجموعهای از درسگفتارها و جستارهای فلسفی دربارهی هنر، آفرینش، دین و سرمایهداری است. آگامبن در این اثر با رجوع به سنت فلسفی از ارسطو و افلاطون تا اسپینوزا، دلوز و کافکا، جایگاه اثر هنری و فعل آفرینش را دوباره میسنجد. نشر لگا آن را منتشر کرده است و متن حاضر نسخهای است که برای خواندن دقیق و تأملبرانگیز در باب نسبت هنر، دین، سیاست و اقتصاد طراحی شده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب آفرینش و آنارشی
کتاب آفرینش و آنارشی با طرح پرسش از «اثر هنری» آغاز میشود و از همان ابتدا نشان میدهد که مسئلهی اصلی آن کتاب فقط هنر نیست، بلکه رابطهی امروز انسان با گذشته، تاریخ و زمان حال است. جورجو آگامبن در این متن، اروپا را بهعنوان قارهای تعریف کرده است که فقط از راه مواجهه با گذشته و تسویهحساب با تاریخ خود میتواند به حقیقت خویش دسترسی پیدا کند و از همین منظر، بحران دانشگاهها، موزهها و هنر معاصر را بهمثابهی بحران رابطه با گذشته میخواند. در این بخش، باستانشناسی اثر هنری، مفهوم انرگیا و ارگون در فلسفهی ارسطو، جایگاه هنرمند در یونان و دگرگونی آن در الهیات مسیحی و مدرنیته بررسی شده است. کتاب آفرینش و آنارشی در ادامه به فعل آفرینش و نسبت آن با «مقاومت» میپردازد و با تکیه بر ایدههای دلوز، ویتگنشتاین و ارسطو، مفهوم قوه و ناقوه را بسط میدهد تا نشان دهد هر آفرینش اصیل چگونه در میدان تنش میان توانستن و نتوانستن شکل میگیرد. آگامبن سپس به سوی ایدهی «بیعملکردی» و «بوطیقای بیعملکردی» حرکت میکند و از خلال مثالهایی از نقاشی، ادبیات و الهیات، سیاست و هنر را بهعنوان حوزههایی معرفی کرده است که در آنها کارکردهای عادی زبان و بدن تعلیق میشوند تا امکانهای تازهای برای زیستن و عملکردن گشوده شود. در بخشهای پایانی، بحث فقر، استفاده، تملک و سنت فرانسیسکنی وارد میشود و پیوندی میان شکلهای زندگی، قانون و اقتصاد برقرار میگردد.
خلاصه کتاب آفرینش و آنارشی
آفرینش و آنارشی از مفهوم ظاهراً سادهی «اثر هنری» شروع میکند و نشان میدهد که این ترکیب تا چه اندازه مبهم و مسئلهدار است. آگامبن با رجوع به ارسطو، تمایز میان قوه و فعل و نسبت ارگون و انرگیا را بازخوانی میکند تا نشان دهد چگونه در یونان، اثر بر هنرمند تقدم داشت و در مدرنیته، هنر به ذهن و نبوغ هنرمند منتقل شده است. سپس با بررسی آوانگارد، مناجات مذهبی و «حاضرآماده»های دوشان، از ماشینی سخن میگوید که هنرمند، اثر و عملکرد را به هم گره زده است. در بخش دوم، فعل آفرینش بهمثابهی «فعل مقاومت» تحلیل شده است؛ مقاومتی که نه فقط در برابر نیروهای بیرونی، بلکه درونیِ خود قوه است و بهصورت «قوهی نبودن/نکردن» ظاهر میشود. آگامبن از اینجا به ایدهی بیعملکردی و شکلهای زندگی میرسد و در نهایت با بحث فقر، استفاده و امتناع از تملک در سنت فرانسیسکنی، امکان زیستکردن بیرون از منطق مالکیت و قانون را بهعنوان مسئلهای معاصر طرح کرده است.
چرا باید کتاب آفرینش و آنارشی را بخوانیم؟
آفرینش و آنارشی خواننده را با پرسشهایی روبهرو میکند که همزمان به هنر، دین، سیاست و اقتصاد مربوط هستند و از دل متن، شبکهای از مفاهیم مانند اثر، آفرینش، قوه، بیعملکردی، فقر و استفاده را بههم پیوند میدهد. این کتاب امکان نگاهکردن دوباره به هنر معاصر، نقش موزهها، جایگاه هنرمند و نسبت زندگی روزمره با قانون و سرمایهداری را فراهم کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن آفرینش و آنارشی به کسانی پیشنهاد میشود که به فلسفهی هنر، نظریهی سیاسی، الهیات، مطالعات فرهنگی و نقد سرمایهداری علاقهمند هستند و میخواهند از خلال متنی نظری و پرارجاع، نسبت میان آفرینش هنری، شکلهای زندگی و ساختارهای حقوقی و اقتصادی را بازاندیشی کنند.
بخشی از کتاب آفرینش و آنارشی
«ایدهای که نقش چراغ راه را برای تأملاتم در باب مفهوم اثر هنری ایفا میکند، این است که باستانشناسی یگانه وسیلهٔ دسترسی به زمان حال محسوب میشود. عنوان «باستانشناسیِ اثر هنری» را باید به همین معنا درک کرد. همان طور که میشل فوکو خاطرنشان کرده، بررسیِ گذشته چیزی نیست جز سایهای که تحقیق و تفحص معطوف به زمان حال افکنده است. ما انسانها _حداقل ما اروپاییها_ در تلاش برای درک زمان حال، خودمان را مکلف به تفحص در باب گذشته مییابیم. من قید «ما اروپاییها» را ذکر کردم زیرا به نظرم میرسد که، بر فرض اینکه کلمهٔ «اروپا» اصلاً معنایی داشته باشد، این معنا، همان طور که امروزه بدیهی است، نمیتواند سیاسی یا دینی یا حتی کمتر از آن اقتصادی باشد. بلکه شاید چنین چیزی باشد: اروپاییها _ برخلاف مثلاً آسیاییها و آمریکاییها که تاریخ و گذشته برای آنها دلالت کاملاً متفاوتی دارد_ فقط از طریق مواجهه با گذشته و فقط از راه تسویهحساب با تاریخشان میتوانند به حقیقت خود دسترسی پیدا کنند. به همین دلیل، بحرانی که اروپا اکنون از سر میگذراند _ همان طور که باید از انحلال نهادهای دانشگاهی آن و از موزهایسازی رو به رشدِ فرهنگ مشهود باشد_ مشکلی اقتصادی نیست («اقتصاد» امروزه فقط یک اسم شب است نه مفهوم) بلکه بحرانِ رابطه با گذشته است. از آنجا که بهوضوح یگانه مکانی که گذشته میتواند در آن به حیات خود ادامه دهد زمان حال است، بنابراین اگر زمان حال دیگر از گذشتهٔ خود بهمثابهٔ امری زنده آگاه نباشد، دانشگاهها و موزهها به اماکنی مسئلهدار تبدیل میشوند. و اگر امروز هنر برای ما به تمثالی برجسته _ شاید برجستهترین تمثال_ از زمان گذشته تبدیل شده است، پس پرسشی که هرگز نباید از طرح آن دست برداریم این است: هنر در زمان حال چه جایگاه و مکانی دارد؟»
حجم
۱۰۴٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۱۰۸ صفحه
حجم
۱۰۴٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۱۰۸ صفحه