
کتاب جنگ تریاک (کتاب سوم، خدای آتش)
معرفی کتاب جنگ تریاک (کتاب سوم، خدای آتش)
کتاب جنگ تریاک (کتاب سوم، خدای آتش) نوشتهی آر. اف. کوآنگ و با ترجمهی سحر کاوه، سومین جلد از مجموعهی جنگ تریاک است که نشر آذرباد آن را منتشر کرده است. این کتاب ادامهی سرگذشت رین، ققنوس و جنگهای خونین نیکان و موگن است؛ جایی که جنگ سوم تریاک تمام نشده و فقط شکلش عوض شده است. متن کتاب سرشار از صحنههای نبرد، سیاست، جادو، اعتیاد، عذاب وجدان و پرسشهای اخلاقی دربارهی قدرت و انتقام است. در این جلد، هم گذشتهی شخصیتها بیشتر روشن میشود و هم میدانهای تازهای از جنگ و مقاومت در جنوب نیکان شکل میگیرد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب جنگ تریاک (کتاب سوم، خدای آتش)
کتاب جنگ تریاک (کتاب سوم، خدای آتش) داستان را درست از دل آتش و خون ادامه میدهد؛ جایی که رین پس از بیدار کردن ققنوس و نابودی جزیرهی موگن، حالا در جنوب نیکان برای حزب جنوب میجنگد. آر. اف. کوآنگ در این کتاب، جنگ را فقط در میدان نبرد نشان نداده است، بلکه پیامدهای روانی، اعتیاد، احساس گناه و شکافهای سیاسی را هم در مرکز روایت قرار داده است. رین دیگر فقط یک سلاح نیست، فرماندهی یک تیپ است و باید بین نجات مردم، حفظ سربازانش و عطش انتقام تعادل برقرار کند. کتاب جنگ تریاک (کتاب سوم، خدای آتش) در چند بخش و فصل پیدرپی، همزمان چند خط داستانی را پیش میبرد: گذشتهی داجی، ریگا و زیا و پیوند شومشان با هم؛ جنگهای رین و حزب جنوب برای آزادسازی روستاهایی مثل خولدا؛ و کشمکش درونی رین با ققنوس، با آلتان در ذهنش و با طلسم عهد سوداجی. در فصلها، خواننده با صحنههای مفصل نبرد، تاکتیکهای نظامی، غارت، آزادسازی اسیران، ویرانی روستاها و شکلگیری افسانهی «اسپیری ققنوس» روبهرو میشود. کتاب جنگ تریاک (کتاب سوم، خدای آتش) علاوهبر نبردهای بیرونی، روی رابطهی رین و کیتای، پیوند ذهنی آنها، درد قطع عضو، اعتیاد رین به تریاک و استفاده از آلتان بهعنوان تصویری درونی برای اعتراف و شکنجهی ذهنی تمرکز کرده است. در کنار اینها، شخصیت تازهای مثل یانگ سوجی، رهبر گرگهای آهنین، وارد ماجرا میشود که گذشتهای از سینگارد و خانوادهای نابودشده در سیل دارد و نگاهش به جنگ و انتقام، زاویهی دیگری به داستان میدهد.
خلاصه داستان جنگ تریاک (کتاب سوم، خدای آتش)
کتاب جنگ تریاک (کتاب سوم، خدای آتش) روایت ادامهی جنگی است که بعد از نابودی جزیرهی موگن هم خاموش نشده است. رین حالا فرماندهی یک تیپ از حزب جنوب است و با سربازانی خشمگین و کمتجربه برای آزادسازی روستاهای جنوب، مثل خولدا، میجنگد. او باید میان استفادهی ویرانگر از قدرت ققنوس و حفظ جان مردم و نیروهایش انتخاب کند، درحالیکه طلسم عهد سوداجی دسترسیاش به پانتئون را محدود کرده و او را به کیتای وابسته کرده است. در این کتاب، گذشتهی داجی، ریگا و زیا و مناسک خونینی که سه روح را در یک بدن پیوند داده، کنار نبردهای تازهی رین قرار گرفته است. رین با عذاب وجدان، اعتیاد به تریاک، خاطرهی آلتان و فشار انتظارات مردم جنوب دستوپنجه نرم میکند و همزمان با چهرههایی مثل یانگ سوجی و گرگهای آهنین روبهرو میشود که هرکدام تعریف خودشان را از عدالت و انتقام دارند.
چرا باید کتاب جنگ تریاک (کتاب سوم، خدای آتش) را بخوانیم؟
کتاب جنگ تریاک (کتاب سوم، خدای آتش) ترکیبی از فانتزی تیره، جنگ، سیاست و روانکاوی شخصیتهاست. این کتاب نشان میدهد قدرت الهی و جادو چطور با اعتیاد، تروما، احساس گناه و تصمیمهای خونین گره میخورد. نبردهای پرجزئیات، گفتوگوهای تند، و تمرکز بر جنوب نیکان و حزب جنوب، تصویر گستردهتری از دنیای مجموعه ارائه کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب جنگ تریاک (کتاب سوم، خدای آتش) به کسانی پیشنهاد میشود که دو جلد قبلی مجموعه را خواندهاند و دنبال ادامهی سرگذشت رین و ققنوس هستند. همچنین به علاقهمندان فانتزی تیره، داستانهای جنگی، روایتهای پر از تروما، اعتیاد، سیاست و کشمکش اخلاقی پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب جنگ تریاک (کتاب سوم، خدای آتش)
«زمان، خرامان میگذشت و نگاه رین به خورشیدی بود که با اکراه پشت کوهها پایین میخزید. گویی دیوی خفته در دره آن را به زیر میکشید. *** پس از بیدار شدن ققنوس در جزیرهٔ اسپیر و اتمام جنگ سوم تریاک، از جانب اتحادیه هیچ پرچم سفیدی به نشانهٔ تسلیم بالا نرفته بود. امپراتور یوهی به همراه تخموترکهاش در عرض چشم برهم زدنی زیر خروارها خاکستر تبدیل به مجسمههای ذغالی شدند. از خاندان سلطنتی کسی باقی نماند که بخواهد بر سر صلح مذاکره کند. درنتیجه، خبری از توافقنامه یا آتشبس نشد. هیچیک از ژنرالهای موگنی نقشهای از محل استقرار نیروهایش تهیه نکرد و سلاحها را به رهبران نیکان تسلیم ننمود. در عوض، همهٔ سربازان باقیمانده از اتحادیه به جمعی از یاغیان خطرناک بدل شدند که بسیار کارکشته؛ اما بیهدف و سرگردان و بیملیت بودند. یین ویسرا (سردار سابق ایالت دراگون و رئیسجمهور منتخب نیکان) میتوانست ماهها قبل قاطعانه با آنها برخورد کند؛ اما حربهٔ دیگری به کار گرفت و اجازه داد آزادانه در کشورش بچرخند و آرامآرام تیشه به ریشهٔ متحدانش بزنند تا در ازای آن جای پایش را در امپراتوری ازهمپاشیده محکم کند. حال آن دستههای پراکنده در هیبت گروههایی بزرگ و منسجم برای جنوب قد علم کرده بودند. چنین شد که نیکاراییها و موگنیها به جنگشان ادامه دادند و موگن حتی بدون دریافت کمک از جزیرهٔ کمانیشکل توانست طی چند ماه جنوب را عملاً مستعمره کند. از آنطرف، رین که شدیداً سرگرم شرکت در قیام ویسرا بود، بیتوجه به جنگ اصلی که داشت در خانهاش صورت میگرفت، گذاشته بود این اتفاق بیفتد. او یکبار جنوب را سرافکنده کرده و محال بود بگذارد دوباره تکرار شود. « کازو ۳ گفت کشتیها توی راهن.» صدای نازک و زیر متعلق به پسرکی موگنی بود. همرزمش جواب داد: «کازو یه خرفت کودنه.» رین و کیتای خم شده و خود را بین علفهای بلند پنهان کرده بودند. آهسته و بیصدا تا نزدیکیهای اردوگاه دشمن خزیده بودند و میتوانستند گفتوگوی گشتیهای بیکار را شنود کنند. صدای نجوایشان در هوای راکد و سکوت شب، میتوانست مسافت بلندی را طی کند. البته یک سال دوری از زبان موگنی، فهمش را برای رین دشوار کرده و باید خوب گوشهایش را تیز میکرد تا از حرفهایشان سر درآورد. «زبونشون مثل جیرجیر حشرات میمونه» این را نیجا یکبار غرولندکنان گفته بود. آنوقتها که یکمشت بچهٔ نادان و جوان بودند که در یکی از کلاسهای سینگارد چپیده و هنوز مانده بود تا بفهمند نبردی که برایش آموزش میبینند صرفاً یک تئوری روی کاغذ نیست.»
حجم
۶۶۳٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۶۵۶ صفحه
حجم
۶۶۳٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۶۵۶ صفحه