
کتاب خانه ای در دریای نیلگون
معرفی کتاب خانه ای در دریای نیلگون
کتاب خانهای در دریای نیلگون نوشتهی تی.جی کلون با ترجمهی شقایق خانجانی داستانی فانتزی، پر از شخصیتهای جادویی و موقعیتهای غیرعادی است که انتشارات آذرباد آن را منتشر کرده است. در این کتاب، جهانِ بهظاهر منظم ادارهای دولتی با دنیای پنهان کودکان جادویی و پرورشگاههای دورافتاده تلاقی پیدا میکند. قهرمان داستان، مددکاری میانسال است که ناگهان به مأموریتی فرستاده میشود که همهچیز را در زندگیاش زیرورو میکند؛ از شغل و باورهایش گرفته تا تعریفش از خانواده و امنیت. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب خانه ای در دریای نیلگون
کتاب خانهای در دریای نیلگون ماجرای لاینس بیکر، مددکار اجتماعی ادارهی نظارت بر کودکان جادویی است که سالها طبق «قوانین و مقررات» زندگی کرده و به نظم خشک اداری خو گرفته است. او در ابتدای داستان مشغول بازرسی پرورشگاههایی است که کودکان یتیم با تواناییهای جادویی در آنها زندگی میکنند و وظیفهاش نوشتن گزارشهای دقیق و بیحاشیه است. همین دقت و فاصلهگذاری حرفهای باعث میشود مدیریت بهشدت بالاتر او را برای مأموریتی محرمانه و درجهچهار انتخاب کند؛ مأموریتی که باید یک ماه در پرورشگاهی دورافتاده روی جزیرهی مارسیاس بگذراند. در کتاب خانهای در دریای نیلگون، تی.جی کلون جهانی را تصویر کرده است که در آن کودکان جادویی زیر نظر دولت، در پرورشگاههای خاص نگهداری میشوند و با پوسترها و شعارهای رسمی احاطه شدهاند؛ شعارهایی که سکوت و اطاعت را تشویق میکند. در مقابل، جزیرهی مارسیاس و خانهی روی آن، فضایی متفاوت دارد؛ جایی که شش کودک «مشکلساز» با گونههای جادویی کمسابقه و مدیری به نام آرتور پارناسوس زندگی میکنند. گزارشهای ناقص آرتور، حساسیت اداره را برانگیخته و حالا لاینس باید تشخیص دهد این خانه واقعاً امن است یا باید برای همیشه بسته شود. کتاب خانهای در دریای نیلگون در فصلهای نسبتاً بلند پیش میرود و از دل گفتوگوهای طنزآمیز اداری، صحنههای صمیمی زندگی روزمره، و توصیفهای پرجزئیات از محیط کار خاکستری لاینس تا ساحل آفتابی و دریای نیلگون، بهتدریج تضاد میان ترس نهادی از «متفاوتها» و امکان ساختن خانوادهای تازه را نشان داده است.
خلاصه داستان خانه ای در دریای نیلگون
خانهای در دریای نیلگون داستان لاینس بیکر است؛ مردی چهلساله، تنها و دقیق که سالها در ادارهی نظارت بر کودکان جادویی کار کرده و زندگیاش را با قوانین قطور و روتینهای تکراری تنظیم کرده است. او در آغاز، فقط وظیفه دارد پرورشگاهها را بررسی کند و گزارشهایی بیطرف بنویسد؛ اما مدیریت بهشدت بالاتر او را برای مأموریتی محرمانه انتخاب میکند: اقامت یکماهه در پرورشگاه جزیرهی مارسیاس. در آن جزیره، شش کودک با تواناییها و هویتهای جادویی غیرمعمول زندگی میکنند؛ کودکانی که پروندههایشان آنقدر حساس است که درجهی محرمانگی چهار برایشان تعیین شده است. مدیر پرورشگاه، آرتور پارناسوس، گزارشهای مبهمی فرستاده و اداره میخواهد بداند آیا میتوان به او و این خانه اعتماد کرد یا نه. لاینس باید در این محیط تازه، هم امنیت بچهها را بسنجد و هم با ترسها و پیشداوریهای ریشهدار سیستم اداری که نمایندهاش است روبهرو شود، بیآنکه بداند این سفر قرار است تعریفش از خانواده، مسئولیت و خودِ واقعیاش را تغییر دهد.
چرا باید کتاب خانه ای در دریای نیلگون را بخوانیم؟
خانهای در دریای نیلگون با ترکیب فضای اداری خشک، طنز ریز و دنیای جادویی کودکان، سؤالاتی دربارهی قضاوت، تفاوت و معنای واقعی مراقبت مطرح کرده است. این کتاب نشان میدهد چطور یک آدم «نامرئی» در سیستم میتواند در مواجهه با چند کودک طردشده و مدیری غیرمتعارف، آرامآرام مرزهای ترس و مقررات را بازخوانی کند و به تعریفی تازه از امنیت و خانواده برسد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن خانهای در دریای نیلگون به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای فانتزی شخصیتمحور، روایتهای مربوط به کودکان متفاوت و نقد ملایم ساختارهای اداری علاقهمند هستند؛ همچنین به خوانندگانی که دنبال قصهای دربارهی تنهایی، انتخاب خانوادهی تازه و مواجهه با ترس از «دیگری» هستند.
بخشی از کتاب خانه ای در دریای نیلگون
«کتاب سرشار از داستانهای نهفته است، داستان قضاوت نکردن از روی ظاهر و دیدن باطن افراد، داستان صبوری کردن و لذت صبر را چشیدن، داستان جنگیدن و بهدست آوردن خانوادهای جدید؛ و داستانی از یک دریای بسیار نیلگون و خانهای که روی جزیرهای قرار گرفته و اهالی آن ازنظرها پنهان هستند. چرا؟ برای رسیدن به جواب این سؤال باید با لاینس همراه شوی. چشمانت را ببند، یک دریای نیلگون را تصور کن، بوی نمک دریا را حس میکنی؟ صدای مرغان دریایی را بالای سرت و امواج خروشان را زیر پایت میشنوی؟ آرزو میکردی که اینجا باشی؟ بله؟ پس به خانهٔ ما در دریای نیلگون خوشآمدی. لاینس گفت: «درسته.» آنها صبر کردند تا او روی برگهٔ کاغذ بنویسد. میتوانست نگاهشان را روی خودش احساس کند؛ اما او تمرکزش را روی کلمات نگه داشت. صحت کار نیاز به حواسجمع داشت. او فردی دقیق بود و بازدیدش از این پرورشگاه خاص آموزنده بود. باید تا جایی که میتوانست جزئیات را بنویسد تا وقتیکه به دفتر برگشت بتواند گزارش نهایی را کامل کند. ... پوستر تصویر کودکان خندانی را نشان میداد که زیرشان نوشته شده بود: ما وقتی به حرف مسئولان گوش میدهیم خوشحالتریم؛ و یک بچهٔ ساکت، یک بچهٔ سالم است؛ و چه کسی به جادو نیاز دارد وقتی تصوراتمان را داریم؟»
حجم
۳۵۳٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۵
تعداد صفحهها
۴۰۰ صفحه
حجم
۳۵۳٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۵
تعداد صفحهها
۴۰۰ صفحه