
کتاب سلفی با میرزا
معرفی کتاب سلفی با میرزا
کتاب سلفی با میرزا نوشته طاهره مشایخ یک رمان فانتزی برای نوجوان و دربارهی نوجوانی به نام ارسلان است که در شهر رشت و میان هیاهوی مدرسه، کنگرهی میرزاکوچک خان و ماجراهای روزمرهاش گرفتار اتفاقی عجیب میشود. انتشارات مهرک این کتاب را منتشر کرده است. داستان از روزی معمولی در مدرسه شروع میشود و ناگهان به سفری غیرمنتظره در زمان و تاریخ گیلان گره میخورد. رمان میان حیاط مدرسه، میدان شهرداری، کتابفروشیهای قدیم و کوچهپسکوچههای رشت در نوسان است و همزمان با شوخیها و خرابکاریهای ارسلان، تصویر تازهای از میرزا و شهر به دست میدهد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب سلفی با میرزا اثر طاهره مشایخ
کتاب سلفی با میرزا رمانی فانتزی برای نوجوانان است که طاهره مشایخ در آن زندگی یک دانشآموز پایهی هشتم به نام ارسلان را با تاریخ و فضای رشت گره زده است. رمان از یک صبح بارانی و اعصابخردکن شروع میشود؛ روزی که ارسلان دیر به مدرسه میرسد و با معاون سختگیر، تعهدنامهها، مشاور مدرسه و قوانین عجیبغریب روبهرو میشود.
خرابکاری ارسلان در رمان سلفی با میرزا با پنچرکردن لاستیکهای ماشین یک مهمان، پای پلیس و دوربین مداربسته را به مدرسه باز میکند و ترس و هیجان او را بالا میبرد. رمان حاضر ماجراهای مدرسه، دوستها، معاون، مدیر و خانوادهی ارسلان را دنبال کرده و صحنههایی از رشت قدیم، میدانها، بقعهها، درگیری با قزاقهای روس، سخنرانیهای میرزا و رابطهی خانها و رعیت نشان داده است.
خلاصه داستان سلفی با میرزا
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
ماشین مردی ریشبلند کنار مدرسه از توی چاله رد میشود و آب لجنی را روی ارسلان میپاشد. ارسلان که از این بیاعتنایی عصبانی شده است، در حیاط مدرسه و وسط فوقبرنامه انتقام میگیرد و با چاقوی بقال محل، لاستیکهای ماشین را پنچر میکند. پای پلیس، دوربین مداربسته و بحثهای مدیر و معاون وسط میآید و ترس و غرور ارسلان با هم قاطی میشود.
بعد از مدرسه در مسیر میدان شهرداری و زیر مجسمهی میرزاکوچک، ایدهی سلفی با میرزا در ذهن ارسلان جرقه میزند. ورود به یک کتابفروشی قدیمی، پیداکردن لوحی با جملهای دربارهی «خدای زمان و مکان» و برقگرفتگی عجیبی که حس میکند، ارسلان را ناگهان از بالای ستون مجسمه به دل رشتِ قدیم پرتاب میکند؛ جایی که با پسرهای روستایی، خانزادهای به نام موسیخان، سربازان روس و خودِ میرزا روبهرو میشود و باید هم از دردسرهای تازه جان سالم به در ببرد و هم بفهمد این سفر ناگهانی چه نسبتی با خرابکاری صبح و تصویر میرزا دارد.
چرا باید کتاب سلفی با میرزا را بخوانیم؟
رمان فانتزی سلفی با میرزا تصویری زنده از رشت امروز و رشتِ دوران میرزا کوچک خان جنگلی را کنار هم گذاشته است؛ از حیاط مدرسه و تعهدنامهها تا میدان شهرداری، خانها و قزاقهای روس. خوانندهی این اثر در همراهی با ذهن پرشروشور ارسلان با فضای نوجوانان امروز همراه و با میرزا کوچک خان و مبارزهی او آشنا میشود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب به نوجوانانی پیشنهاد میشود که به ماجراهای پرهیجان مدرسه، خرابکاریهای بامزه و شناختن چهرههایی مثل میرزا کوچک خان جنگلی علاقهمند هستند. همچنین رمان فانتزی حاضر برای کسانی که دوست دارند رشت و گیلان را در دو دورهی متفاوت و از نگاه یک نوجوان کنجکاو ببینند، مناسب است.
بخشی از کتاب سلفی با میرزا
«نرسیده به مدرسه، دور تا دور ساختمانش را بررسی کردم تا دوربینها را پیدا کنم. فقط یکی بالای درِ مدرسه بود که از شانس بد من دقیقاً همان جای پارک ماشین بدل میرزا را نشان میداد. به دنبال بقیهٔ دوربینها چشم چرخاندم، اما چیزی پیدا نکردم. دم درْ آقا سیروس چپچپ نگاهم کرد و سرش را تکان داد. با حرکات دست و لبولوچهاش فهمیدم که با این دیر آمدن، کسی برایم فرش قرمز پهن نکرده. ته حیاط چشمم به همان لگن سفیدی افتاد که لاستیکهای دورسفیدش از دور توی چشم بود. زیر لب گفتم: «چطور یهروزه لاستیک انداخته؟ حتماً یه آقازادهٔ خفنه که تونسته ماشین قُراضهش رو شفا بده.» از ترسْ ماشینش را آورده بود داخل مدرسه. بهجز وقتهایی که برای بوفه جنس میآوردند، هیچوقت ندیده بودم کسی ماشین بیاورد داخل حیاط. ماشین میآمد توی حیاط.»
حجم
۲۵۴٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۳۶ صفحه
حجم
۲۵۴٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۳۶ صفحه