
کتاب بانوی قصه من
روایت داستانی از زندگی حضرت زینب (س)
معرفی کتاب بانوی قصه من
کتاب بانوی قصهی من نوشتهی مژگان شیخی روایتی داستانی از زندگی حضرت زینب (س) است که نشر مهرک آن را منتشر کرده است. این کتاب در قالب چندین روایت اولشخص، از زبان نزدیکان و همراهان حضرت، به کودکی، نوجوانی، سالهای حضور در مدینه و کوفه و سپس همراهی با امام حسین (ع) در کربلا میپردازد. نویسنده با تکیهبر جزئیات عاطفی و فضاسازیهای پررنگ، تلاش کرده است سیمای انسانی، شجاعت، دانایی و صبوری این بانو را در موقعیتهای مختلف نشان دهد و مخاطب را قدمبهقدم در دل حوادث بزرگ تاریخ اسلام پیش ببرد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب بانوی قصه من
کتاب بانوی قصهی من با ساختاری روایی و چندصدایی، زندگی حضرت زینب (س) را از تولد تا حوادث پس از عاشورا دنبال کرده است. مژگان شیخی در این کتاب هر بخش را از زبان شخصیتی متفاوت روایت میکند؛ از دایه و همسایه و شاگرد گرفته تا فرزندان و همراهان کاروان کربلا. این تنوع صداها باعث شده تصویر بانو زینب از زاویههای گوناگون شکل بگیرد و فقط به یک روایت رسمی محدود نماند. در کتاب بانوی قصهی من ابتدا تولد حضرت زینب و نامگذاری او توسط پیامبر، با نگاهی عاطفی و در عین حال آگاه به آیندهی پررنج او توصیف شده است. سپس سالهای کودکی و نوجوانیاش در خانهی علی و فاطمه، مسئولیتپذیری زودهنگام پس از شهادت مادر، و شباهت رفتاری و روحی او به فاطمه (س) بهتفصیل روایت شده است. در ادامه، کتاب به دورهی حضور زینب در کوفه و برگزاری کلاسهای تفسیر قرآن برای زنان شهر میپردازد و نشان میدهد چگونه او در کنار جایگاه خانوادگی، بهعنوان معلم و مفسر قرآن نیز شناخته میشود. در بخشهای پایانی کتاب بانوی قصهی من، روایتها بهتدریج به سمت حوادث کربلا و پس از آن حرکت میکند. اینجا راویان تغییر میکنند و فرزند بانو، عون، همسر امام حسین (ع)، و در نهایت دختر امام، سکینه، هرکدام بخشی از مسیر حرکت کاروان، نبرد عاشورا، تشنگی، شهادت یاران و نقش زینب در دل این فاجعه را بازگو میکنند. کتاب با تمرکز بر احساسات، گفتوگوها و جزئیات صحنهها، سیمای زنی را ترسیم کرده است که هم ستون عاطفی خانواده است و هم سخنگوی پیام کربلا.
خلاصه کتاب بانوی قصه من
کتاب بانوی قصهی من زندگی حضرت زینب (س) را در قالب روایتهای پیدرپی و اولشخص بازآفرینی کرده است. متن از تولد او در خانهی علی و فاطمه آغاز میشود؛ جایی که پیامبر با اشک و لبخند نام زینب را بر او میگذارد و از رنجهای آیندهاش خبر میدهد. سپس کودکی و نوجوانی او در مدینه، پس از فقدان مادر، با تمرکز بر مسئولیتپذیری زودهنگام، سادهزیستی و شباهت رفتاریاش به فاطمه (س) تصویر شده است. در میانهی کتاب بانوی قصهی من، زینب بهعنوان معلم تفسیر قرآن در کوفه دیده میشود؛ بانویی دانا که برای زنان شهر کلاس میگذارد و روایتهایی از پیامبر و فاطمه نقل میکند. در بخشهای پایانی، روایتها به مسیر حرکت کاروان امام حسین (ع) به سوی کوفه، محاصره در کربلا، تشنگی، شهادت یاران و فرزندان، و ایستادگی زینب در کنار خیمهها میرسد. کتاب نشان داده است که چگونه این بانو در اوج مصیبت، هم پناه کودکان و زنان است و هم نگهبان پیام عاشورا.
چرا باید کتاب بانوی قصه من را بخوانیم؟
کتاب بانوی قصهی من تصویری نزدیک، عاطفی و در عین حال جزئینگر از زندگی حضرت زینب (س) ارائه کرده است. خواننده در خلال روایتهای متنوع، با ابعاد مختلف شخصیت او ـ از دانش و تفسیر قرآن تا شجاعت در کربلا و صبوری در سوگ عزیزان ـ آشنا میشود و حوادث تاریخی را نهفقط بهعنوان واقعه، بلکه بهصورت تجربهی زیستهی شخصیتها لمس میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب بانوی قصهی من به علاقهمندان زندگی اهلبیت، مخاطبان نوجوان و جوانی که میخواهند با شخصیت حضرت زینب (س) در قالب داستان آشنا شوند، و کسانی که به روایتهای تاریخی-عاطفی دربارهی واقعهی کربلا علاقه دارند پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب بانوی قصه من
«من دایهی بانو زینبم: صفیه گفتم: «دختر است بانو فاطمهی عزیزم. شما صاحب دختر شدهای.» فاطمهی بزرگوار خندید و گفت: «خدا را شکر میکنم و برای این نعمت بزرگی که به من داده است او را سپاس میگویم.» پس از مدتی، حضرت علی به اتاق آمد. او حال فاطمهی عزیز را پرسید و سپس دخترش را در آغوش گرفت. پیشانیاش را بوسید و با لبخندی رضایتبخش نگاهش کرد. بعد رو به آسمان کرد؛ با خداوند حرف زد و از او تشکر کرد. برادرهای مهربان، حسن و حسین، کنار پدرشان ایستاده بودند. علی خم شد. خواهر را جلوی چشمان برادرانش گرفت. برادران هم از داشتن خواهر خوشحال شدند و او را بوسیدند. نوزاد را از دست پدرش گرفتم و سر جایش خواباندم. همه منتظر بودیم تا ایشان نامی برای دخترشان انتخاب کند. بانو فاطمه گفت: «پیامبر در سفر است. نامی برای دخترمان انتخاب کنید.» حضرت علی به دخترش نگاه کرد؛ نگاهی مهربان و طولانی و گفت: «من در نامگذاری از پیامبر پیشی نمیگیرم. صبر میکنیم تا پیامبر گرامی از سفر برگردد.» پیامبر خدا در مدینه نبود. فردای آن روز باخبر شدیم که ایشان در حال بازگشت است. نزدیک مدینه رسیده است و بهزودی میرسد. همه میدانستیم پیامبر گرامیمان همیشه اول به دیدار دخترش میآمد. همه منتظر بودیم. بالاخره، از دور صدای پاهای آن مرد بزرگ خدا را شنیدیم. از قبل مژدهی به دنیا آمدن نوهشان را به ایشان داده بودند. پیامبر عزیز با لبخندی شیرین وارد خانه شد. بانو فاطمه با خوشحالی گفت: «خوش آمدی پیامبر خدا! چقدر منتظرت بودیم پدر!» حضرت علی و بقیه به استقبال ایشان رفته بودند و ما در خانه منتظر بودیم. فاطمهی عزیزم دختر تازه به دنیا آمده را به طرف پیامبر گرفت. پیامبر نوزاد را با دو دستش گرفت و لبخندی زد. به چهرهی معصوم نوزاد نگاه کرد. در یک گوشش اذان گفت و در گوش دیگرش اقامه. سپس، پیشانیاش را بوسید. صورت به صورتش گذاشت و چشمانش را بست. همه ساکت نگاه میکردیم و منتظر بودیم. اشک از چشمان پیامبر عزیز جاری شد. با تعجب به ایشان خیره شده بودم: «خدایا، چرا پیامبر عزیز و مهربانمان گریه میکند؟ چه اتفاقی افتاده است یا قرار است بیفتد؟»»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب بانوی قصه من و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | بانوی قصه من |
|---|---|
| عنوان دیگر | روایت داستانی از زندگی حضرت زینب (س) |
| موضوع | تاریخ اسلام، زندگینامه |
| نویسنده | مژگان شیخی |
| انتشارات | انتشارات مهرک |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۴۰۴/۰۱/۰۱ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۸.۲۴ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۶۲۲۴۸۳۵۶۲۸ |
| تعداد صفحهها | ۱۵۲ صفحه |
| قیمت کتاب | ۷۶۰۰۰ تومان |
| برچسب | مجموعه قصه نیکان |
نظر شما دربارهٔ این کتاب