
کتاب نمکی و مار عینکی
معرفی کتاب نمکی و مار عینکی
کتاب نمکی و مار عینکی نوشته فرهاد حسن زاده رمانی ماجراجویانه دربارهی پسری ۱۶ساله و مار عینکیِ همراه اوست. این دو شخصیت در شهری به نام پریشان زندگی میکنند و ناگهان درگیر ماجرای دزدیدهشدن هفت یاقوت کبود شاه میشوند. انتشارات مهرک این کتاب را برای نوجوانان منتشر کرده است. داستان از میدان شلوغ شهر و معرکهی پهلوان تیمور شروع میشود و کمکم به سفری پرخطر، پر از دزد، کاروانسرا، روستاها و آدمهای گوناگون گره میخورد. دوستی، شجاعت، وفاداری و معنای واقعی پهلوانی در این داستان دنبال شده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب نمکی و مار عینکی اثر فرهاد حسن زاده
کتاب نمکی و مار عینکی رمانی درمورد پسر لاغر و شوخطبعی به نام نمکی و مار هندی همراهش، عینکی، است که در میدان شهر پریشان برای مردم نمایش اجرا میکنند. فرهاد حسن زاده در این داستان که برای نوجوانان نوشته شده، از دل یک معرکهی خیابانی و نمایش «بازی با مرگ» با مار، وارد ماجرایی بزرگتر میشود؛ جایی که جارچیان شاه خبر میآورند هفت دزد، هفت یاقوت کبود آفتاب عالمتاب سرزمین آفتاب و مهتاب را از خزانه دزدیدهاند.
رمان نمکی و مار عینکی مسیر زندگی نمکی را از یک معرکهگردان وابسته به پهلوان تیمور تا نوجوانی که ناگهان رها و تنها میشود، نشان میدهد. گفتوگوهای طنزآمیز نمکی و عینکی، تضاد میان ظاهر و باطن پهلوانی و تأکید کاووس بر اینکه «سلاح قهرمان فقط شمشیر و اسب نیست» فضای داستان را میسازد. ابزارهایی مثل گوشتکوب، درفش، سوزن و الاغ لنگ بارجو نیز به نمادهایی برای شجاعت، ابتکار و جوانمردی تبدیل شدهاند و داستان را از یک ماجرای تعقیب دزد، به سفری برای پیداکردن هویت و جرئت شخصی نمکی بدل کردهاند.
نمکی و مار عینکی در سال ۱۳۷۴ در قالب یک کمیک استریپ و با نام «هفت دزد و هفت یاقوت کبود» نخستین گام خود را در بازار نشر برداشت، اما در ادامه، فرایند بازنویسی روی آن صورت گرفت و بهشکل یک رمان توسط انتشارات سورهی مهر روانهی بازار کتاب شد.
خلاصه داستان نمکی و مار عینکی
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
نمکی و مار عینکی از میدان شلوغ شهر پریشان آغاز میشود؛ جایی که نمکی در کنار پهلوان تیمور با نمایش مار عینکی نان درمیآورد. با اعلام دزدیدهشدن هفت یاقوت کبود شاه، شهر به هم میریزد و همه برای یافتن دزدها راهی کوه و دشت میشوند. تیمور وسوسهی یاقوتها را بهانه میکند و نمکی را تنها میگذارد. نمکی که فقط مار عینکی و یک صندوق چوبی برایش مانده، در جستوجوی کار و معنا، از شهر بیرون میزند.
نمکیِ ۱۶ساله کنار چشمهی سهدرخت و با کمک عینکی، جان پیرمردی به نام کاووس و الاغش را نجات میدهد و به خانهی او میرود. کاووس که خودش قربانی دزدها شده است، از گذشتهی پدر شجاعش و جنگیدن با راهزنها با ابزار ساده میگوید و وسایل او را به نمکی میسپارد. نمکی با این سلاحهای عجیب و با همراهی عینکی و الاغ کاووس، راهی تعقیب دزدها میشود و در کاروانسرای سنگی، نخستین سرنخ جدی را پیدا میکند.
چرا باید کتاب نمکی و مار عینکی را بخوانیم؟
این رمانْ تصویری از سفر یک نوجوان معمولی بهسوی شجاعت و مسئولیتپذیری ارائه کرده است؛ سفری که در آن مار سخنگو، الاغ لنگ، کاروانسرا، دزدها و یاقوتها کنار هم قرار گرفتهاند. این داستان نشان میدهد قهرمانی فقط با شمشیر و اسب به دست نمیآید؛ بلکه با همت، هوش، وفاداری و دلسوزی شکل میگیرد.
خواندن کتاب نمکی و مار عینکی را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب حاضر به نوجوانانی پیشنهاد میشود که به رمانهای پرماجرا، سفر، دزد و یاقوت و قهرمانهای غیرمعمول علاقه دارند. همچنین اثر حاضر برای کسانی مناسب است که دوست دارند در قالب داستان، معنای پهلوانی، دوستی و انتخابهای سخت را دنبال کنند.
درباره فرهاد حسن زاده
فرهاد حسن زاده نویسنده، روزنامهنگار و طنزپرداز برجستهی ایرانی، در ۲۰ فروردین ۱۳۴۱ در آبادان دیده به جهان گشود. او نگارش و خلق اثر را از نوجوانی با نوشتن داستان و نمایشنامه آغاز کرد. وقوع جنگ ایران و عراق و بهدنبال آن ضرورت مهاجرت از زادگاهش (آبادان) سبب شد که او برای مدتی از مسیر نوشتن فاصله بگیرد، اما این وقفه چندان به درازا نکشید. او در سال ۱۳۷۰ موفق شد نخستین کتاب خود را تحتعنوان «ماجرای روباه و زنبور» در شهر شیراز به چاپ برساند و از همان مقطع بهشکلی کاملاً حرفهای گام به دنیای نویسندگی در حوزهی ادبیات کودک و نوجوان بگذارد.
این نویسنده کارنامهی بسیار پرباری را بر جای گذاشته است. فرهاد حسن زاده بیش از ۱۰۰ کتاب در حوزههای ادبی گوناگون شامل داستانهای کودکان، نوجوانان و رمانهایی برای بزرگسالان منتشر کرده و توانسته است جوایز ارزشمند و مهمی را در داخل و خارج از مرزهای ایران به خود اختصاص دهد. او علاوهبر تألیف کتاب، سالهای متمادی بهعنوان مسئول صفحههای ادبیات و طنز در هفتهنامهی «دوچرخه» (که ضمیمهی نوجوان روزنامهی همشهری بود) فعالیت داشت. همچنین او از اعضای هیئتمؤسس انجمن نویسندگان کودک و نوجوان محسوب میشود.
از آثار فرهاد حسن زاده میتوان اشاره کرد به کتابهای «نمکی و مار عینکی»، «ماشو در مه»، «عقربهای کشتی بمبک»، «خاطرات خونآشام عاشق»، «این وبلاگ واگذار میشود»، «قصهی طوطی خانم و آقای بازرگان»، «زیبا صدایم کن» و «زیر سایهی درخت بیعار». محبوبیت و کیفیت نوشتههای این نویسنده سبب شد تا برخی از کتابهای او دستمایهی ساخت فیلم، انیمیشن و کتاب الکترونیک قرار گیرند. آثار او به زبانهای متعددی ازجمله انگلیسی، مالایی، چینی، ارمنی، عربی، روسی، ژاپنی، اسپانیولی، ترکی استانبولی، کردی و آلمانی ترجمه و در کشورهای مختلف دنیا انتشار یافته است.
جوایز و افتخارات فرهاد حسن زاده
فرهاد حسن زاده در طول دوران فعالیت ادبی خود جوایز و افتخارات متعددی را در سطوح ملی و بینالمللی کسب کرده است. او برگزیدهی جشنوارهی کتاب سروش نوجوان برای کتاب «مار و پله» در سال ۱۳۷۴، برگزیدهی جشنوارهی کتاب سال کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برای کتاب «ماشو در مه» در سال ۱۳۷۴، برگزیدهی هفتمین جشنوارهی مطبوعات در بخش داستان کودک و نوجوان در سال ۱۳۷۹، برگزیدهی جشنوارهی کتاب ادب پایداری برای کتاب «مهمان مهتاب» در سال ۱۳۷۹، برگزیدهی جشنوارهی یکی بود یکی نبود برای کتاب «لولوی زیبای قصهگو» در سال ۱۳۸۰، برگزیدهی جشنوارهی کتابهای آموزشی رشد برای کتاب «امیرکبیر» در سال ۱۳۸۰، برگزیدهی مجلهی سلام بچهها در بخش داستان نوجوان برای کتاب «عشق و آینه» در سال ۱۳۸۰ و... بوده و نشان «لاکپشت نقرهای» را از اولین جشنوارهی لاکپشت پرنده برای کتاب «هستی» در سال ۱۳۹۱ دریافت کرده است.
موفقیتهای بینالمللی فرهاد حسن زاده شامل دریافت لوح سپاس جایزهی جهانی هانس کریستین اندرسن در سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۲۰، کسب دیپلم افتخار برای کتاب «زیبا صدایم کن» از سازمان IBBY در سال ۲۰۱۸ در کشور یونان، نامزد معرفیشده از سوی ایران برای جایزهی جهانی آسترید لیندگرن برای سال ۲۰۲۰ و همچنین قرارگرفتن کتاب «زیبا صدایم کن» در فهرست کلاغ سفید کتابخانهی بینالمللی مونیخ در سال ۲۰۱۶ میلادی و... میشود.
اقتباسها از کتاب نمکی و مار عینکی
در سال ۱۳۹۰ یک مجموعهی انیمیشنی ۱۲قسمتی با اقتباس مستقیم از رمان نمکی و مار عینکی تولید و پخش شد.
چه نسخههای دیگری از کتاب نمکی و مار عینکی منتشر شده است؟
نمکی و مار عینکی در سال ۱۳۸۹ توسط شرکت انتشارات سوره مهر و نیز در سال ۱۳۷۸ توسط سازمان تبلیغات اسلامی، حوزهی هنری، کارگاه قصه و رمان منتشر شد.
بخشی از کتاب نمکی و مار عینکی
«کاووس گفت: «نه... این هم نیست. بارجوی من نمیتواند با این سرعت بدود.»
نشست و مشتی آب به صورتش زد. او هر روز صبح، پای پیاده از شهر تا کنار چشمه میآمد و انتظار نمکی را میکشید؛ انتظار نمکی و دزدها را. نمیدانست از کجا؛ ولی اطمینان داشت که روزی نمکی همراه دزدها از این جادّه و تا چشمه میآیند. صورتش خنک شد و خاک از ریش سفیدش شسته شد. برخاست و بار دیگر جادّه را نگاه کرد. گاری نزدیکتر شده بود و مشکل میشد فهمید سواری که آن را میراند، کیست.
باز هم گفت: «نه... این نیست. بارجو نمیتواند با این سرعت حرکت کند.»
گاری سرعتش را کم کرد و آهستهآهسته کنار چشمه از حرکت بازماند. کاووس در کمال ناباوری نمکی را دید که از گاری پیاده میشود و به طرف او میآید. شک داشت که واقعاً خود او باشد؛ آن قد و قامت بلند؛ موهای خاکی و تابداری که از کنارههای کلاه بیرون زده بود؛ آن صورت استخوانی مردانه که هنوز نگاهی کودکانه داشت؛ و چشمهایی که از بیخوابی، خمار و خونرنگ بود. گفت: «خودت هستی، نمکی؟»
نمکی، دستهایش را از هم گشود و به سوی کاووس دوید و گفت: «سلام! من برگشتم. همانطور که شما گفته بودید، با دست پر برگشتم.»
ـ و خدا خواسته بود.»
حجم
۵۳۲٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۲۲۰ صفحه
حجم
۵۳۲٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۲۲۰ صفحه