«هفت پیکر» یا بهرامنامه یا هفتگنبد حکیم نظامی گنجوی، آمیزهای از نجوم، الهیات، اخلاق، عناصر فرهنگی - اجتماعی از دوران های کهنتر از شاعر تا دوران معاصر او، موازین حکمی و باورهای اعتقادی جهان بینیهای آن دوران را در لایههای مختلف منظومه نفیس داستانی به نمایش گذاشتهاست..
در هفتپیکر،نظامی با رنگها بازی میکند و زندگی را حیاتی رنگین میدهد و از رموز مختلف مانند غاز، اژدها، گنبد، گنج، دختر، عروس، و بسیار مفاهیم دیگر که در ادبیات و عرفان از آنها صحبت شده، در کنار برداشتی از تاریخ و جهان بینیهای اعتقادی بهرهبرداری نموده و شیوهای را بنیانگذاری میکند که این شیوه از هنرهای زیبای نظامی در پرورش داستان است.
مژگان دستفال، مصحح و مقدمهنویس این منظومه با مقابله و سنجش نسخ متعدد خطی در کتابخانه ملی و بررسی نظرات و کتابهای نظامیشناسان پیشکسوت معاصر، نسخهای را که پیش رو دارید، فراهم نمودهاست.
حکیم نظامی گنجوی در هفتپیکر یا بهرامنامه داستان بهرام را از بدو تولد تا مرگ رازگونهاش، آنگونه که خود ساخته با رمز و راز و طی مدارجی هفتگانه بیان میکند. بهرام گور در ادبیات فارسی شاید به علت تاثیر نظامی گنجوی نشان رمز و راز و پادشاهی است که با طی مدارجی به کمال میرسد شناخته شدهاست بهرام را پادشاهی آوردهاند دلیر و جنگجو که تیرش هیچگاه و هیچجا به خطا نمیرفت.
«به تخت نشستن بهرام»:
طالع تخت و پادشاهی او
فرخ آمد ز نیک خواهی او
پیش از آن راصد ستارهشناس
از پی بخت بود داشته پاس
اسدی بود کرده طالع تخت
طالعی پایدار و ثابت و سخت
آفتابی در اوج خویش بلند
در قران با عطاردش پیوند
زهره در ثور و مشتری در قوس
خانه از هردو گشته چون فردوس
در دهم ماه و در ششم بهرام
مجلس آراسته به تیغ و به جام
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب هفت پیکر و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
قصر خورنق: بعد از چهار سال که بهرام بزرگ شد، نعمان به پسر خود منذر گفت که به خاطر خشکی هوا و گرمای زمین و طبع نازک و نرم این ملک زاده باید کاخی بلند ساخته شود تا بهرام در آنجا نشو و نما کند. هیچ کس نتوانست قصری با این ویژگی بسازد تا این که به نعمان خبر آوردند که استاد و هنرمندی رومی به نام سمنار می تواند این کار را انجام دهد. سمنار با دعوت نعمان مشغول به کار شد و پنج سال روی بنا کار کرد و کاخی با ویژگی های منحصر به فرد به نام «خورنق» ساخت.
S
۱۰
وقتی بهرام با اقبالی خجسته زاده شد، پدرش یزدگرد در صدد دیدن طالع برآمد. آن گونه که نظامی می سراید یزدگرد پادشاهی ظالم بود که پسرانش به تقاص ظلمش می مردند، این بار منجمان حکم کردند که برای سالم ماندن بهرام او را در میان قوم عرب ببرند و پرورش دهند بهرام از کودکی نزد نعمان پسر منذر پادشاه عرب حیره در ولایت یمن از مستعمرات پادشاهی ایران بزرگ شده بود. یزدگرد او را برای امنیت و تربیت راه و رسم شاهی به آن جا فرستاده بود.
نظر شما دربارهٔ این کتاب