در منظومه شش هزارو پانصد بیتی «خسرو و شیرین» اثر ماندگار نظامی گنجوی با تصحیح و مقابله صادق نیک پور (-۱۳۴۵) ویرایش انجام شدهی استادان بزرگوار و پیش کسوت ملاک قرار داده شده و بهره های از آنها گرفته شدهاست که در توضیحات کتاب گاه به گاه به آنها اشاره شده.در تفسیر واژگان سعی شدهاست لغات مستند باشند و چگونگی به کارگیری واژگان در خسرو و شیرین بعد از مدخل هر عبارت در ابتدا آورده شده و سپس تفسیر مفهومی آنها به استناد منابع واژهشناسی مختلف بیان شده است و در انتها شاهدانی از ادبا و شعرای دیگر نمونه آوردهشدهاند و در صورت نیاز توضیحی در باره آنها داده شده است. توضیحات ارائه شده بیشتر به این خاطر است که عبارات و اشارات نظامی برای خوانندگان قابل درکتر باشد تا زیباییهای این کتاب بیشتر دیده شود:
پری پیکر نگار پرنیان پوش
بت سنگین دل سیمین بنا گوش
در آن وادی که جایی بود دلگیر
نخوردی هیچ خوردی خوشتر از شیر
گرش صدگونه حلوا پیش بودی
غذاش از مادیان و میش بودی
از او تا چارپایان دورتر بود
ز شیر آوردن او را دردسر بود
که پیرامون آن وادی به خروار
همه خر زهره بد چون زهره مار
ز چوب زهر چون چوپان خبر داشت
چراگاه گله جای دگر داشت
دل شیرین حساب شیر می کرد
چه فن سازد در آن تدبیر می کرد
که شیر آوردن از جایی چنان دور
پرستاران او را داشت رنجور
چو شب زلف سیاه افکند بر دوش
نهاد از ماه زرین حلقه در گوش
در آن حقه که بود آن ماه دلسوز
چو مار حلقه می پیچید تا روز
نشسته پیش او شاپور تنها
فرو کرده ز هر نوعی سخن ها
از این اندیشه که آن سرو سهی داشت
دل فرزانه شاپور آگهی داشت
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب خسرو و شیرین و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
منه دل بر جهان کین سرد ناکس
وفا داری نخواهد کرد با کس
فاطمه.💘
۰
فلک جز عشق محرابی ندارد
جهان بی خاک عشق آبی ندارد
فاطمه.💘
۰
جهان ز آتش پرستی شد چنان گرم
که بادا زین مسلمانی ترا شرم
فاطمه.💘
۰
بهاری یافتم زو بر نخوردم
فراتی دیدم و لب تر نکردم
به نادانی ز گوهر داشتم چنگ
کنون می بایدم بر دل زدن سنگ
گلی دیدم نچیدم بامدادش
دریغا چون شب آمد برد بادش
فاطمه.💘
۰
من وزین پس جگر در خون کشیدن
ز دل پیکان غم بیرون کشیدن
زنم چندان طپانچه بر سر و روی
که یارب یاربی خیزد ز هر موی
فاطمه.💘
۰
اگر خار و خسک در ره نماند
گل و شمشاد را قیمت که داند
فاطمه.💘
۰
اگر چه آفت عمر انتظار است
چو سر با وصل دارد سهل کار است
چو خوش تر زان که بعد از انتظاری
به امیدی رسد امید واری
فاطمه.💘
۰
هوای خانه خاکی چنین است
گهی زنبور و گاهی انگبین است
عمل با عزل دارد مهر با کین
ترش تلخی ست با هر چرب و شیرین
ز ریگش نیست ایمن هیچ جویی
مسلم نیست از سنگش سبویی
چو دربند وجودی راه غم گیر
فراغت بایدت راه عدم گیر
فاطمه.💘
۰
که آشامد کدویی آب ازو سرد
کز استسقا نگردد چون کدو زرد
درخت آن گه برون آرد بهاری
که بشکافد سر هر شاخساری
فلک تا نشکند پشت دوتایی
به کس ندهد یکی جو مومیایی
فاطمه.💘
۰
نباید تیز دولت بود چون گل
که آب تیز رو زود افکند پل
چو گوی افتادن و خیزان به بود کار
که هرکس که اوفتد خیزد دگر بار
نروید هیچ تخمی تا نگندد
نه کاری بر گشاید تا نبندد
مراد آن به که دیر آید فرادست
که هرکس زود خور شد زود شد مست
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
پس فرهاد چی؟
چرا نمیتونم این کتاب را بخرم ؟