کتاب بارن باگه الکساندر لرنت ـ هولنیا + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب بارن باگه

کتاب بارن باگه

انتشارات:نشر افق
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب بارن باگه

کتاب بارن باگه با عنوان اصلی Der Baron Bagge، نوشته الکساندر لرنت‌ ـ‌ هولنیا و ترجمه اژدر انگشتری، داستانی از روزگار پرآشوب جنگ و زندگی اشرافی در اروپای مرکزی است که نشر افق در سال ۱۴۰۴ آن را منتشر کرده است. این اثر با نگاهی تیزبین و روایتی پرجزئیات، ماجرای بارن باگه را در بستر جنگ جهانی اول و در میان افسران، اشراف و مردمان سرزمین‌های مجارستان و اتریش دنبال می‌کند. داستان با یک مشاجره‌ی ساده در ضیافتی اشرافی آغاز می‌شود و به‌تدریج به لایه‌های عمیق‌تری از زندگی، عشق، مرگ و سرنوشت می‌پردازد. نویسنده با مهارت، فضای تاریخی و اجتماعی آن دوران را بازآفرینی کرده و شخصیت‌های چندوجهی و پیچیده‌ای را به تصویر کشیده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب بارن باگه اثر الکساندر لرنت ـ هولنیا

کتاب بارن باگه، به قلم الکساندر لرنت‌ـ‌هولنیا، داستانی است از تقاطع سرنوشت‌های فردی و جمعی در بستر جنگ جهانی اول. کتاب با یک ضیافت اشرافی و مشاجره‌ای میان بارن باگه و جوانی به نام فن فاراگو آغاز می‌شود و به‌تدریج به گذشته‌ی مبهم و پررمزوراز باگه نقب می‌زند. داستان از زبان یکی از افسران هنگ سواره‌نظام نقل می‌شود که به‌عنوان وکیل دوم در ماجرای مشاجره حضور دارد و سپس شنونده‌ی اعترافات و خاطرات باگه می‌شود.

کتاب بارن باگه بر روایت اول‌شخص و بازگویی خاطرات استوار است و با حرکت میان گذشته و حال، فضای جنگ، اضطراب، عشق و مرگ را به‌ تصویر می‌کشد. لرنت‌ـ‌هولنیا با جزئی‌نگری، هم روابط انسانی و هم فضای اجتماعی و نظامی آن دوران را ترسیم کرده است. این کتاب هم داستانی درباره‌ی جنگ و دلاوری است و هم جست‌وجویی فلسفی درباره‌ی تنهایی، تقدیر و معنای عشق و مرگ. شخصیت‌ها هرکدام با گذشته و دغدغه‌های خود، در فضایی وهم‌آلود پیش می‌روند و مرز میان واقعیت و رؤیا بارها جابه‌جا می‌شود.

خلاصه داستان بارن باگه

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

داستان بارن باگه با مشاجره‌ای در یک ضیافت اشرافی آغاز می‌شود؛ جایی که بارن باگه به‌دلیل شایعاتی درباره‌ی مرگ دو زن، مورد اتهام قرار می‌گیرد. او جهت دفاع از خود، سرگذشتش را برای راوی تعریف می‌کند. داستان به سال‌های جنگ جهانی اول بازمی‌گردد؛ زمانی که باگه، افسر سواره‌نظام، همراه با هم‌رزمانش در جبهه‌های شرق اروپا حضور دارد. شخصیت‌هایی چون سروان زملر، همیلتون آمریکایی و مالتیتس جوان، هرکدام با ویژگی‌ها و سرگذشت‌های خاص خود، در کنار باگه قرار می‌گیرند. داستان میان اضطراب جنگ، سرمای زمستان، مأموریت‌های شناسایی، مواجهه با مرگ و بی‌ثباتی روانی فرماندهان در نوسان است.

در میانه‌ی این آشوب، باگه با شارلوت سنت‌ـ‌کرای، دختری از خانواده‌ای آشنا، روبه‌رو می‌شود و عشقی ناگهانی و پرشور میان آن دو شکل می‌گیرد، اما این عشق نیز در سایه‌ی تهدید جنگ و بی‌ثباتی جهان پیرامون قرار می‌گیرد. داستان با رفت‌وآمد میان میدان نبرد، شهرهای کوچک، ضیافت‌ها و لحظات خصوصی، تصویری چندلایه از زندگی در آستانه‌ی فروپاشی ارائه می‌دهد.

چرا باید کتاب بارن باگه را بخوانیم؟

کتاب بارن باگه اثری است که با روایت پرجزئیات و شخصیت‌پردازی دقیق، تجربه‌ی زیستن در دوران جنگ و آشوب را به‌گونه‌ای ملموس و متفاوت به تصویر می‌کشد. این کتاب نه‌تنها به وقایع تاریخی و نظامی می‌پردازد، بلکه لایه‌هایی از روان انسان، تنهایی، عشق و معنای زندگی را واکاوی می‌کند. روایت اول‌شخص و فضای مه‌آلود داستانْ خواننده را به دل تردیدها، اضطراب‌ها و امیدهای شخصیت‌ها می‌برد. تقابل میان سنت و مدرنیته، اشرافیت و فروپاشی و جست‌وجوی معنا در جهانی بی‌ثبات از ویژگی‌های شاخص این اثر است. خواندن کتاب بارن باگه برای کسانی که به داستان‌های تاریخی، روان‌شناختی و فلسفی علاقه دارند، تجربه‌ای متفاوت و تأمل‌برانگیز خواهد بود.

خواندن کتاب بارن باگه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن این کتاب به علاقه‌مندان به داستان‌های تاریخی، دوستداران روایت‌های روان‌شناختی و کسانی که دغدغه‌ی معنای زندگی، عشق و مرگ را دارند، پیشنهاد می‌شود. همچنین برای کسانی که به فضای اروپای مرکزی و تجربه‌ی زیستن در دوران جنگ علاقه‌مندند، مناسب است.

درباره الکساندر لرنت ـ هولنیا

الکساندر لرنت‌ـ‌هولنیا زاده‌ی ۲۱ اکتبر ۱۸۹۷ و درگذشته‌ی ۳ ژوئیه‌ی ۱۹۷۶، شاعر، رمان‌نویس، نمایش‌نامه‌نویس و فیلم‌نامه‌نویس اتریشی بود که در کنار مطالعات تاریخی، مجموعه‌ای متنوع و ناهمگون از آثار ادبی را پدید آورد. جهان نوشتاری او از شعر تا رمان‌های روان‌شناختی را در بر می‌گیرد؛ آثاری که اغلب نفوذ تجربه‌هایی وهم‌آلود و غیرواقعی را در دل واقعیت روزمره به تصویر می‌کشند. او در وین به دنیا آمد و همان‌جا نیز درگذشت.

لرنت‌ـ‌هولنیا با نام الکساندر ماری نوربرت لرنت زاده شد. او بعدها، پس از آنکه در سال ۱۹۲۰ به‌طور رسمی از سوی خویشاوندان اشرافی مادرش در ایالت کرنتن به فرزندی پذیرفته شد، نام خانوادگی مادرش را به نام خود افزود. او تحصیلات متوسطه را در وایدهوفن آن در یبس به پایان رساند و سپس وارد دانشگاه وین شد تا حقوق بخواند، اما در سال ۱۹۱۵ داوطلبانه به ارتش اتریش‌ـ‌مجارستان پیوست و از سال ۱۹۱۶ در جبهه‌های شرقی جنگ جهانی اول جنگید و با درجه‌ی ستوانی جنگ را به پایان رساند. در همین سال‌ها به شعر روی آورد و در سال ۱۹۱۷ تحت حمایت و تشویق راینر ماریا ریلکه قرار گرفت.

پس از جنگ، نویسندگی را به‌عنوان حرفه‌ی اصلی برگزید و در سال ۱۹۲۱ نخستین دفتر شعر خود با عنوان پاستوراله را منتشر کرد که با حمایت فکری و رسانه‌ای هرمان بار همراه شد. شهرت ناگهانی او در سال ۱۹۲۵ با نمایش‌نامه‌ی دمتریوس رقم خورد و یک سال بعد جایزه‌ی کلایست را برایش به ارمغان آورد. در دوره‌ی میان دو جنگ، جایگاهش به‌عنوان شاعری برجسته و رمان‌نویسی متفاوت تثبیت شد.

با آغاز جنگ جهانی دوم، به‌عنوان افسر ذخیره دوباره به خدمت فراخوانده شد و در یورش به لهستان شرکت کرد. تجربه‌ی این دوره الهام‌بخش رمانی شد که ابتدا با عنوان ساعت آبی نوشته شد و پس از جنگ، با نام مریخ در برج حمل شناخته شد؛ اثری که به‌دلیل شخصیت اصلی مردد و نشانه‌های مخالفت سیاسی، از سوی حکومت نازی ممنوع و توقیف شد و بعدها از آن به‌عنوان تنها رمان مقاومت اتریشی یاد کردند. لرنت‌ـ‌هولنیا در دوران رایش سوم از راه فیلم‌نامه‌نویسی درآمد قابل‌توجهی به دست آورد. او از معدود نویسندگان برجسته‌ی اتریشی بود که از ایدئولوژی ناسیونال‌سوسیالیسم فاصله گرفت و حاضر نشد آن را تأیید کند. بااین‌حال، برای ادامه‌ی فعالیت ناچار به سازش‌هایی شد و مدتی ریاست دراماتورژی مرکز فیلم ارتش در برلین را بر عهده گرفت. هرچه جنگ پیش رفت، مواضع انتقادی‌اش صریح‌تر شد و در سال ۱۹۴۴، با تظاهر به بیماری و به کمک شبکه‌های مقاومت، از اعزام دوباره به جبهه‌ی شرق گریخت.

پس از جنگ، اعتبار و محبوبیت او بار دیگر اوج گرفت و به یکی از چهره‌های شاخص فرهنگ اتریش بدل شد. در سال ۱۹۴۸ چند فیلم بر اساس رمان‌هایش ساخته شد که بازیگرانی چون ماریا شل و آتیلا هوربیگر در آن‌ها نقش داشتند. از سال ۱۹۵۷ همراه با فریدریش توربرگ و بعدها گونتر ننینگ سردبیری مجله‌ی فرهنگی فوروم را بر عهده گرفت. در سال ۱۹۶۹ به ریاست شاخه‌ی اتریشی انجمن قلم برگزیده شد، اما در سال ۱۹۷۲ در اعتراض به اعطای جایزه‌ی نوبل به هاینریش بل استعفا داد.

لرنت‌ـ‌هولنیا در سال ۱۹۲۳ از پروتستانیسم به کاتولیسیسم گروید. او با اوا فولباخ ازدواج کرد و سال‌ها در سالزکامرگوت و سپس در وین زیست. از سال ۱۹۵۲ تا پایان عمر در آپارتمان‌های دولتی کاخ هفبورگ اقامت داشت و تا پایان عمر محافظه‌کاری سیاسی و مدافع نوعی نخبه‌گرایی اشرافی باقی ماند؛ موضعی که او را در دهه‌ی ۱۹۶۰ به چهره‌ای منزوی و بحث‌برانگیز بدل کرد. سرانجام در سال ۱۹۷۶ در اثر سرطان ریه درگذشت؛ دو سال پس از آنکه آخرین رمانش، احضار، را با نام مستعار ژ. ت. دامپیر منتشر کرد.

بخشی از کتاب بارن باگه

«حوالی ظهر بیست‌وششم فوریه، گردان به حالت آماده‌باش درآمد و دستور رسید که به‌عنوان گروه شناسایی، جلوتر از لشکر و قشون، به‌سوی شمال حرکت کند، زیرا در جریان عقب‌نشینی به جنوب بین قوای ما و دشمن فاصله افتاده بود و اکنون از موقعیتشان در منطقهٔ میان خودمان و کوه‌ها بی‌خبر بودیم. هم‌زمان به یک گردان از سایر هنگ‌ها هم دستور داده شد که برای عملیات شناسایی، با فاصلهٔ معینی از گردان‌های دیگر، به‌سوی کوه‌های کارپات حرکت کند. قرار بود لشکر بلافاصله پشت‌سر ما بیاید. وقتی سوار اسب‌هایمان شدیم، دشتِ پیرامونِ توکای پوشیده از آرایش‌های متنوع هنگ‌هایی بود که قرارگاه‌هایشان را ترک می‌کردند و گرد هم می‌آمدند. تک‌سوارها، از دور، مثل مثلث‌هایی کوچک به نظر می‌رسیدند که به عقب کج شده بودند و از کثرت شلوارهای قرمز انگار روی دشتِ برفی خون شَتَک زده بود. نوای شیپورهایشان، ضعیف، مثل بانگ دوردست خروس‌ها، همراه با باد به ما می‌رسید.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۹۶٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۲۰ صفحه

حجم

۹۶٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۲۰ صفحه

قیمت:
۷۸,۰۰۰
۴۶,۸۰۰
۴۰%
تومان