
کتاب تصادف
معرفی کتاب تصادف
کتاب تصادف نوشتهی فریدا مک فادن با ترجمهی مهدی اسدی داستان زنی جوان را روایت کرده است که بارداری ناخواسته، فقر، یک قرارداد محرمانه و سفری در دل طوفان برفی زندگیاش را زیرورو میکند. انتشارات ۳۶۰ درجه آن را منتشر کرده است. این کتاب در قالب تریلر معمایی، از همان صفحات آغازین با صحنهای شوکآور شروع میشود و بعد بهتدریج گذشتهی شخصیت اصلی را باز میکند. تمرکز اصلی داستان بر ترس، احساس گناه، رازهای پنهان و تصمیمهای سختی است که آیندهی یک مادر و فرزندش را تعیین میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب تصادف
کتاب تصادف داستان تیگن، زن جوان بارداری است که در آپارتمانی کوچک و محلهای ناامن زندگی میکند و با کار دوشیفته در فروشگاه مواد غذایی بهسختی خرج خود و جنینش را تأمین کرده است. فریدا مک فادن در این کتاب، فضای سرد و خشن ایالت مین، تنهایی یک زن باردار، فشار مالی، قضاوت همسایهها و ترس دائمی از آینده را کنار هم قرار داده است تا زمینهی یک تریلر پرتنش را بسازد. کتاب تصادف در بخشهای پیدرپی، بین «یک هفته پیش از تصادف» و لحظههای بحرانی حال حاضر جابهجا شده است. در فصلهای ابتدایی، خواننده با زندگی روزمرهی تیگن، دردهای بارداری، رابطهاش با وکیل آرام و خجالتی بهنام جکسون و همسایهی بدبینش خانم والدن آشنا میشود. بهتدریج روشن میشود که پدر بچه، سایمون لامار، تاجر ثروتمندی است که برای پنهانکردن رابطهاش، ازطریق جکسون پیشنهاد یک قرارداد سکوت و مبلغی بزرگ را به تیگن داده است. کتاب تصادف در ادامه، از دل همین مذاکرهی حقوقی، به کشف تدریجی حقیقت شبی میرسد که تیگن هیچچیز از آن بهخاطر نمیآورد؛ شبی که با بوی عطر سایمون و تکههای مبهم حافظه دوباره زنده میشود. ساختار کتاب بر تنش روانی، تهدید، احساس ناامنی و در نهایت سفری در دل طوفان برفی استوار شده است؛ سفری که عنوان کتاب را معنا میکند و نقطهی اوج تعلیق داستان را شکل میدهد.
خلاصه داستان تصادف
کتاب تصادف داستان تیگن را دنبال کرده است؛ زنی بیستوسه ساله، باردار و تنها که در فقر و اضطراب زندگی میکند و برای آیندهی «تنی کوچولو» در شکمش، حاضر است هر کاری بکند جز فروختن سکوتش. او بعد از یک شب مبهم در بار، باردار میشود و بعدها از تلویزیون میفهمد پدر بچه، سایمون لامار، تاجر متأهل و صاحبنام است. سایمون ازطریق وکیلش جکسون، پیشنهاد پول هنگفتی در ازای امضای قرارداد محرمانه میدهد تا هیچکس از پدر واقعی بچه باخبر نشود. تیگن در آستانهی امضای قرارداد، با بوی عطر سایمون و تکههای حافظه، به این نتیجه میرسد که آن شب قربانی سوءاستفاده شده است و قرارداد را رد میکند. حالا او بدون پول، با بارداری پیشرفته، کابوسهای مداوم و تهدیدهای پنهان، راهی جادهای برفی میشود تا به برادرش برسد؛ جادهای که طوفان، قطعشدن جیپیاس و یک مسیر جنگلی ناشناخته، آن را به صحنهی «تصادف» تبدیل میکند.
چرا باید کتاب تصادف را بخوانیم؟
کتاب تصادف با شروعی شوکآور و ریتمی تند، تجربهی فرو رفتن در ذهن زنی را ساخته است که میان فقر، بارداری، تهدید حقوقی و خاطرهی مبهم یک شب تاریک گیر افتاده است. این کتاب نشان داده است تصمیم اخلاقی در برابر پیشنهاد مالی سنگین چه بهایی دارد و چگونه یک سفر ساده در برف میتواند به نقطهی عطف زندگی تبدیل شود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب تصادف به کسانی پیشنهاد میشود که به تریلرهای پرتعلیق، داستانهای روانشناختی دربارهی قربانیبودن، سوءاستفاده و قراردادهای پنهانی علاقهمند هستند. همچنین به خوانندگانی پیشنهاد میشود که دنبال داستانی کوتاه، پرکشمکش و متمرکز بر یک شخصیت زن در موقعیت بحرانیاند. «تا حالا کسی رو نکشته بودم. من یه آدمکش نیستم. آدم خوبیام. نه دروغ میگم نه تقلب میکنم نه چیزی میدزدم. حتی صدام هم بهندرت بلند میشه. تعداد کارهایی که توی زندگیم باعث شرمندگیام شده باشه، خیلی کمه. اما حالا اینجام... میتونم تمومش کنم. هنوز دیر نشده. نهایتاً تا سی ثانیهی دیگه وقت دارم که نذارم بمیره. فقط کافیه دستهام رو دراز کنم و کمکش کنم. فقط کافیه نذارم بیشتر از این دستوپا بزنه. نمیتونم متوقفش کنم. نمیتونم. تا این که بالاخره تقلا تموم میشه. حالا یه بدن شل و بیحرکت جلوم افتاده. لازم نیست دکتر باشم تا بفهمم مرده. من چی کار کردم؟ صورتم رو بین دستهام پنهون میکنم و جلوی هقهق گریهام رو میگیرم. آدم گریهایی نیستم، هیچوقت نبودم ولی توی این لحظه انگار گریه لازمه. اگه من گریه نکنم، پس کی بکنه؟ چند لحظه بعد، صاف میشینم و خودم رو جمعوجور میکنم. درسته که این کار رو کردم اما دلیل موجهی داشتم.»
حجم
۱٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۲۷ صفحه
حجم
۱٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۲۷ صفحه