
کتاب دویست و دهمین روز
معرفی کتاب دویست و دهمین روز
کتاب دویست و دهمین روز (210th Day) نوشته سوسه کی ناتسومه، داستانی در مورد دو دوست به نامهای کی و روکو است که سفری به کوه آتشفشانی آسو در جزیرهی کیوشو را تجربه میکنند. روایت کتاب بر پایهی گفتوگوهای طنزآمیز و تأملبرانگیز این دو مرد شکل گرفته و در خلال صحبتهای آنها، دغدغههای اجتماعی، طبقاتی و اخلاقی ژاپن دوران میجی بازتاب مییابد. فرهاد بیگدلو این رمان کوتاه را برای انتشارات رایبد ترجمه کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دویست و دهمین روز
کتاب دویست و دهمین روز اثر سوسه کی ناتسومه، نویسندهی برجستهی ژاپنی، در دستهی نوولاها یا رمانهای کوتاه قرار دارد و از نمونههای مهم ادبیات مدرن ژاپن محسوب میشود. این کتاب در اواخر دوران میجی نوشته شده و بازتابدهندهی دغدغههای اجتماعی و اخلاقی آن دوره است. روایت داستان بر پایهی گفتوگوهای مفصل و پرهیاهوی دو شخصیت اصلی، کی و روکو، شکل گرفته است. این دو دوست سفری به کوه آتشفشانی آسو را آغاز میکنند و در جریان این سفر، با طوفانی مواجه میشوند که در تقویم سنتی ژاپن به روز دویست و دهم معروف است و نماد همنشینی طوفان و گردباد بهشمار میآید.
ساختار کتاب مبتنی بر دیالوگهای طنزآمیز و گاه جدی است که در خلال آن، مسائل طبقاتی، عدالت اجتماعی و تضاد میان سنت و مدرنیته به تصویر کشیده میشود. سوسه کی ناتسومه با بهرهگیری از تجربهی شخصی خود و دوستش در سفری واقعی به کوه آسو، فضایی روستایی و دورافتاده را به عنوان بستر روایت انتخاب کرده و از دل گفتوگوهای ساده، به نقد ساختارهای اجتماعی و اخلاقی جامعهی ژاپن میپردازد. کتاب دویست و دهمین روز با زبانی سرراست و طنزآمیز، همزمان هم تجربهگری ادبی و هم بازتابی از تحولات فکری و فرهنگی ژاپن در آستانهی مدرنیته است.
خلاصه داستان دویست و دهمین روز
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان دویست و دهمین روز با ورود دو دوست، کی و روکو، به روستایی در نزدیکی کوه آتشفشانی آسو آغاز میشود. کی، پسر یک توفوفروش، شخصیتی پویا و منتقد دارد و روکو، دوست سادهدل و کنجکاوش، در کنار او قرار گرفته است. روایت با گفتوگوهای روزمره و طنزآمیز این دو پیش میرود؛ از تماشای نعلبند و معبد روستا گرفته تا بحثهای فلسفی دربارهی عدالت اجتماعی، طبقات مرفه و سرنوشت انسانها. در خلال این سفر، آنها با طوفانی روبهرو میشوند که صعودشان به قله را مختل میکند.
بخش زیادی از کتاب به گفتوگوهای پرشور و گاه جدلی این دو شخصیت اختصاص یافته است؛ کی با نگاه انتقادی و بدبینانهاش نسبت به جامعه و روکو با سؤالات ساده و واکنشهای صمیمانهاش. در کنار این دیالوگها، توصیفهایی از طبیعت کوهستان، مهمانخانه و زندگی روستایی نیز دیده میشود. پس از ناکامی در صعود به قله به دلیل طوفان، کی تلاش میکند روکو را برای تلاش دوباره قانع کند و بار دیگر بحثهایی دربارهی عدالت و نقش فرد در جامعه مطرح میشود.
چرا باید کتاب دویست و دهمین روز را بخوانیم؟
این کتاب با روایت سفری ساده، به لایههای عمیقتری از روابط انسانی، نقد ساختارهای طبقاتی و تضاد میان سنت و نوگرایی میپردازد. گفتوگوهای پرکشش و شوخطبعانهی دو شخصیت اصلی، فضایی صمیمی و در عین حال تأملبرانگیز ایجاد کرده است. خواندن این اثر نهتنها تجربهای ادبی از ادبیات ژاپن را رقم میزند، بلکه مخاطب را با نوعی نگاه انتقادی و طنزآمیز به مسائل اجتماعی و فردی روبهرو میکند.
خواندن کتاب دویست و دهمین روز را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این رمان کوتاه به دوستداران ادبیات ژاپن و شرق و کسانی که به موضوعات اجتماعی، عدالت طبقاتی و تضاد سنت و مدرنیته توجه دارند، پیشنهاد میشود.
درباره سوسه کی ناتسومه
سوسه کی ناتسومه (Natsume Sōseki) (۱۸۶۷-۱۹۱۶)، شاعر و رماننویسِ ملقب به پدر رماننویسی مدرن ژاپن و یکی از تأثیرگذارترین چهرههای ادبی دورهی میجی بود که آثارش را پلی میان سنتهای کهن شرق و مدرنیسم غرب میدانند. او که از نوادگان خاندانی سامورایی بود، با وجود مخالفتهای اولیهی خانواده، از معماری دست کشید تا داستاننویسی بپردازد. نام مستعار او، سوسه کی، به معنای سرسخت، بیانگر روحیهی او در مواجهه با چالشهای فکری و عذابهای روحی بود که در طول دوران تحصیل در لندن و پس از آن در توکیو با آنها دستوپنجه نرم کرد. او در کتابهای مهمش مثل «من یک گربه هستم»، که نگاهی هجوآمیز به تغییرات اجتماعی ژاپن دارد، و رمان فلسفی «کوکورو»، به بررسی مضامینی چون تنهایی مدرن، خیانت و تقابل میان سنت و تجدد پرداخت. سوسه کی نهتنها داستاننویس، بلکه نظریهپردازی برجسته هم بود. تصویر او، به خاطر نقش ممتازش در اعتلای فرهنگ ژاپن، برای دههها بر اسکناسهای ۱۰۰۰ ینی ثبت شده بود.
بخشی از کتاب دویست و دهمین روز
«کی با تاب دادنِ دستان خود از جایی بازمیگردد.
"کجا بودی؟"
"رفتم یه کم توی شهر قدم بزنم."
"جای دیدنی داره؟"
"یه معبد."
"دیگه چی؟"
"یه درخت ژینکو جلوی معبد بود."
"و دیگه چی؟"
"بین درخت و عمارتِ اصلی، جاده حدود صد متر سفالکاری شده بود. ساختمون معبد خیلی دراز و باریکه."
"رفتی داخلش؟"
"بیخیالش شدم."
"به جز اون چیز دیگهای نبود؟"
"چیز خاصی نبود. اکثر دهکدهها یه معبد دارن، مگه نه؟"
"بله، هرجایی که مردم بمیرن، قطعاً به یه معبد لازمه."
کی در جواب گفت: "قطعاً" و سرش را خم کرد. او هرازگاه تعظیم بیموقعی میکرد. لحظهای بعد سرش را بالا آورد و گفت: "بعدش نعلبند رو دیدم؛ داشت نعل یه اسب رو میبست. باورت نمیشه کارش رو با چه مهارتی انجام میداد."»

نظرات کاربران
آقا من به چی قسمتون بدم با epub بارگذاری کنید لطفا. به خدا نمیشه pdf خوند.