کتاب شاه بی سرگرمی ژان ژیونو + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب شاه بی سرگرمی

کتاب شاه بی سرگرمی

نویسنده:ژان ژیونو
امتیاز
۱.۰از ۱ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب شاه بی سرگرمی

کتاب شاه بی سرگرمی (Un roi sans divertissement) رمانی از ژان ژیونو، در روستایی دورافتاده در دل کوهستان‌های آلپ اتفاق می‌افتد؛ جایی‌که دختری جوان به ناگهان ناپدید می‌شود و وقوع حوادثی مرموز به دنبال آن، به‌تدریج فضای روستا را به سمت هراس و بی‌اعتمادی سوق می‌دهد. ژیونو با نگاهی موشکافانه، به لایه‌های پنهان روان انسان و رابطه‌ی او با طبیعت و خشونت می‌پردازد و مخاطب را به تامل درباره‌ی ماهیت شر و ملال انسانی دعوت می‌کند. این کتاب را شهاب وحدتی ترجمه و نشر رایبد منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب شاه بی سرگرمی

کتاب شاه بی سرگرمی اثر ژان ژیونو، روایتی است از روستایی کوهستانی که در زمستانی سخت و طولانی، با ناپدیدشدن ناگهانی یک دختر جوان، آرامش ظاهری‌اش برهم می‌خورد. ژیونو در این رمان تصویری از جامعه‌ای کوچک و بسته ارائه داده که با نخستین نشانه‌های خشونت و جنایت، به سرعت دچار ترس و بی‌اعتمادی می‌شود. 

داستان با توصیف درخت راش عظیم و زیبایی آغاز می‌شود که به‌ نوعی نماد طبیعت و رازهای نهفته در آن است. با وقوع حوادثی چون زخمی‌شدن خوک، تلاش برای ربودن یک پسر جوان و ناپدیدشدن شکارچی، فضای روستا به سمت اضطراب و وحشت پیش می‌رود. ژیونو در این کتاب، نه‌تنها به دنبال حل معمای قتل‌هاست، بلکه به بررسی انگیزه‌های پنهان انسان برای خشونت و نقش ملال و پوچی در بروز شر می‌پردازد. شاه بی سرگرمی اثری است که در آن، طبیعت و انسان در هم تنیده‌اند و مرز میان شکارچی و شکارشونده، قاتل و قربانی، به‌تدریج محو می‌شود.

خلاصه داستان شاه بی سرگرمی

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! 

ماری شازوت، دختر جوانی، به‌طرزی مرموز ناپدید می‌شود و هیچ اثری از او باقی نمی‌ماند. پس از آن، خوکی با زخم‌هایی عجیب پیدا می‌شود و تلاش نافرجامی برای ربودن یک پسر جوان رخ می‌دهد. مردی ناشناس که مظنون به این حوادث است، خود نیز ناپدید می‌شود. وحشت و بی‌اعتمادی در روستا گسترش می‌یابد و مردم شب‌ها را با اسلحه و در کنار هم سپری می‌کنند. با آمدن بهار، آرامش موقتی بازمی‌گردد اما زمستان بعد، شکارچی روستا نیز ناپدید می‌شود و موج جدیدی از ترس همه را فرا می‌گیرد. 

این بار، لانگلوا، ژاندارم منطقه، با گروهی از ژاندارم‌ها وارد روستا می‌شود تا راز قتل‌ها را کشف کند. او با روشی متفاوت، تلاش می‌کند انگیزه‌ی قاتل را درک کند و خود را جای او بگذارد. اما این جست‌وجو، لانگلوا را نیز به مرز فروپاشی روانی می‌کشاند و در نهایت، او که دیگر هیچ‌چیز جز کشتن برایش جذاب نیست، دست به عملی هولناک می‌زند.

چرا باید کتاب شاه بی سرگرمی را بخوانیم؟

ژیونو در این اثر به لایه‌های پنهان روان انسان و نقش طبیعت و محیط در شکل‌گیری جنایت می‌پردازد. روایت داستان از زاویه‌ی دید اهالی روستا و بدون قضاوت مستقیم نویسنده، امکان تفسیر و مشارکت فعال خواننده را فراهم می‌کند. این کتاب برای کسانی که به دنبال اثری فراتر از یک داستان جنایی صرف هستند و علاقه‌مند به تأمل درباره‌ی ماهیت شر، ملال و تأثیر محیط بر رفتار انسان‌اند، انتخابی قابل توجه است.

خواندن کتاب شاه بی سرگرمی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن شاه بی سرگرمی به علاقه‌مندان به رمان‌های معمایی، دوستداران ادبیات فرانسه و کسانی که به داستان‌های روان‌شناختی علاقه دارند، پیشنهاد می‌شود.

اقتباس‌ها از کتاب شاه بی سرگرمی

ژان ژیونو خود این داستان را منبع اقتباس قرار دارد و فیلم‌نامه‌ای با همین عنوان بر اساس آن نوشت. کارگردان این فیلم فرانسوا لِتریه بود و در آن کلود ژیرو نقش اصلی را ایفا می‌کرد. این اثر محصول سال ۱۹۶۳ است.

بخشی از کتاب شاه بی سرگرمی

«مردان خانوادۀ دومون خیلی خوش‌قیافه هستند؛ هرچند که اینجا در مورد قیافۀ مردها مثل زن‌ها قضاوت نمی‌کنند. در سنت‌موریس، آور و پره‌بوا در این مورد توافق نظر دارند؛ همۀ این‌ها را با هم دارند: قد و بالا، چشم‌های آبی، مهربان و مؤدب و طرز راه رفتنِ دل‌انگیز. بینی‌های بسیار قشنگ مثل بینی مارسل کوچولو و چشم‌های روشن مثل او دارند. افراد خانواده‌های دومون و پونیه و همین‌طور زن رائول، موهای قهوه‌ای دارند که در این نواحی بسیار نادر است؛ موهایی بسیار تیره رنگ و براق. زن رائول با وجود اینکه همیشه بیرون از خانه و در مزرعه کار می‌کند، بسیار سفید مانده است؛ یعنی رنگ پوستش مثل بقیه افراد اینجا گندم‌گون نیست. قسمت بالای بازوان او که از لبۀ پیراهن دیده می‌شود، مثل شیر سفید است. افراد خانوادۀ دومون رنگ‌پریده‌اند؛ نه سرخ و سفیدند و نه برنزه، هرچند از سلامتی کامل برخوردارند. این‌طوری می‌توان تصویری از ماری شازوت به دست آورد: کوتاه قد با موهای قهوه‌ای و چشم‌های آبی و سفید مثل شیر و سرزنده و تندرست، درست مانند زن رائول. 

همۀ کسانی که الان درباره‌شان حرف زدیم و در حال حاضر زنده هستند، افرادی شرافتمند و تا حدودی پرهیزکارند. از این‌رو در سال ۴۳ حتی برای یک لحظه فکر نکردند ممکن است ماری شازوت با کسی فرار کرده باشد. البته یک ژاندارم این احتمال را بر زبان آورد، ولی خوب اولاً طرف ژاندارم بود و ثانیاً از اهالی درۀ گرزیوودان به شمار می‌آمد. از طرف دیگر با چه کسی ممکن بود فرار کرده باشد؟ همۀ پسرهای دهکده که سر جای خود بودند، تازه همه می‌دانستند که ماری شازوت با آن‌ها معاشرتی ندارد. هرچند مادرش به او تذکر داد چکمه بپوشد، ماری همچنان با دمپایی بیرون رفت؛ پس فقط ممکن بود با یک فرشته فرار کرده باشد.»

نظرات کاربران

سمانه ابراهیمی
۱۴۰۴/۱۱/۲۲

آقا من به چی قسمتون بدم با epub بارگذاری کنید لطفا. به خدا نمیشه pdf خوند.