
کتاب رمزگشایی از پرونده های قتل
معرفی کتاب رمزگشایی از پرونده های قتل
کتاب رمزگشایی از پرونده های قتل (We Solve Murders) نوشته ریچارد آزمن و ترجمه نیما جوادی، رمانی معمایی و هیجانانگیز است که نشر پرتقال آن را در سال ۱۴۰۳ منتشر کرده است. این رمان که بخشی از مجموعهی فانتوم به شمار میرود، سه ژانر فانتزی، وحشت و معمایی را در هم آمیخته و فضایی پر از رمزوراز خلق کرده است. داستان در بستری مدرن و امروزی روایت میشود و شخصیتهایی با پیشینههای متفاوت را درگیر پروندههایی پیچیده و رازآلود میکند. چندین قتل محور کتاب هستند؛ قتلهایی که در ظاهر بیارتباط به نظر میرسند، اما بهتدریج لایههای پنهان آنها آشکار میشود. نویسنده با نگاهی موشکافانه و طنزی تلخ، دنیای جنایت، شهرت، شبکههای اجتماعی و روابط انسانی را به تصویر کشیده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب رمزگشایی از پرونده های قتل اثر ریچارد آزمن
کتاب رمزگشایی از پرونده های قتل به قلم ریچارد آزمن، رمانی معمایی و فانتزی و هولناک است که در آن مرز میان واقعیت و خیال، امنیت و تهدید بهشکلی نامحسوس جابهجا میشود. رمان حاضر با ترکیب عناصر سه ژانر یادشده، فضایی پرتعلیق و غیرمنتظره آفریده است. شخصیتهای اصلی کتاب، ازجمله ایمی ویلر (محافظ شخصی)، استیو (کارآگاه بازنشسته)، رزی دیآنتونیو (نویسندهی مشهور) و جف نولان (مدیرعامل شرکت امنیتی)، هرکدام با دغدغهها و گذشتههای خاص خود، درگیر پروندههایی میشوند که به قتلهای زنجیرهای و شبکههای پیچیدهی جنایت و پولشویی گره خورده است. داستان میان انگلستان و آمریکا در رفتوآمد است و با نگاهی انتقادی به دنیای سلبریتیها، شبکههای اجتماعی و شرکتهای امنیتی خصوصی، لایههای پنهان قدرت و فساد را آشکار میکند. طنز تلخ و دیالوگهای هوشمندانه، فضای رمان حاضر را از یک معمای صرف فراتر میبرد و آن را به اثری دربارهی هویت، ترس، وفاداری و انتخابهای اخلاقی بدل میکند. کتاب رمزگشایی از پرونده های قتل خواننده را تا انتها درگیر معماها و روابط پیچیدهی شخصیتها نگه میدارد.
خلاصه داستان رمزگشایی از پرونده های قتل
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
رمان با قتل مرموز اندرو فیربنکس، اینفلوئنسر اینستاگرامی، آغاز میشود. جسد او با شلیک گلوله و نشانههایی عجیب در قایقی تفریحی پیدا میشود. این قتل، تنها یکی از زنجیرهای از مرگهای مشکوک است که بهتدریج پای شخصیتهای مختلف را به ماجرا باز میکند. ایمی ویلر، محافظ شخصی حرفهای، مأموریت دارد از رزی دیآنتونیو، نویسندهی پرفروش، در جزیرهای خصوصی محافظت کند؛ درحالیکه تهدیدهایی از سوی یک میلیاردر روسی و شبکهای از جنایتکاران حرفهای سایه انداخته است. استیو، کارآگاه بازنشسته، در روستای اکسلی زندگی آرامی دارد، اما همچنان با ذهن جستوجوگرش درگیر پروندههای کوچک و بزرگ است و بهطور غیرمستقیم با ماجرای قتلها پیوند میخورد. جف نولان، مدیرعامل شرکت امنیتی، میکوشد ارتباط قتلها را با شبکههای پولشویی و شخصیت مرموز فرانسوا لوبه کشف کند؛ کسی که ردپایش در پسزمینهی تمام جنایتها دیده میشود. رمان با نامهها، ایمیلها و گفتوگوهای شخصیتها پیش میرود و بهتدریج شبکهای از روابط، رازها و خیانتها را آشکار میکند. مرز میان قربانی و مجرم، حقیقت و فریب بارها جابهجا و هر شخصیت با انتخابهای دشوار و پیامدهای آنها روبهرو میشود.
چرا باید کتاب رمزگشایی از پرونده های قتل را بخوانیم؟
رمان رمزگشایی از پرونده های قتل با ترکیب ژانرهای معمایی، فانتزی و وحشت، تجربهای دیگر از داستانگویی معاصر را ارائه داده است. این رمان امکان همذاتپنداری با شخصیتهای گوناگون را فراهم کرده است؛ از محافظ شخصی تا کارآگاه بازنشسته و مدیرعامل شرکت امنیتی. طنز تلخ و نگاه انتقادی به دنیای سلبریتیها، شبکههای اجتماعی و شرکتهای خصوصی، کتاب را از یک معمای صرف فراتر میبرد و به اثری دربارهی هویت، قدرت و انتخابهای اخلاقی بدل میکند. روایتهای موازی این اثر، خواننده را تا انتها درگیر نگه میدارد و هر فصل با معمایی تازه و زاویهی دیدی متفاوت، لایههای جدیدی از رمان را آشکار میکند. این کتاب میتواند برای کسانی که بهدنبال رمانی پرکشش، پر از پیچیدگیهای روانشناختی و اجتماعی هستند، تجربهای خواندنی باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب به دوستداران ادبیات داستانی قرن ۲۰ انگلستان و قالب رمان معمایی، جنایی و روانشناختی پیشنهاد میشود. همچنین این رمان فانتزی به کسانی که دغدغهی شناخت لایههای پنهان قدرت، فساد، روابط انسانی و تأثیر شبکههای اجتماعی بر زندگی امروز را دارند، توصیه میشود.
نظر افراد یا مجلههای مشهور درباره این کتاب چیست؟
- کِرکِس ریویو: ریچارد آزمن گروه دوستداشتنی دیگری از کارآگاهان را معرفی کرده است.
- شاری لاپنا، نویسندهی پرفروش نیویورک تایمز: این کتاب برابر با یک سرگرمی پرجنبوجوش با گروهی جدید و سرگرمکننده از شخصیتها و شوخطبعیِ منحصربهفرد ریچارد آزمن است.
- واشینگتن پست: ریچارد آزمن گروه کاملاً جدیدی از شخصیتها را برای شیفتهشدن به شما معرفی میکند. این رمان، معمایی شیطانی و ماجراجوییِ پرشوری است که با گرما و شوخطبعی درآمیخته است.
- گاردین: آنچه در نوشتههای ریچارد آزمن برای من میدرخشد، این است که او واقعاً مردم را دوست دارد و از تمام لغزشها و غرابتهای رفتاری آنها لذت میبرد. همهی اینها تجربهای دلپذیر از مطالعهی آثارش رقم میزند.
- وال استریت ژورنال: ریچارد آزمن تیمی فریبنده و جدید از کارآگاهان را معرفی و این گروه را راهی تحقیقی در سراسر جهان میکند. او رمان خود را با طنز، دیالوگهای موجز، شخصیتپردازیهای دقیق و یکی دو چاشنی از احساسات، جانی دوباره میبخشد.
- بوکپِیج (BookPage): کتاب رمزگشایی از پروندههای قتل یک رمان معمایی برجسته است؛ ترکیبی بینقص از ژانر معمایی (Cozy Mystery) و تریلر. طرفداران داستانهای معمایی با این کتاب پاداش سخاوتمندانهای گرفتهاند و خوشحال خواهند شد اگر بدانند که ریچارد آزمن نقشههای بیشتری برای این شخصیتها در سر دارد.
- مجله اِل (Elle): من عاشق مجموعهی باشگاه جنایی پنجشنبهها (The Thursday Murder Club) از ریچارد آزمن هستم. وقتی شنیدم او برای مدتی به ستارههای سالخوردهاش استراحت داده تا از حل چهار قتل در چهار سال رها شوند، بسیار متأثر شدم، اما خوشحالم که کتاب رمزگشایی از پروندههای قتلْ یک جایگزین شایسته است. این رمان که بخشی از یک مجموعهی کاملاً جدید است، یک محافظ زن و پدرشوهرِ افسر پلیسِ بازنشستهاش را بهعنوان قهرمانان اثر معرفی میکند.
درباره ریچارد آزمن
ریچارد آزمن (Richard Osman) زادهی ۲۸ نوامبر ۱۹۷۰، مجری تلویزیون، تهیهکننده، کارگردان، کمدین و نویسندهای انگلیسی است که بیش از هر چیز بهعنوان خالق و مجری برنامهی مسابقهای Pointless در شبکهی BBC شناخته شده است. او در دانشگاه کمبریج و در کالج ترینیتی در رشتهی سیاست و جامعهشناسی تحصیل کرد و همانجا با الکساندر آرمسترانگ، همکار آیندهاش در Pointless همدوره شد. فعالیت حرفهای او طیفی گسترده از تولید تلویزیونی تا اجرا و نویسندگی را در بر میگیرد. این نویسنده پیش از شهرت بهعنوان مجری، در پشتصحنهی تلویزیون فعالیت داشت و بهعنوان تهیهکنندهی اجرایی در برنامههای گوناگون حضور داشت و بهعنوان مدیر خلاق شرکت Endemol UK ایدهی Pointless را به BBC ارائه کرد. این برنامه از سال ۲۰۰۹ آغاز شد و او تا سال ۲۰۲۲ در کنار آرمسترانگ اجرای آن را بر عهده داشت. آزمن برنامههای دیگری را هم اجرا کرده و در برنامههای متعددی حضور داشته است.
او نویسندهای بسیار موفق در حوزهی داستان جنایی است. نخستین رمانش با عنوان باشگاه جنایی پنجشنبهها (The Thursday Murder Club) در سال ۲۰۲۰ منتشر و با استقبال گسترده روبهرو شد. این اثر آغازگر مجموعهای پرفروش شد. رمان مرگ آخرین شیطان (The Last Devil to Die) از او به صدر فهرست پرفروشهای نیویورکتایمز رسید و مجموعهی Thursday Murder Club در مجموع میلیونها نسخه در جهان فروش داشت؛ بهطوریکه تا سال ۲۰۲۵ بیش از ۱۷ میلیون نسخه از آثار او در سراسر جهان به فروش رسیده است. اقتباس سینمایی The Thursday Murder Club نیز در سال ۲۰۲۵ میلادی اکران شد. این نویسنده مجموعهی دیگری با عنوان رمزگشایی از پروندههای قتل (We Solve Murders) را در سال ۲۰۲۴ آغاز کرده است. ریچارد آزمن افزونبر داستاننویسی، چندین کتاب غیرداستانی نیز منتشر کرده است. او پادکست The Rest Is Entertainment را همراه با مارینا هاید راهاندازی کرده و در عرصهی رسانه و ادبیات حضوری فعال داشته است.
این کتاب یا نویسنده چه جوایز و افتخاراتی کسب کرده است؟
ریچارد آزمن به پاس خدماتش در حوزهی ادبیات و برنامهسازی (پخش رادیو و تلویزیونی)، در سال ۲۰۲۶، به مقام افسر نشان امپراتوری بریتانیا (OBE) منصوب شد. رمان رمزگشایی از پروندههای قتل (We Solve Murders) به قلم او با کسب رتبهی نخست در لیست ۵۰ کتاب برتر و رسمی بریتانیا (تنظیمشده توسط مؤسسهی نیلزن بوکاسکن) و همچنین در جایگاه دوم فهرست پرفروشترینهای نیویورک تایمز در دستهی داستانهای جلدسخت قرار گرفت.
چه نسخههای دیگری از این کتاب در ایران منتشر شده است؟
کتاب رمزگشایی از پرونده های قتل با عنوان ما کاشفان قتل با ترجمهی محدثه احمدی و ویراستاری نجمه سادات بنیفاطمه در سال ۱۴۰۴ توسط نشر نون روانهی بازار کتاب ایران شد.
بخشی از کتاب رمزگشایی از پرونده های قتل
«استیو ویلر بالای پلههای جت شخصی ایستاد. سرآشپز داخل هواپیما هم یک «استیک بیک» ساده با گوشت گوساله، گوشت گاو واگیو و پودر سوخاری پانکو برای او درست کرده بود. لحظهای که در کابین باز شد هوای شرجی کارولینای جنوبی مانند حیوانی وحشی به صورتش هجوم آورد. احتمالاً نباید کاپشن جین و سوئیشرت میپوشید. ولی این لباس همیشگی او بود و آمریکا باید قبل از استیو تغییر میکرد.
آسمان بهرنگ آبی رؤیایی بود. دیگر در انگلیس نبود و همین فکر باعث میشد بخواهد فوراً به کشورش برگردد. مطمئن بود اگر محترمانه درخواست کند، او را دوباره به خانه برمیگردانند. در افق، آزادراهی را میدید که با نور ماشینهای فلزی و پُرسرعت میدرخشید. مشابه این صحنه را در فیلمها دیده بود ولی برای مردی اهل همپشایر تازگی داشت. رنگ تابلوهای آزادراه هم اشتباه بودند. و چرا کلمهٔ «آزادراه» در ذهنش بود؟ اسمش «بزرگراه» است استیو، درگیرش نشو!
تابلوهای تبلیغاتی کنار ساختمان کوچک و خصوصی پایانه بهطرز وسوسهانگیزی شبیه تابلوهایی بود که در خانه میدید. ولی همچنان دندانها سفیدتر، موها درخشانتر و شعارها مطمئنتر از مال خودشان بودند. استیو دستی به موهایش کشید، دندانهایش را با زبانش لمس کرد و احساس کرد اعتمادبهنفسش نسبت به گذشته بهطور قابلتوجهی کمتر شده است. اینجا از او چه خواهند ساخت؟»
حجم
۳۲۷٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۴۲۴ صفحه
حجم
۳۲۷٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۴۲۴ صفحه